11523 كولى :
گروهى از مردم كوچنشين كه كارشان آهنگرى است كه انواع وسايل آهنى كشاورزى خيش - شانه ( جوم گندم باد دادن ) - كارد - سيخ كباب - قيچى - داس - بيلچه - شفره - شانهء پاك كردن پشم - شانه قالىبافى - تيز كردن كارد و داس - هيزم و داس دروى گندم ، فالگيرى نيز از شغل دائمى زنانشان بود . در تنكابن در خوشاميان و سلامتسرا و اسبهچين هستند .
11524 كولى :
از خاندانهاى ساكن در مازندران ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 14 ) .
11525 كوليان :
( مطلع الشمس ، ص 1005 ) .
11526 كولى غربالبند :
گروهى از كوليان كه شغلشان غربالبندى است و از اين راه كسب معيشت مىكنند .
11527 كولى - لولى :
شرح مفصلى از احوال ايشان در سيهچادر صفحات 192 و 193 آمده است .
11528 كوليوند ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در ايلام ، لرستان و خوزستان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده - 1377 ، ص 51 ) .
11529 كوليوند :
از طوايف كرد ( فرهنگ بوره كهيى ، ج 2 ، ص 1055 ) . از طوايف كرد قريب صد و پنجاه خانوارى هستند در نواحى اليشتر و كنار رودخانهء سيمره جزو طوايف پيشكوهاند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 106 ) .
11530 كوليوند :
از طوايف ايل ايتوند مىباشد كه در لرستان سكونت دارند ( ايرانشهر ، جلد اول ، ص 142 ) .
11531 كوليوند ايلام :
اين طايفه در ايلام ساكنند و در سرشمارى 1377 صد خانوار شامل 865 نفر بودهاند ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده كشور در سال 1377 ، وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) .
11532 كولىوند لرستان :
اين طايفه در خوزستان و لرستان و ايلام ساكنند و در سرشمارى 1377 دويست و هفده خانوار شامل 1648 نفر بودهاند ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده كشور در سال 1377 ، وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) .
11533 كوليهاى ماوراء النهر :
نام محلى « مغات » جمع عربى از لفظ « مغ » كه در زبان تاجيك به معنى « آتشپرست » است . اين عنوان گاهى همراه با نام محل سكونت بهكار مىرود مثل كوليهاى مغات سمرقندى يا مغات بخارى . نامى است كه تاجيك به آنها دادهاند : جوكى و مزنگ و نامى كه ازبكها به آنها دادهاند « بولى » است ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، ص 450 ) .
11534 كوماسى :
از طوايف كرد است كه در محال كرهوز و اطراف سنندج ساكنند و زمستانها به شهرزور مىرفتند و تابستانها به هوباكو - سارال - سرازير مىشدند از اين طايفه تيرهاى به نام « يزدانبخشى » به كردستان عراق مهاجرت كردهاند ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 860 ) .
11535 كوماسى :
از طوايف كرد كه در محل كرهوز از محال كردستان هستند و تقريبا دويست خانوارند و مشتمل بر يك هزار نفوس . اينان در دوران حكومت هلو خان از ايران بيرون رفتند و در ميان دو طايفهء شوان و شيخبزمينى بهسر مىبرند ( طوايف و عشاير كرد ، ص 20 ) . اين ايل ساكن كرهوز و بالغ بر 200 خانوارند ( تحفهء ناصرى ، ص 460 ) .
كوماسيان : على اكبر بن ملك محمد در سال 1370 قمرى در ده حسننيمور از توابع بيجاركرّوس تولد يافت ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 763 ) .
11536 كومايى :
از تيرههاى طايفهء لاشارى كه در دهستان لاشار بخش بمپور شهرستان ايرانشهر بهسر مىبرند ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 122 ) . در رشت خاندانى به نام « كمائى » داريم .
11537 كومبلكها :
از طوايف كرد كه در چپورمه جيرستان سكونت دارند ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 67 ) .
11538 كومج :
( به معنى كسى كه سختون و بندهاى سخت را بالا مىرود ) رودباريها در تاريخ بند بن تنكابن اصلا كومج بودهاند .
11539 كومكيلانلو :
در قلعه رحمان قلى از توابع دهستان درونگر بخش نوخندان ساكنند ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 87 ) .
11540 كومل :
يكى از طوايف كرد كه در ژاورود و اورامان سكونت دارند و بهار و تابستان در ژاورود و زمستان را در شهرزور بهسر مىبرند ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 860 ) .
11541 كوميكها - كوموك :
كوميكها در شمال شرقى جمهورى داغستان ساكنند . سرزمين كوميكها از شرق به درياى خزر منتهى مىشود ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، ص 180 ) .
11542 كونتولان :
از تيرههاى طايفهء ديزهاى كه قريب شش هزار خانوارند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 92 ) .
11543 كونشى :
از تيرههاى طايفهء انوشيروانى ( عشاير و طوايف سيستان