ضماد براى ورم گلو مجرب از بياض اوستاد مغفور
صفت آن
حلبه گل ديگدان مرچ سياه به آب ليپ كنند
ايضا
[ صفت آن ]
حلبه تخم كتان گل خطمى سفيد گل بنفشه تخم مرو جدوار كوفته بيخته در آب گهيكوار سائيده طلا كنند و برگ پان بندند
ضماد كه از مجربات انطاكيست
صفت آن
آرد باقلا آرد حلبه آرد جو هر كدام يك حصه خسته خرما تخم خطمى هر كدام نصف و شحم حنظل در خناق بارد و گل ارمنى در نوع حار ربع جز كوفته بيخته با سفيدى تخم مرغ در قسم حار و يا پيه مرغابى يا پيه ماكيان در قسم بارد سرشته مكرر بر حلق ضماد نمايند
ضماد سرفه را كه از ورم جگر باشد سود دارد
صفت آن
سنبل الطيب نيم درم ريوند چينى يك درم صندل سرخ صندل سفيد بابونه اكليل الملك تخم كاسنى تخم كشوث برگ نيلوفر هر يك دو درم گل سرخ چهار درم بنفشه گل خطمى آرد جو از هر يك هفت درم كوفته بيخته به آب كاسنى و بيد طلا كنند
ضماد كه در وجع ذات الجنب مجربست
صفت آن
آرد جو اكليل الملك پوست خشخاش كوفته بيخته ضماد كنند
ايضا مسكن وجع ذات الجنب
صفت آن
بنفشه بابونه سبوس گندم آرد گندم تخم كتان همه را در آب بپزند تا مهرا شود پس بيفشارند و آن آب را با روغن بنفشه باز بر آتش گذارند تا غليظ شود پس ضماد كنند و گاهى تخم خطمى حلبه آرد جو افزوده مىشود
ضماد جهت درد پهلوى بارد
صفت آن
بابونه زنجبيل السى كنجد سياه مساوى به آب سائيده نيمگرم ضماد نمايند
ضماد كه براى ورم حار پستان در ابتدا معمولست
صفت آن
گيرو رسوت حضض مكى هر يك چهار ماشه به آب عنب الثعلب ضماد نمايند
ايضا
[ صفت آن ]
آرد جو آرد باقلا آرد عدس گل سرخ عنب الثعلب كوفته بيخته به سركه آميخته ضماد كنند
ايضا
[ صفت آن ]
اسپغول را در سركه و آب برگ عنب الثعلب بجوشانند و با قدرى گل سرخ سائيده ضماد كنند
ضماد معمول در ورم گرم پستان كه بسبب انجماد شير حادث شود
صفت آن
آرد جو باقلا مغاث به آب كشنيز سبز و آب خرفهء سبز و زردهء بيضهء مرغ ضماد كنند و وقت انتها و سكون درد محللات ضماد سازند و اگر ماده جمع گردد منضجات استعمال كنند
ايضا نافع ورم پستان كه بسبب تجبن لبن باشد
صفت آن
برگ پودينه برگ عنب الثعلب سركه و روغن گل پخته ضماد كنند
ايضا شير را كه بسبب گرمى و خشكى منجمد شده باشد منحل كند
صفت آن
مونگ و برنج ساتهى به آب سائيده اندكى گرم كرده ضماد كنند
ضماد نافع ورم بارد پستان
صفت آن
چوب ميده پوست كچنال تخم حلبه پوست بيخ ارند گيرو همه را برابر گرفته كوفته بيخته ضماد نمايند
ضماد براى ورم كه از كوفتگى پستان عارض شود
صفت آن
ماش دانهء مويز كوفته در آب برگ سرو سرشته ضماد كنند
ضماد ورم پستان از حكيم على
صفت آن
در ابتدا صندل جوز القى برگ حنا به آب عنب الثعلب سائيده طلا كنند كه ردع به قوت مىكند و در وسط بهر نضج برگ و گل خطمى و امثال آن ضماد نمايند و اگر مرهم اشق آميزند زود نضج دهد و چون بشگافند بمراهم مدمله علاج كنند
ايضا كه در انتها معمولست
صفت آن
بابونه شش ماشه اكليل الملك چار