*
امراض اسنان
كه به لفظ فارسيان دندانش خوانند ، درّى است مكنون و گوهرى است بىچون . پاسدارندهء بدن و حراس نمايندهء مزاج از ابتلا و محن است . از خواصّ اوست اصلاح اغذيه جهت صلاحيّت قوّهء ازدراد - كه قواى جاذبه و دافعهاند - تا آنكه جذب غذا نمايند و به بدن جهت حفظ جان و تن رسانند . دليل اين مطلب در نزد خردمندان اوضح از آن است كه به بسط مقال ، ملال افزايد و به شرح احوال ، كلال آورد . عطوفت حضرت بارى در خلقت آن عضو شريف چنان عنايت فرموده تا چون عظمى سخت و صلب بود تا از واردات تكسير و تعجين ، منكسر نگردد و از تحميلات تبريد و تسخين ، منحدر نشود .
على هذا مراتب حفظ آن براى انسان لازم ، و مقامات صحّت او جهت حفظ ابدان واجب است ، پس ملاحظهء حفظ او را بايد كرد به شش چيز :
[ ملاحظات حفظ دندان ]
اوّل آنكه احتراز كنند از غذاهاى فاسده در معده .
دوّم : تبرّى جويند از خاييدن چيزهاى چسبنده خصوص آب دندان و انجير خشك .
سيّم : دورى جويند از ميوههاى نارس كه علّت ضرس دندان گردد .
چهارم : و بپرهيزند از اشياء باردهء بالفعل و حارّه .
پنجم : جايز نشمارند چيزهاى صلب را كه به دندان شكنند .
ششم : زياده مسواك كنند با چوب اراك به ملايمتى كه بن دندان متألّم نشود .
[ درد دندان ]
چنانچه دردى عارض وى شود خالى از دو حال نخواهد بود : يا علّتش غلبهء حرارت است كه از خلط دم و صفرا به هم رسيده . علامتش تسكين به ماء بارد است ؛ و يا از زيادتى رطوبت بلغميّه باشد ؛ علامتش خفّت وجع و سكون به اشياء حارّه است .
و علاجها در نوع اوّل : فصد قيفال و حجامت بين الكتفين و فصد چهار رگ ، و تبريد به مبرّدات دوائيّه و غذائيّه ، و مسهلى از مسهلات صفراوى بوده باشد . سركه و گلاب در دهان بگيرند و هرگاه وجع شديد بود كافور ضمّ نمايند .
سنون مسكّن وجع كه علّت آن بلغم بود : فلفل ده ، بوره شش ، عاقرقرحا ، مويزج ، زنجبيل هر كدام چهار ، سحق كرده بر لثه و دندان بپاشند .
سنون نافع حركت و اوجاع اسنان : گل سرخ ، سعد ، صندل .
سنون مبيّض اسنان و مطيّب نكهت : برگ سماق ، زاج سفيد سحق كرده بر دندان بمالد .
مضمضهء مجرّب از چرك آمدن پاى دندان : زاج و مازوى در آب جوشيده .