كف دريا با سركه طلا نمايند و جالينوس ذكر نموده كه هركاه قو با قريب العهد باشد كفايت مىكند او را رطوبتى كه سيلان مىكند از كندم هركاه واقع بشود در طابه آهن و او را نكاه دارد از حوالى آتش و هو ؟ ؟ ؟ دهن الحنطه
جذام
علّت رويّه بود كه حادث مىشود از انتشار مرّة السّوداء در تمام بدن پس فاسد مىكرداند مزاج اعضا و هيئات اعضا را بسا بود كه در آخر فاسد كند اتّصال اعضا را بسبب تاكّلى كه بهم مىرساند و در حقيقت جذام سرطانيست عام و سرطان جذاميست خاص و اندك و علامت ان سرخ و تيره شدن رنك كه بدن و چشم و بزرك شدن آواز و كرفتكى صوت و دماغ و تعض عرق و نفس و ريختن موها و غلظت لبها و انشقاق ناخنها و كراهت چهره و مهيب بودن بشره ديدن سبب داء الاسدش كويند و شايد بينى متاكل شده بيفتد و هركاه كهنه بود علاج به زير نبود علاج بايد منضجات سوداء نوشيده خفتهاى مسهل سوداء نموده و بعوض مسهل مشروب مطبوخ افتيمون و ايارج لوغاذيا خورده و سواى روزهاى مسهل همهروزه بحمام رفته و ترنج از روغن بنفشه و كدو نموده و بعد از اتمام تنقيه ماء الجبين چند روزى خورده از عقب مشغول به خوردن چوب چينى شوند و بخورات متعدّده نشينند و هركاه مقتضيات قصد مقتضى باشد فصد باسليق و اكحل و دواچينى نمايند و هركاه مزاج حدّت نداشته باشد خوردن مغيّر سودمند بود و صاحب خلاصة التّجارت ذكر نموده كه تدوين بدن بروغن نار بسى نافع آيد و اهل هند را طريق علاج اين مرض خورانيدن زرنيخ است و دستور خوردن او چنانچه جناب والد