تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

صفت آن

اگر بسبب ضعف قوت ماسكه از برودت و رطوبت باشد درين صورت منى كثير رقيق خارج شود و به آن علامت حرارت نباشد پس تنقيهء بلغم از قى و مسهل كنند و عانه و خصيه را بروغن قسط و مانند آن بمالند و سفوف كه در آن ؟ ؟ ؟ مغسول داخل‌ست و در سفوفات خواهد آمد بخورانند و اگر بسبب حرارت باشد درين حدت و لذع منى بود در حالت خروج علاجش از مبردات كنند و اگر بسبب ضعف اعضاى رئيسه باشد درين قسم نقصان باه نيز بود تدبيرش در دواى ضعف باه مذكور شد

دوائى كه نافع اقسام شريان منى و مذى و ودىست

صفت آن

اگر سببش كثرت منى باشد علامتش كثرت خروج منى در حالت جماع بود بىوقوع ضعف درين صورت جماع زياده كنند و تقليل غذا نمايند و دواى مقلل منى خورند و ادويه كه مقلل شيراند تقليل منى نيز نمايند و اگر بسبب حدت منى شود نشانش حدت منى و حرقت بول و زردى رنگ منى باشد درين صورت اشياى بارد رطب مانند بنفشه و نيلوفر و عناب بدهند و دواى بارد كه مقلل منى باشد مانند گلنار و تخم كاهو و خرفه و اسپغول و تخم كاسنى و بزر البنج و كشنيز خشك و خيار تناول كنند و اين سفوف بدهند اصل السوس دو درم تخم كاهو سه درم گلنار چهار درم گل سرخ تخم سداب تخم فنجنكشت هريك پنج درم كوفته بيخته سه درم بخورند و اگر جريان منى بسبب استرخاى اوعيهء منى و سردى مزاج آن و ضعف قوت ماسكه باشد با آن رقت منى و خروج آن به غير از نعوظ بود درين صورت دواى حار مقلل منى مانند پودينه و سعد و گلنار و تخم سداب و شهدانج و زيره و شونيز و معجون كمونى بخورند و اگر بسبب ضعف گرده باشد مقويات گرده دهند و جريان منى كه در وقت قصور جماع و يا بسبب شنيدن حكايات لذيذ مىباشد ترك آنها كنند و تقويت قوت ماسكه از معاجين و اطليه نمايند

دوائى نافع درور منى

صفت آن

مازو شش ماشه دم الاخوين يك نيم ماشه تخم تاتوره چهار سرخ باريك سائيده به قدر يك دو سرخ بعسل خورند و از ترشى و بادى پرهيزند

دوائى كه نافع كثرت احتلام‌ست

صفت آن

چون اسباب اين مرض مثل اسباب جريان منى بود پس علاج اين مرض مثل علاج آن باشد و پارچهء اسرب پهن ساخته بر كمر بندد و بر پشت خواب نكند و برگ بيد و نيلوفر و مانند آن بر بستر فرش كرده خواب كردن نافع بود

دوائى كه غديوط را نافع بود سبب آن استرخاى اعصاب و تحليل روح بود

صفت آن

در حالت خلو معده جماع نمايند و تا براز نكنند به جماع مشغول نشوند و گل ارمنى و مصطگى و كندر و گلنار و مانند آن در رب به و شربت انار شيرين آميخته بخورند و از همين ادويه شياف ساخته بردارند و تقويت دل و دماغ نمايند

دوائى كه در ورم حار خصيه و قضيب كه با درد و التهاب و سرخى رنگ مىباشد معمول‌ست

صفت آن

بعد فصد باسليق از جانب ورم و فصد صافن يا حجامت قطن و چسپانيدن زلو خصوصا بر خصيه تبريد از لعاب بهدانه و شيرهء عناب و شيرهء تخم كاهو و شربت نيلوفر دهند و اگر ازين تبريد فائده نشود بعد از نضج بمسهل بارد تنقيه نمايند و ضماد معمولى ورم حار خصيه و قضيب كه در ضمادات خواهد آمد به كار برند و اگر ورم صلب گردد از مخها و شحوم و صمغها در شراب حل كرده ضماد نمايند و اگر حاجت تنقيه شود بحسب هر خلط بعد از نضج تنقيه كنند

دوائى كه براى دفع ورم و تسكين الم و استرخاى خصيه بيعديل‌ست

صفت آن

گل ميسو جوشانيده بر خصيه بندند و نطول از آب آن نيز درين باب مجرب و ضماد كردن صبر كه در شراب پخته باشند نيز نافع بود

دوائى كه براى ورم بارد خصيه مجرب‌ست

صفت آن

بيضهء سنگ‌پشت ضماد كنند و مغز تخم بيد انجير در شير گاو پخته ضماد كردن نيز مجرب‌ست

دوائى براى ورم بارد خصيه

صفت آن

گيرو سونطهه مغز تنبول