تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
دانهء هيل حب الآس مصطگى پوست بيرون پسته هر يك درم طباشير گل سرخ هر يك دو درم قند دو چند

معجون خستهء انبه دافع اسهال معدى

صفت آن

نانخواه دانهء الايچى كندر موچرس سعد بيلگرى صمغ عربى بريان كشنيز بريان هر واحد دو درم مغز خستهء انبه چهار درم قند دو چند خوراك دو مثقال بشيرهء باديان بريان و زيرهء سياه بريان هر يك به قدر درم

معجون تاليف حكيم عبد الحميد كه به جهت اقسام اسهال خصوص اسهال بواسير را مفيدست

صفت آن

اتيس نشاستهء برشته حب الآس تيواج خطائى كشنيز برشته بيخ انجبار طراثيث رال مغز هيل سعد زيرهء سبز از هر يك يك توله كهربا گل ارمنى هر يك شش ماشه طباشير دو توله زيره را در سركه خيسانيده و برشته پس همه را كوفته بيخته با دو برابر شربت حب الآس معجون كنند خوراك نيم توله با يك توله شربت انجبار

معجون كه جهت اسهال معدى و مقوى مجرب‌ست

صفت آن

زيرهء كرمانى نه ماشه طباشير نه ماشه برگ قنب برشته يك توله دانهء هيل قاقلهء كبار مصطگى رومى ثعلب مصرى بزرورد هر يك شش ماشه عود قمارى سه ماشه پوست بيرون پسته كوكنار هر يك شش ماشه كوفته بيخته با مرباى بيلگرى بسرشند و بقوام آرند و دو نيم ماشه بخورند

معجون سندروس كه در اسهال الدم از مجربات حكيم عوض على مرحوم‌ست

صفت آن

بسد سوخته سندروس كهربا پشم خرگوش هركدام يك جز حكاكهء زبرجد عاج دم الاخوين هركدام نصف جز كوفته بيخته با عسل صاف بسرشند و يك مثقال بدهند

معجون اسود كه اسهال بلغمى مزمن و زحير را بغايت نافع

صفت آن

افيون جندبيدستر ميعهء سائله بزر البنج زعفران مر اسارون تخم كرفس سليخه گل ارمنى گلنار كندر نانخواه مساوى كوفته با سه وزن ادويه عسل بسرشند شربتى نيم درم به آب به يا آب سماق

معجون مجرب براى زنى كه درد رودهء ريحى از سوء هضم مع تليين طبع داشت

صفت آن

ساذج زرنباد پودينه دانهء هيل قرنفل مصطگى سنبل الطيب جوزبويه سعد كوفى خولنجان زرنب نارمشك هر يك دو درم نانخواه يك درم كندر حب الآس هر يك سه درم قند سه چند خوراك دو مثقال

معجون قولنج در قولنج ريحى و بلغمى نفع عظيم دارد و باوجاع معدهء ريحى و بلغمى نيز فائدهء بين كند

صفت آن

برگ سداب پودينهء خشك فلفل نانخواه كرويا كاشم زنجبيل دارچينى دارفلفل مساوى كوفته بيخته بشهد سه چند معجون سازند

معجون مسهل قولنج را بغايت نافع‌ست و اخراج مواد سوداوى مىنمايد بعد از نضج و مزيل امراض حاره است

صفت آن

رب السوس سقمونياى مشوى نشاسته بسفايج گل سرخ هريك پنج مثقال هليلهء سياه پوست هليلهء كابلى روغن بادام مغز تخم كافيشه هر يك بست مثقال سناى مكى گل بنفشه هر يك سى مثقال عسل دو چند عسل را نخست به آبى كه در آن سنا و گل سرخ و بنفشه و هليلهء سياه هر يك ده مثقال هليلهء كابلى بست مثقال جوشانيده باشند بقوام آرند و ادويه كوفته بيخته در آن بسرشند شربتى پنج مثقال

معجون كه قولنج ريحى را نافع و از مجربات‌ست

صفت آن

سداب خشك خولنجان سليخه بيخ كبر ساذج هندى از هر يك هفت مثقال نيمكوفته يك شب در گلاب خيسانيده پس بجوشانند تا به نصف رسد پس صاف كنند بعد از آن زرنباد مصطگى نارمشك عود هندى پوست اترج دارفلفل كاشم تخم كرفس ساذج هندى انيسون اذخر اسارون تخم ترب زرنب صعتر دارچينى پودينه حلتيت زيرهء كرمانى قرنفل حرف بابلى از هر يك دو نيم مثقال جندبيدستر نصف وزن يك مثقال دواى مذكور كوفته بيخته پس سه وزن جميع ادويه عسل را بگلاب مذكور پخته باقى ادويه را