گيلان . سالوك كوچسفانى از طايفه اسمعيلود از اميران كوچسفان ( تاريخ گيلان و ديلمستان ، صص 23 و 45 ) .
937 اسماعيليان مصر :
بعد از مستنصر ائمه و اعيان دو گروه شدند و قومى به امارت نزار گفتند كه اعتبار نص اول است و اسماعيليان شام و عراق و قومس از ايشاناند و به نزاريه معروفاند ( تاريخ بناكتى ، ص 112 ) .
اسماعيليان عراق معتقد به امامت نزار هستند ( تاريخ بناكتى ، ص 112 ) .
938 اسماعيليه :
طرفداران حسن صباح كه مركزشان الموت بود ( فرمانروايان گيلان ، ص 122 ) .
939 اسماعيليه :
در كوههاى قاين حدود يازده قلعه داشتهاند .
940 اسماعيليه - باطنيه :
سال 294 قمرى نام باطنيه كه همان اسماعيليه بودند بر سر زبانها افتاد . اساس كار ايشان از خوزستان بود كه در آنجا بر دژهايى همچون قلعه ناظر ( تاريخ ادبيات در ايران ، 2 / 173 ) و قلعهء طنبور ( تاريخ ابو الفدا ، 2 / 214 ) كه با ارّجان دو فرسنگ فاصله داشت چيره شده بودند . اين قلعه را ابو حمزهء اسكاف از مردم ارّجان - پس از بازگشت از مصر ، در مقام داعى اسماعيلى ، گرفت و قلعهء خلاد خان ( ابو الفدا : خلاو خان ) ميان فارس و خوزستان كه دويست سال در دست ايشان بود تا عضد الدوله آنجا را گشود و همهء قلعهگيان را از دم تيغ گذرانيد . ( تاريخ خوزستان ، صص 193 و 194 ) .
941 اسمعيلخانى ( تيره ) :
از تيرههاى ايل بهارلو مىباشد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1578 ) .
942 اسمومحمدى :
از تيرههاى طايفهء شالوى از ايل بختيارى ( نگرشى بر ايل بختيارى ، ص 78 ) .
943 اسميلود - اسمعيلو :
خاندان اميران كوچسفان ( تاريخ گيلان و ديلمستان ، صص 33 ، 49 ، 71 ) .
944 اسنى :
از تيرههاى طايفهء خمر كه از بلوچستان به سيستان كوچ كردهاند ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 484 ) .
945 اسيرى ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در تهران و سمنان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده - 1377 ، ص 23 ) .
946 اسيميل :
طايفهاى از قبيلهء داىزنگى هزارهجات در ولايت غور ولسوالى لعل افغانستان .
947 اشاقهباش :
از طوايف ايل قاجار كه وقتى شاه عباس بر تخت سلطنت جلوس كرد آنها را در سمت راست رودخانه گرگان اسكان داد سران قاجاريه از قبيلهء اشاقهباش بودند ( مقدمهاى بر جغرافياى تاريخى ايران ، ص 146 ) .
948 اشتامهريان :
از قبايل چادرنشين كرد در فارس ( جغرافياى تاريخى فارس ، پاول شوارتز ، ص 200 ) .
949 اشترخانيان :
يا اشترجانيان ، سلسلهء فرمانروايان ماوراء النهر ( 1007 - 1199 ق ) كه نسب خود را به جوجى پسر چنگيز خان مىرسانند امراى اين خاندان از بازماندگان خانات حاكم اشتر خان ( هشتر خان ) يا حاجى طرخان ( شهرى در شمال درياى خزر ) بودند كه پس از فروپاشى آن دولت به دست روسها در 993 ق به بخارا پايتخت دولت شيبانيان آمدند و جانشين ايشان شدند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 9 ، ص 6 ) .
950 اشترى :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .
951 اشتمهارى :
از طوايف كرد كه ابن حوقل ذكر كرده و مقدسى هم تأييد كرد و اصطخرى هم مسكن ايشان را فارس دانسته .
( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 77 ) .
952 اشخواجه :
طايفهاى از قبيلهء داىكلان هزارهجات ساكن در دوسشى از ولايت بغلان افغانستان . اشخوجه نيز گويند .
953 اشده ( در اصل عشده ) :
ده از دهستان لاويج شهرستان نور ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
954 اشرفآباد :
ده از دهستان دابو شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
955 اشرفلو :
از تيرههاى طايفهء اشرلو از ايل افشار كرمان ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 67 ) .
956 اشرفلو :
از طايفههاى ايل افشار در كرمان ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 9 ، ص 496 ) .
957 اشعرى :
از خاندانهاى عرب كه به قم وارد شده و در آنجا ماندهاند . ( تاريخ قم ، على دوانى ، مؤسسهء مطبوعات دار العلم قم ) .
958 اشقر :
از قبايل عرب ( جهانگشا ، ج 3 ، ص 302 حاشيه ) .
959 اشكاركلا :
ده از دهستان دابو شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
960 اشكاشمى [ قوم . . . ] :
كه جمعيت ايشان دو هزار تن است در بدخشان افغانستان ساكنند ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، ص 459 ) .
961 اشكامك :
از فرقههاى طايفهء سياهپوشان كافرستان ( - نورستان افغانستان ) .
962 اشكانى :
از خاندانهاى ساكن در اشكنان ( اقوام مسلمان اتحاد