تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
جويم ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 370 ) .

12188 لبوموسى :

از طوايف ايل باصرى در فارس مىباشد ( ايرانشهر ، جلد اول ، ص 154 ) .

12189 لپليك‌ها :

گروهى از كافران افغانستان
Ruins of Desert ) Kitay
، ج 1 ، ص 502 ) .

12190 لپورج :

خاندانهاى ساكن در لپور - لفور . ابو الفوارس لپورج ( تاريخ طبرستان ، ج 2 ، ص 161 ) .

12191 لتنگان :

ده از دهستان خيررود كنار شهرستان نوشهر ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

12192 لتىكلا :

ده از دهستان دابو شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

12193 لجميراورك :

از طوايفى كه در مال اميرسوسن سكنى دارند از طوايف هفت‌لنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 74 ) .

12194 لجه‌لى ( طايفه ) :

از طوايف ساكن در سيستان و بلوچستان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده - 1377 ، ص 52 ) .

12195 لحيانيان :

تمدن نسبتا عمده مهاجرنشينان معينى را لحيانيان كه خود از اقوام بسيار كهن ثمود و چند قوم ديگر تشكيل شده بودند اخذ كرده دولت و تمدن تازه‌ترى به وجود آوردند ( شرحى دارد ) ( نفوذ فارسى در فرهنگ عربى ، ص 45 ) .

12196 لخته‌زن تنهيجان :

تيره‌اى از تيره‌هاى ساكن در مازندران ( تاريخ طبرستان ، ج 2 ص 140 ) ( تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، ص 49 ) .

12197 لخم :

از قبايل عرب ( نفوذ فارسى در فرهنگ عربى ، ص 217 ) .

12198 لخمىحيره :

در سال 602 ميلادى در نتيجهء اختلافى كه ميان خسروپرويز و امير دست‌نشاندهء او در حيره به نام نعمان بن منذر رخ داد ، نعمان دستگير و اعدام شد و سلطنت چهار قرنى خاندان لخمى حيره پايان يافت ( تاريخ خوزستان سيد محمد على امام ، ص 120 ) .

12199 لخى و چهارلخى ديگر :

قريه‌اى است به فاصلهء 6 كيلومتر در شمال خاش در علاقهء بكواه مربوط حكومت اعلىفراه در 62 درجه و 52 دقيقه و 6 ثانيه طول البلد شرقى و 31 درجه و 34 دقيقه و يك ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

12200 لر :

اين ايل در كرمان ساكنند و در سرشمارى 1377 سى و هشت خانوار شامل 229 نفر بوده‌اند ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده كشور در سال 1377 - ص 52 ، وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) .

12201 لر :

از تيره‌هاى كشكولى كوچك در ايل قشقائى ( سيه‌چادر ، ص 172 ) .

12202 لر :

از طايفهء عملهء ايل قشقائى ( سيه‌چادر ، ص 172 ) .

12203 لر :

از ايلات ساكن در خوار ( - گرمسار ) ( كوچندگان سرزمين خورشيد درخشان ، ص 22 ) .

12204 لر :

از خاندانهاى ساكن در سمنان .

12205 لر :

يكى از طوايف بزرگ كرد است ( شرحى دارد ) ، ( فرهنگ بوره كه‌يى ، ص 877 ) . لر 118 جماعتند و در چهار طايفه بزرگ : فيلى - لك‌وزند ، بختيارى و مميسنى با يكديگر درآميخته‌اند . از ايلات ايرانى الاصل هستند . لر از بنكوهاى تيرهء لبوموسى از ايل خمسهء عرب كه زمستانها را در احمد محمودى هرم و بلغان هرم مىگذرانند ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 377 ) . لر از تيره‌هاى طايفهء كوچوگ كشكولى ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) .

12206 لر :

از اويماقهاى ايل نفر از ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 68 ) . لر - تيره‌اى از تيره‌هاى آقاجرى در كهگيلويه در حومهء بهبهان ( خوزستان و كهگيلويه و ممسنى ، صص 366 و 400 ) . لر - از بنكوهاى كوچرو بخش جويم فارس ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 371 ) . لر - از طوايف كرد كه در حدود كرمان ساكنند ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ايران ، ص 45 ) .

12207 لر :

از تيره‌هاى طايفهء فارسامدّان ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) .

12208 لر :

خاندان زنديه متعلق به لرهاى لك غرب ايران بودند كه در ناحيهء نهاوند و اطراف آن پراكنده بودند . كريم خان از ميان اين طايفه برخاست و مؤسس حكومت زنديه شد ( مقدمه‌اى بر جغرافياى تاريخى ايران ، ص 141 ) .

12209 لر :

از تيره‌هاى ايل نفر در فارس مىباشد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1585 ) .

12210 لر :

لرها در استانهاى خوزستان ، بوشهر و هرمزگان و كرانه‌هاى شمالى خليج فارس به‌طور پراكنده زندگى مىكنند ( جغرافياى تاريخى درياى پارس ، ص 214 ، ايرج افشار سيستانى ) .
نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 440 | منوچهر ستوده