؟ ؟ ؟ زنجار نهايت بايد مريض بر پشت بخوابد و پاهايش را بلند كرده بر ديوار بكذارند و هركاه ممكن باشد پنبه را بميلى پيچيده ؟ ؟ ؟ و قدرى صمغ بدان ماليده و به دو آلوده داخل مقعد نموده اولى خواهد بود و محمّد ذكريا كفته است علاج ناصور غير نافذ آن است كه خرفه خشنى بهپيچد بميلى داخل ناصور نموده بهموارى و ملايمت حك نمايد تا خون جارى شود و غبا تا سه دفعه اين عمل نمايد و هر قدر ناصور كهنهتر است احتياج به اين عمل بيشتر است و در نوع ديّم كه نافذ است بعد از آنكه بمحجمه مصر كرده تقليب مقعده كرده باشند با خياطه يا موى محكم مستحكم نابيده بهبندند تا بيفتد يا دواى حار بكذارند چون مرهم زنجار و امثال ذالك دوائى كه نافع است كبريت حجر القيشور هريك نيم ل پوست مار يك م ل زفت روغن كرد و هريك پنج م ل زفت را با روغن آب نموده ادويّه را بعد ريخته تا مرهم شود و غذا مثل بواسير است
خروج مقعده
يا به سبب ورمى باشد كه بجهة عظم و بزركى تقلب مقعده نموده باشد و يا بجهة استرخاء مقعده است بجهة شدّت رطوبه بر عضله ممكسه مقعده و علامتش ان است كه بهولة بموضع بركردد و علاج در قسم اوّل فصد باسليق يا صافن به قدر حاجت نموده سرب سفيدهء آب قلعپوش در بندى آب كشنيز سبز طلا نمايند و مرهم سفيداب بكذارند و غبا بحمام روند و احتياط كنند كه آب بزد ؟ ؟ ؟ ايضا كل خطمى بزرك سفيد كل بنفشه خبّازى كلنار فارسى پوست كوكنار با شير كاو پخته بيندازند و در قسم ديّم روغن كل سرخ خام كه عبارت از پروراندن كل سرخ تازه است در روغن بادام