فرحى * و [ حماى ] سونوخس « 1 » * و حدبهء ورمى [ است ] .
- و اگر قوّه قوى و آلت صلب بود ، نبض صغير سريع متواتر باشد .
- و اگر آلت لين و قوّه ضعيف بود ، نبض صغير بطىء متواتر باشد .
- و اگر قوّه از غايت ضعف به درجهء سقوط رسد ، تواتر به تفاوت مبدّل گردد و نبض صغير بطىء متفاوت باشد .
* خطهاى تيره سر سطرها ( - ) به علاوه فرورفتگى بيشتر آنها ( مانند مثال بالا ) دلالت بر زيرمجموعه بودن مباحث مطروحه دارند و اغلب در تحليل اسباب به كار رفتهاند . مثال ديگر :
سبب اين ضعف قوّه و زيادتى حرارت است . چه :
- اگر قوّه ضعيف نبودى ، عظم و سرعت احداث نمودى ، نه صغر و تواتر .
- و در صورت قلّت حرارت ، وجود تواتر امكان ندارد « 2 » ، لضرورة الحاجة فيه .
- و در حالت انضغاط و صلابت بىسرعت و صلابت نباشد .
پس ، اين نوع از ضعف نبض خالى نبود .
در خواندن كتاب بايد توجه داشت كه اين علائم را نبايد نوعى پاراگرافبندى محسوب كرد تا بدان سبب يكپارچگى متن آسيب ببيند ، بلكه بايد متن را بدون در نظر گرفتن اين علائم خواند .
* هرجا واژه يا عبارتى نيز مهم بوده و قصد توجه دادن بدانها داشتهايم قلم متن سياه شده است . بهويژه در بيان اسباب نبضهاى مركب .
* تصرف در تيترهاى كتاب نيز به جهت سهولت استفاده بوده است ، زيرا اين كتاب در حقيقت فاقد تيتر است .
* دايره توپر نيز براى جدا كردن قسيمها يا انواع مختلف از هم بودهاند .
همان گونه كه در اين سطور شاهد آن هستيد .
هامش
( 1 ) . ( در نسخه ) : سولوخس .
( 2 ) . ( در نسخه ) : ندارد و .