Skip to main content

قرابادين اعظم ( فارسى ) — Page 181

Contributors:

P.181

سفوف كه در ضعف هضم از مجربات قرشىست

صفت آن

كشنيز مقشر زرورد هر واحد يك درم سنبل الطيب مصطگى كندر انيسون هر واحد نيم درم طباشير لك بسد هر واحد ربع درم عذبه يك مثقال مشك يك قيراط كوفته بيخته به قدر حاجت با گلقند استعمال نمايند

سفوف قرنفل جهت ضعف معدهء بارد مجربست

صفت آن

قرنفل باديان هر يك سه درم انيسون مصطگى هر يك دو درم زنجبيل يك درم نبات مساوى كوفته بيخته دو درم پيش از غذا بخورند

سفوف اناردانه شكم براند و مع‌ذلك معده را قوت دهد

صفت آن

اناردانه سناى مكى هر يك شش درم زنجبيل نمك هندى تربد سفيد باديان هر يك دو درم كوفته بيخته وقت خواب دو مثقال بخورند به آب گرم و دو نيم مثقال صبح خورند

نوع ديگر از مجربات حكيم عليم صاحب

صفت آن

پوست هليلهء زرد پوست بليله آمله پودينهء خشك زيرهء سفيد هر يك دو درم نمك لاهورى نمك سياه هر يك دو نيم درم سناى مكى چهار درم و نيم اناردانه دو درم و نيم بدستور سفوف سازند

[ سفوف نمك از معمولات احقر ]

سفوف نمك از معمولات احقر براى هضم طعام و اشتها و رفع درد و نفخ معده و بجاى نمك سليمانى باستعمال مىآيد

صفت آن

نمك لاهورى نوشادر مرچ سياه هر يك يك توله دارفلفل شش ماشه نمك سياه سهاگهء بريان هر يك چهار ماشه انگوزهء بريان دو ماشه كوفته بيخته بدارند و به قدر يك دو ماشه بخورند

سفوف نمك سليمانى معمول براى هضم طعام و اشتهاى غذا و درد معدهء ريحى

صفت آن

نمك سانبهر يك رطل نمك سياه نمك اندرانى نوشادر كانى هر يك پانزده مثقال تخم كرفس پنج مثقال فلفل سياه پاؤ كم چهار مثقال فلفل سفيد سه مثقال فقاح اذخر پاؤ كم دو مثقال افتيمون سنبل الطيب حلتيت طيب زيرهء كرمانى هر يك يك نيم مثقال دارچينى تخم انجدان يعنى زيرهء كوهى مغز تخم معصفر زنجبيل انيسون اصل السوس از هر يك يك درم بايد كه اول نمك سانبهر را صاف كنند و اگر هر سه نمك را صاف نمايند خوبست پس همه اجزا را جداجدا كوفته بيخته وزن نموده يك ماه در جو دفن نموده پس برآورده از يك ماشه تا دو ماشه استعمال نمايند و هر قدر كه كهنه مىشود بهتر مىگردد و طريق صاف كردن نمك اينست كه به آب خوب بجوشانند پس در ظرف گلى كرده در تنور بگذارند تا منجمد شود

نوع ديگر سهل و در هضم غذا بىنظير و اگر با زردهء تخم مرغ بخورند تقويت باه كند

صفت آن

نمك سنگ نمك سانبهر نوشادر هر يك هفت توله تخم كرفس نانخواه فلفل سياه زنجبيل قرنفل زيرهء سياه جوزبوا بسباسه هر واحد يك توله نيمكوب كرده سركهء خالص نيم آثار انداخته جوش دهند كه همه يك ذات و خشك شود انگاه همه را سفوف كنند

سفوف خستهء كنار كه در هيضه براى حبس اسهال و قى مىدهند

صفت آن

دانهء هيل مغز خستهء كنار مغز خستهء آمله صندل سفيد مغز كشنيز طباشير پوست درخت برهل برنج ساهى هر يك يك درم اناردانه چهار درم سفوف ساخته بشربت انار منعنع بدهند

سفوف كه هيضه را منع كند و اسهال و قى صفراوى و بلغمى را بازدارد

صفت آن

اناردانه ده درم زرشك بيدانه گل سرخ هركدام چهار درم سعد كوفى