تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧

مطبوخ كه بعد اسقاط حمل به عمل مىآيد

صفت آن

گره بانس پنج عدد فلوس مس هفت عدد پوست گردگان دورهء كپاس دو دو توله پوست املتاس يك توله در ده آثار آب بجوشانند هرگاه سوم حصه بسوزد آب آن را بجاى غذا و آب بنوشانيده باشند و روز چهارم كلتهى در آب جوشانيده آب آن را بدهند و دال آن را كه باقى ماند وقت شام دهند و روز پنجم نان موتهه به قدر يك دو دام به خوردن دهند و بجاى آب عرق باديان و عرق عنب الثعلب با عرق گاو زبان بدهند و بعد از چند روز نان گندم با دال موتهه خورند و روز بست و يكم اندك‌اندك روغن زرد شروع نمايند و تا بچهل روز پرهيز از همه چيز دارند و از اشياى بارده و حركات متعبه نيز پرهيز واجب‌ست

مطبوخ از حكيم جعفر جهت اسهال و وجعى كه بعد از ولادت بزنان مىشود

صفت آن

باديان زنجبيل كشنيز هر يك يك توله پوست بيخ بيد انجير دو توله در يك آثار آب بجوشانند چون نيم پاؤ بماند صاف نموده بنوشند

مطبوخ ملين كه طفل را پيش از دادن شير مىدهند

صفت آن

برگ نيم پاؤ برنگ به او كهنبه نركچور هليلهء كلان و خرد دندن دانه چكادانه گل سرخ مويز منقى باديان شاهتره مغز فلوس بادام بتاسه در آب جوشانيده صاف نموده بدهند

نوع ديگر كه مشهور بجنم‌گهىست و اطفال را بعد ولادت مىدهند

صفت آن

عناب سپستان چاكسو صندل سرخ نركچور هليلهء كلان بليلهء خرد چكادانه گل سرخ باديان مغز فلوس بتاسه در آب جوشانيده صاف نموده اندك اندك بدهند

مطبوخ هندى نافع اوجاع مفاصل براى بلغمى مزاج از عمل اهل هند

صفت آن

بدهارا اسگند هر يك يك توله چوب چينى سه ماشه مصرى توله در نيم آثار آب جوشانيده هرگاه چهارم بماند صاف كرده بنوشند و همين قدر شام و نوشته‌اند كه اين مطبوخ هم مفيد باد فرنگ‌ست

مطبوخ سورنجان نافع درد مفاصل و نقرس و مسهل بلغم و صفرا

صفت آن

سورنجان شيرين پنج درم گل سرخ پوست هليلهء زرد هر يك چار درم بنفشه گاو زبان پرسياوشان اصل السوس هر يك سه درم تربد موصوف باديان هر يك دو درم زنجبيل نيم درم انجير پنج عدد سپستان مويز منقى هر يك بست دانه سناى مكى شش درم ترنجبين فلوس خيارشنبر هر يك ده درم بدستور به عمل آرند

مطبوخ قوى الاثر براى استيصال مادهء وجع الورك و عرق النسا و معمول و مجرب

صفت آن

مصطگى انيسون از هر يك دو درم زنجبيل بيخ اذخر هر يك سه درم فوه شيطرج سورنجان بوزيدان هر يك پنج درم بيخ كرفس باديان هفت هفت درم مويز منقى حلبه هر يك ده درم همه را در چهار رطل آب بجوشانند تا چهارم حصه بماند صاف نموده ثلث رطل هر روز با روغن خروع به قدر ما يتحمل طبيعت بنوشند

منضج و مسهل كه براى اوجاع مفاصل معمول و مجرب‌ست

صفت آن

باديان بيخ باديان عنب الثعلب پرسياوشان گاو زبان سورنجان گل بابونه باداورد خطمى خبازى شاهتره هريك شش ماشه گل سرخ نه ماشه تخم كاسنى بيخ كاسنى اصل السوس هر يك هفت ماشه قنطوريون دقيق انيسون تخم كرفس بيخ كرفس بيخ كبر زنجبيل از هر يك سه ماشه مويز منقى بست دانه آلوبخارا هفت دانه در آب جوشانيده گلقند چهار توله ماليده صاف كرده بنوشند و بعد از يك هفته بنفشه نه ماشه سناى مكى يك توله افزايند فرداى آن مغز فلوس شش توله روغن بادام شش ماشه و اگر مناسب دانند تربد سفيد هم داخل نمايند و به همين نهج يك روز در ميان دو مسهل ديگر بدهند پس سفوف سورنجان مسهل تا سه روز متصل بدهند و بعد از تنقيهء كامل بمعجون سورنجان مداومت نمايند بعد از آن تدهين بادهان مناسبه به عمل آرند

مطبوخ كه در حمى مركب به كار آيد

صفت آن

باديان