Skip to main content

قرابادين اعظم ( فارسى ) — Page 186

Contributors:

P.186
طباشير نيم درم گل ارمنى گل سرخ لك مغسول سنبل اصل السوس هر يك يك درم بهدانهء مقشر نشاسته مغز تخم خيار هر يك چهار درم شربتى يك درم به آب سرد

سفوف كبريت كه در يرقان سدى بغايت مجربست

صفت آن

كبريت زرد نيم مثقال افتيمون تخم كرفس جبلى نخود سياه كندر سفيد هر يك دو درم مغز چلغوزه سه درم مويز منقى پنج درم كوفته بيخته يك نيم درم به آب رازيانه چند روز بخورند

سفوف كه در يرقان اسود بعد مسهل يا ماء الجبن كه از سكنجبين افتيمونى ساخته باشند به كار آيد

صفت آن

نمك هندى يك دانگ ايارج فيقرا نيم درم افتيمون يك درم هليلهء كابلى دو درم هليلهء زرد سه درم جمله يك شربتست كمى و زيادتى بر راى طبيب

سفوف براى وجع طحال بارد از بياض اوستاد مرحوم

صفت آن

باديان نانخواه زيرهء سفيد پودينه هليله بليله آمله زنجبيل بىريشه فلفل گرد برگ سنا نمك طعام وج مساوى كوفته بيخته به آب‌ليمون پرورده سفوف سازند و اگر در ترشى نخود كهرل سازند بهتر بود

سفوف كبر كه جهت سپرز از مجربات‌ست

صفت آن

زوفاى خشك پوست بيخ كبر عنب الثعلب پرسياوشان تخم فنجنكشت تخم سداب برابر شربتى دو درم تا سه درم با سكنجبين بزورى يا ساده يا شربت كشوث و در ذكائى بجاى عنب الثعلب تخم خرفه‌ست و اگر حرارت قوى باشد شيرهء تخم خرفه شيرهء تخم خيارين با سكنجبين نيز ضم نمايند

سفوف هندى دافع صلابت طحال

صفت آن

كبابه پهكرمول جواكهار هليلهء زرد انگوزه نمك سنگ نمك سونچر برنگ كابلى شيطرج كف دريا تربد سفيد نانخواه مساوى كوفته بيخته شربت يك توله صبح همين قدر شام

سفوف ارسطاطاليس مقوى معده و قلب و هاضم طعام و معمول در ذرب

صفت آن

قرفه ساذج هندى هيل عود اسارون مصطگى هليلهء كابلى فرنجمشك نارمشك زيرهء كرمانى دارچينى اشنه فلفل دارفلفل زنجبيل قرنفل اناردانه جوزبوا كافور قاقله از هر يك دو درم مشك عنبر از هر يك يك درم نبات سفيد شش وزن ادويه كوفته بيخته سفوف سازند شربت از يك درم تا سه درم

سفوف شاه‌جهانى كه جهت ضعف معده و اسهال نفع مىبخشد

صفت آن

قرنفل عنبر مصطگى الايچى خرد عود غرقى سنبل الطيب ودع سوخته گلنار فارسى مشك بسد مرجان كهربا گل سرخ از هر يك يك ماشه پوست بيرون پسته مغز بيل طباشير از هر يك دو ماشه كوفته بيخته سفوف سازند شربت از يك درم تا يك مثقال

سفوف حب الرمان مقوى معده و امعا و در اسهال مرارى معمول

صفت آن

اناردانهء بريان ده درم بلوط سماق زيرهء كرمانى مدبر حب الآس كشنيز خشك بريان سنجد خرنوب آرد كنار از هر يك پنج درم عود خام نيم درم آملهء منقى يك نيم مثقال كوفته بيخته با رب به استعمال نمايند شربتى سه درم

نوع ديگر كه در ذرب بثورى و جز آن مستعمل و اسهال بازدارد و اشتهاى رفته بازآرد

صفت آن

اناردانهء ترش بريان كرده بست درم كرويا و كشنيز هر دو در سركه تر كرده خشك نموده بريان ساخته از هر يك چهار درم كزمازج خرنوب نبطى از هر يك دو درم گلنار سماق از هر يك سه درم سفوف ساخته سه درم بدهند

سفوف ذرب كه در ذرب صفراوى معمولست

صفت آن

تخم حماض زرشك بهدانه