بگيرند گندنا و كور « 1 » استه گرفته « 2 » ، ريز كنند و در پاتيله كنند و سر آن را برنهند و آتش كنند تا تيزى و بخار او بنشيند ، بعد روغن گاو را برافكنند با روغن جوز و بريان كنند و در هاون بسايند تا مرهم شود ، ضماد كنند .
( صفحهء 110 )
- مؤلّف از تجربيات خود در مورد زنانى ياد مىكند كه بهطور خودسر داروها و شيافهاى رحمى و فرجى نامناسب به كار بردهاند و يا تحت درمان قابلههاى ناشى قرار گرفته و مبتلا به امراض رحمى و عوارض ساير قسمتهاى دستگاه تناسلى شدهاند . ( صفحهء 114 )
- مؤلّف از فرزجهء مجرّب ( شياف مهبلى ) « 3 » ذكر مىكند :
ميعهء سائله سه مثقال ، فلفل و كندر هر كدام يك مثقال ، پيه بط چهار مثقال فتيله سازد و بردارد . ( صفحهء 119 )
سه تركيب اوّل خاصيت سوزانندگى و ميكربكشى دارد و پيه مرغابى براى نرم كردن و جلوگيرى از زيانآورى اين داروهاست .
- درمان سوزش مجراى ادرار كه با چرك همراه است ( تورّم مجرا ) :
حقير خود مكّرر حرقت را كه با بول مدّه بوده ، اوّل تدبير در رفع حرقت با آب هندوانه و دوغ گاوى و فصد باسليق نموده و بعد از رفع حرقت ، رفع علّت را به غذا از عسل و شير گرم و چلاو نمودهام ؛ بالمّرة مدّه را پاك نموده . ( صفحهء 122 )
- تجربهء شخصى مؤلّف در درمان قوباء « 4 » :
حقير در قوباء خود تجربه نموده ، صمغ درخت آلوچه و حنا را با زردچوبهء محرق مفيد ديده . ( صفحهء 135 )
در همينجا معالجات متداول زمان خويش را ذكر مىكند كه از جنبهء سير درمانشناسى در دوران قاجاريه مفيد است .
- در يك جا در مورد امراض مفصلى نظر درمانى خود را ذكر كرده و اظهارنظر مىنمايد . ( صفحهء 138 )
- در مورد بيمارىهاى دستگاه تنفّسى نيز در مورد خونگيرى از رگ مابض ( وريد خارجى ساق پا ) صريحا اظهارنظر مىنمايد :
هامش
( 1 ) . كور : خرنوب شامى ؛ كور : كرنب ( فهرست مخزن الادويه )
( 2 ) . استه گرفته : بايد مقصود هسته گرفته باشد .
( 3 ) .Vaginal suppository( 4 ) . خارش و زخم پوست ، قوباء اصفر : زرد زخم .