نافع ورم پستان كه به سبب جمود لبن حادث شده : بذر كتان بكوبند و به سركه خمير كرده به كار برند ؛ و اگر ورم مايل به صلابت بود آرد باقلا و اكليل الملك به روغن كنجد خبيص كرده برنهند .
[ البسايط در ثدى ]
در ورم حارّ حادث در ثدى ، بزرقطونا با سكنجبين در آب لت كرده « 78 » نافع است .
و اگر ورم با التهاب باشد ضماد كنند بذر البنج و تاجريزى با روغن گل .
و هرگاه ورم بارد بود ، فايده در ضماد به كمّون مدقوق است .
ضماد نافع ورم حارّ ملتهب در ثدى : آرد باقلا ، آرد جو با زردهء تخم [ مرغ ] ، مغاث مكد يك جزو ، آب گشنيز و آب بقله خمير كرده ، ضماد كنند .
و چون التهاب و حدّت ورم ساكن شود ضمادى كه مسطور است معمول دارند : موم و روغن بنفشه بگدازند و با زردهء تخم در هاون خوب بسايند تا حلّ گردد ، ضماد نمايند .
و هرگاه ورم مايل به جمع شدن شود و آثار نضج داشته باشد ، روغن گاو و انجير زرد و آب گرم در هاون مثل مرهمى كرده برنهند ، و نيز ضماد كنند به حلبه و بذر كتان و كنجد مدقوق معجون كرده به شيرهء انجير .
البسايط ، مفرداتى كه مفيد است :
دلك پستان به جوز مدقوق ، دافع ورم است .
ضماد از برگ خروع مدقوق مخلوط به سركه ، مسكّن ورم پستان است .
وضع موم بر پستان مانع تعقّد لبن است .
خاييدن يك درهم انيسون ، ادرار لبن كند .
تخم ترب مدرّ و مزيد لبن است .
نخود ، شير زياد كند .
طلاى نافع درد و سختى پستان : ريوند ، گل ارمنى ، بعد از نطول كردن مكرّر با آب گرم بمالند .
ضمادى كه تقليل لبن كند : آرد باقلا با گلاب سرشته ، بگذارند و زيره و سداب تناول نمايند .
تضميد صدر به عدس مطبوخ با زيره و سداب و سركه ، يا بليله با سركه و آب طبيخ نعنعا « 79 » از مقلّلات لبناند .
هامش
( 78 ) . با نگاه به لغتنامهء دهخدا : به معنى خمير كرده ، سرشته .
( 79 ) . در متن ، نعنعا و نعناع مكررا به جاى هم به كار رفتهاند . واژه نعنعا در مخزن الادويه ، تحفهء حكيم مؤمن و لغتنامهء دهخدا ديده نشد . ولى با توجّه به ضبط واژهء نعنع در هر سه كتاب ، گمان مىرود نعنعا نيز صورتى از همين واژه در تداول عامّ روزگار مؤلّف بوده است .