جويم ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 370 ) .
12188 لبوموسى :
از طوايف ايل باصرى در فارس مىباشد ( ايرانشهر ، جلد اول ، ص 154 ) .
12189 لپليكها :
گروهى از كافران افغانستان
Ruins of Desert ) Kitay
، ج 1 ، ص 502 ) .
12190 لپورج :
خاندانهاى ساكن در لپور - لفور . ابو الفوارس لپورج ( تاريخ طبرستان ، ج 2 ، ص 161 ) .
12191 لتنگان :
ده از دهستان خيررود كنار شهرستان نوشهر ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
12192 لتىكلا :
ده از دهستان دابو شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
12193 لجميراورك :
از طوايفى كه در مال اميرسوسن سكنى دارند از طوايف هفتلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 74 ) .
12194 لجهلى ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در سيستان و بلوچستان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده - 1377 ، ص 52 ) .
12195 لحيانيان :
تمدن نسبتا عمده مهاجرنشينان معينى را لحيانيان كه خود از اقوام بسيار كهن ثمود و چند قوم ديگر تشكيل شده بودند اخذ كرده دولت و تمدن تازهترى به وجود آوردند ( شرحى دارد ) ( نفوذ فارسى در فرهنگ عربى ، ص 45 ) .
12196 لختهزن تنهيجان :
تيرهاى از تيرههاى ساكن در مازندران ( تاريخ طبرستان ، ج 2 ص 140 ) ( تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، ص 49 ) .
12197 لخم :
از قبايل عرب ( نفوذ فارسى در فرهنگ عربى ، ص 217 ) .
12198 لخمىحيره :
در سال 602 ميلادى در نتيجهء اختلافى كه ميان خسروپرويز و امير دستنشاندهء او در حيره به نام نعمان بن منذر رخ داد ، نعمان دستگير و اعدام شد و سلطنت چهار قرنى خاندان لخمى حيره پايان يافت ( تاريخ خوزستان سيد محمد على امام ، ص 120 ) .
12199 لخى و چهارلخى ديگر :
قريهاى است به فاصلهء 6 كيلومتر در شمال خاش در علاقهء بكواه مربوط حكومت اعلىفراه در 62 درجه و 52 دقيقه و 6 ثانيه طول البلد شرقى و 31 درجه و 34 دقيقه و يك ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
12200 لر :
اين ايل در كرمان ساكنند و در سرشمارى 1377 سى و هشت خانوار شامل 229 نفر بودهاند ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده كشور در سال 1377 - ص 52 ، وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) .
12201 لر :
از تيرههاى كشكولى كوچك در ايل قشقائى ( سيهچادر ، ص 172 ) .
12202 لر :
از طايفهء عملهء ايل قشقائى ( سيهچادر ، ص 172 ) .
12203 لر :
از ايلات ساكن در خوار ( - گرمسار ) ( كوچندگان سرزمين خورشيد درخشان ، ص 22 ) .
12204 لر :
از خاندانهاى ساكن در سمنان .
12205 لر :
يكى از طوايف بزرگ كرد است ( شرحى دارد ) ، ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 877 ) . لر 118 جماعتند و در چهار طايفه بزرگ : فيلى - لكوزند ، بختيارى و مميسنى با يكديگر درآميختهاند . از ايلات ايرانى الاصل هستند . لر از بنكوهاى تيرهء لبوموسى از ايل خمسهء عرب كه زمستانها را در احمد محمودى هرم و بلغان هرم مىگذرانند ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 377 ) . لر از تيرههاى طايفهء كوچوگ كشكولى ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) .
12206 لر :
از اويماقهاى ايل نفر از ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 68 ) . لر - تيرهاى از تيرههاى آقاجرى در كهگيلويه در حومهء بهبهان ( خوزستان و كهگيلويه و ممسنى ، صص 366 و 400 ) . لر - از بنكوهاى كوچرو بخش جويم فارس ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 371 ) . لر - از طوايف كرد كه در حدود كرمان ساكنند ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 45 ) .
12207 لر :
از تيرههاى طايفهء فارسامدّان ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) .
12208 لر :
خاندان زنديه متعلق به لرهاى لك غرب ايران بودند كه در ناحيهء نهاوند و اطراف آن پراكنده بودند . كريم خان از ميان اين طايفه برخاست و مؤسس حكومت زنديه شد ( مقدمهاى بر جغرافياى تاريخى ايران ، ص 141 ) .
12209 لر :
از تيرههاى ايل نفر در فارس مىباشد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1585 ) .
12210 لر :
لرها در استانهاى خوزستان ، بوشهر و هرمزگان و كرانههاى شمالى خليج فارس بهطور پراكنده زندگى مىكنند ( جغرافياى تاريخى درياى پارس ، ص 214 ، ايرج افشار سيستانى ) .