13184 منجاريها :
ساكن در ناحيهء دو شهر قندهار ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
13185 منجزى :
از طوايف بختياروند هفتلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 75 ) .
13186 منجمباشى :
از خاندانهاى ساكن در گيلان ( نامها و نامداران گيلان ، ص 183 ) .
13187 منجم كرمانى :
از خاندانهاى ساكن در كرمان ( فهرست موقوفات ، ايران دفتر دوم كرمان ، ص 170 ) .
13188 منتخب :
از خاندانهاى كليميان مقيم تهران ، عنايت الله منتخب .
13189 مند :
از خاندانهاى ساكن در افغانستان ( افغانستان در پنج قرن اخير ، ص 965 ) .
13190 منداكلى :
قومى از اقوام سياهپوشان كافرستان كه در دهكدهء مندهكل ساكنند ( رساله در احوال كافران كاموزى ) .
13191 مندان :
از طوايف ايل هركى در آذربايجان غربى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت آذربايجان غربى ، ص 412 ) .
13192 منداييان :
پيروان آيين مندايى خواه در جوامع بزرگتر و خواه گروههاى خانوادگى مشخص كوچكتر هنوز در شهرها و شهركهاى فرات سفلى ، دجله سفلى ، و رودهايى كه شرق عراق و استان ايرانى خوزستان را آبيارى مىكند يافت مىشود . در واقع زيستن در مجاورت رودها براى آنها الزامى است زيرا غوطه خوردن در آب روان يك جنبه مشخص آيينى آنها است ( قومهاى كهن ، ص 350 ) .
13193 مندمى :
از طوايف كرد ( شرحى دارد ) ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 1078 ) . اين طايفه به دو تيره تقسيم شدهاند : محمد مرادى و تارى مرادى ( شرحى دارد ) ( فرهنگ بوره كهيى ، ج 2 ، ص 1078 ) . در دوران ناصرى هم تقسيمبندى ايشان چنين بوده است و در آن زمان تقريبا سه هزار نفوس را شامل مىشده . قريب بيست و دو سال ( در دوران ناصرى ) است كه ايل جاف به خاك ايران براى گلهچرانى مىآمد ، ميان ايشان و طايفه مندمى و طايفه كلالى كه جزء احشام جافند نزاع شد . مندمى صلاح ديدند به جهت قرب جوار طايفه جاف رفتن گرمسير را ترك كنند و در محل حسينآباد كه خاك كردستان ايران است ساكن شوند ( تحفهء ناصرى ، ص 71 ) .
نفوس ايشان تقريبا سه هزار نفر ، ماليات 375 تومان ، جاى سكونت بلوك حسينآباد ( تحفهء ناصرى ، ص 71 ) . مندمى تيرهاى از كردستان خاص در ناحيهء حسنآباد ( ؟ ) پانصد خانوار يا چادرند ( ايران و قضيه ايران ، ج 2 ، ص 705 ) .
13194 مندو :
از خاندانهاى ساكن در افغانستان ( افغانستان در پنج قرن اخير ، ص 965 ) .
13195 مندوزائى :
از طوايف ساكن در افغانستان ( سراج التواريخ ، ج 3 ، ص 63 ) .
13196 مندوزائيى - مندوزى :
علاقهدارى است درجه 2 رأسا مربوط به حكومت كلانخوست ولايت پكتيا قريهء مندوزائى كه مركز علاقهدارى است در 15 كيلومترى غرب متون ( مركز خوست ) در 69 درجه و 47 دقيقه و 45 ثانيه طول البلد شرقى و 33 درجه و 18 دقيقه و 45 ثانيه عرض البلد شمالى ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) . مندوزائى و مندوزى ديگر ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
13197 مندولكى :
از طوايف تيرهء عبدويى ايل شكاك در آذربايجان غربى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت آذربايجان غربى ، ص 371 ) .
13198 مندوله :
از طوايف ايل ميلان مىباشد ( ايرانشهر ، ص 119 ) .
13199 مندولهكانلو :
از طوايف ايل ميلان در آذربايجان غربى وزير نظر عيسى خان محمودزاده در سلماس اداره مىشود ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت آذربايجان غربى ، ص 307 ) .
13200 مندومى :
500 خانوار و از طوايف اطراف ديواندره مىباشد ( ايرانشهر ، ص 132 ) .
13201 مندهخيل :
قريهايست به فاصلهء 17 كيلومتر به طرف شرق قريهء پيركوتى مربوط حكومت كلانارگون ولايت پكيتا در 69 درجه و 22 دقيقه طول البلد شرقى و 32 درجه و 56 دقيقه و 10 ثانيه عرض البلد شمالى ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
13202 مندى :
از خاندانهاى ساكن در افغانستان ( افغانستان در پنج قرن اخير ، ص 965 ) .
13203 منديترى :
از قوم شنوارى كه در ده بالا ساكنند ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
13204 منديكان :
از تيرههاى كرد سنجار كه يزيدى هستند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 96 ) .
13205 مندىگل :
از فرقههاى طايفهء سياهپوشان كافرستان افغانستان .
13206 منزلى :
از طوايف ساكن در جبال بارز ( مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ، ص 396 ) .
13207 منسكلا :
ده از دهستان لالهآباد شهرستان بابل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
13208 منشار :
شيخ على منشار ، پدرزن شيخ بهايى ( خدمات متقابل