سائيده به كار برند
نوع ديگر معمول جهت استحكام دندان و درد آن
صفت آن
هليله زنگى بريان پوست هليلهء زرد بريان بليله آمله مازو زيرهء سفيد نصف بريان نمك لاهورى هر واحد يك دام پاه مرداسنگ زردچوب سپيارى چهاليه نصف سوخته پهتكرى بريان هر يك نصف دام سنون ساخته به عمل آرند
ايضا معمول براى استحكام دندان
صفت آن
فوه توتياى سبز بريان كات سفيد كشنيز بريان زيرهء سفيد مصطگى سعد پوست بيخ شيطرج نمك لاهورى هر واحد يك دام فلفل گرد كسيس هر واحد نيم دام كوفته بيخته سنون سازند
سنون معمول جهت جنبش دندان و بجميع امراض لثه و ورم آن آزموده
صفت آن
پوست مغيلان چار توله سنگ جراحت كتههء سفيد سپيارى چهاليه از هر يك يك توله فلفل سياه زنجبيل سفيد از هر واحد يك ماشه هر شش اجزا را سرمهسا كرده وزن كنند و با هم آميخته به كار برند و بعد از چهار گهرى اگر خواسته باشند آب بخورند
سنون نافع جهت تغير رنگ دندان كه زردى بر آن نشسته باشد و قوى الاثرست
صفت آن
زبد البحر خزف چينى و خاكستر صدف شعر محرق رماد بيخ نى نمك اندرانى زراوند مدحرج برابر سائيده به كار برند
[ نوع ديگر ]
نوع ديگر كه دندان را جلا دهد و تغير رنگ دندان و حفر را زائل سازد و لثه را محكم كند و بروياند و خون آن بازدارد
صفت آن
صدف مرواريد يك جز عقيق سرخ برگ مورد گل سرخ هركدام نيم جز نمك لاهورى شب يمانى نوشادر شنج هركدام ربع جز همه را در ترشى ليمو يك شب تر كنند صبح مثل مجموع آرد جو اضافه نموده با عسل سرشته بكوزه نو نهاده گل حكمت نموده بسوزانند پس باريك سائيده استعمال نمايند كه مجربست
سنون براى تاكل لثه
صفت آن
مرجان سوخته صدف سوخته هريك دو ماشه زردچوب مازوى سبز جوز السرو توتياى سبز بريان شب يمانى برشته دم الاخوين گل ارمنى هر يك سه ماشه كوفته بيخته بمالند
سنون براى نقصان گوشت لثه و تاكل آن مجرب
صفت آن
كرسنه ده درم كوفته بشهد خمير نموده بر خشت داشته در تنور گذارند تا محترق شود كندر دم الاخوين از هر يك پنج درم ايرسا زراوند مدحرج از هر يك دو درم كوفته بيخته با هم آميخته سنون سازند
سنون كه در قروح و جروح لثه و خروج خون از آن و اكثر امراض اسنان عجيب الاثرست
صفت آن
مازو گلنار اقاقيا نمك لاهورى موى سوختهء انسان همه را سائيده با مثل آرد جو بعسل سرشته بسوزند و سائيده ذروراً و سنوناً استعمال نمايند
[ سنون بارد جهت امراض حاره ]
سنون بارد جهت امراض حاره و رويانيدن گوشت لثه و تعفن آن و حركت دندان بتجربهء حكيم شريف خان صاحب و حكيم ذكاء اللّه خان رسيده و از تذكرهء انطاكى منقول
صفت آن
طباشير گل سرخ از هر يك سه درم مرواريد گل ارمنى دم الاخوين از هر يك دو درم مرجان سوخته صندل سرخ مر صاف حب كاكنج كزمازج ماميران از هر يك يك درم كوفته بيخته سنون سازند
سنون كه در حبس خون لثه معمولست
صفت آن
سپيدى چهاليه سوخته گلنار شاخ كوزن سوخته كاغذ خطائى سوخته سماق جو سوخته بيخ نى طباشير سفيد غنچهء گل