( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) .
515 ابيوردى :
از بنكوهاى كوچروى بخش جويم فارس ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 371 ) .
516 اپرنى ( پرنى ) :
از تيرههاى طايفهء داهه - خاستگاه خاندان ارشك ( اشكانيان ) كه سركردگى تيرهء اپرنى از طوايف داهه را به عهده داشت استو ( حدود قوچان كنونى ) بود .
( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 10 ، ص 527 ) .
517 اتابكان آذربايجان :
سلسلهاى از اميران تركنژاد مشهور به ايلدگزيان منسوب به مؤسس آن ايلدگز كه از حدود سال 541 تا 622 ق بر آن و بخشهايى از آذربايجان فرمان راندند و در دورهاى رشتهء كارهاى آخرين سلاطين سلجوقى عراق عجم را نيز در دست داشتند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 6 ، ص 483 ) .
518 اتابكان فارس :
سلسلهاى از پادشاهان محلى ايران معروف به آل سلغر ، اتابكان سلغرى و سلغريان كه 71 تن از آنان از 543 تا 685 ق بر سرزمين فارس و مناطق مجاور آن حكومت راندند . سلغرنياى اين دودمان ازجمله اميران تركنژاد طايفهء غز در خراسان با زيردستان خود به تاختو تاز روزگار مىگذراندند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 6 ، ص 491 ) .
519 اتابكان فضلويه :
( نگرشى بر ايل بختيارى ، ص 35 ) .
520 اتابكان لرستان :
عنوان كلى دو سلسلهء مشهور به لر بزرگ و لر كوچك كه از اواخر عصر سلجوقيان بيش از 4 سده بر نواحى وسيعى از خوزستان و لرستان فرمان راندند سرانجام لر بزرگ در دورهء تيمورى و لر كوچك در اواسط دورهء صفوى منقرض شدند دربارهء وجه تسميه منطقهء جغرافيايى موسوم به لر بزرگ و كوچك گفتهاند كه در حدود سال 300 ق دو برادر يكى به نام بدر ( برادر بزرگتر ) حاكم بخشى از لرستان شد كه به لر بزرگ اشتهار يافت و ديگرى منصور فرمانروايى بخشى ديگر از اين ناحيه را در دست گرفت كه به لر كوچك معروف شد لر بزرگ نواحى واقع در شرق و جنوب كارون عليا ، لر كوچك هم نواحى واقع در شمال كارون را شامل مىشد .
لر بزرگ : اين سلسله نام يكى از نياكان خود ابو الحسن فضلويه ، اين قوم كردنژاد بودند و در نواحى شام اقامت داشتند كه بعدها به آذربايجان مهاجرت كردند سپس از آذربايجان به دشت شمالى اشترانكوه در لرستان آمدند به روايت حمد الله مستوفى در 500 ق 100 خانوار كرد به رياست ابو الحسن فضلويه از جبل السماق در نزديكى حلب به لرستان مهاجرت كردند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 6 ، ص 500 و 501 ) .
لر كوچك : اين سلسله به سبب انتساب به خورشيد يكى از نياكان خود و يا شجاع الدين خورشيد بنيانگذار و مؤسس آن بنى خورشيد نيز نام گرفته است . امراى اتابكان لر كوچك از طايفهء جنگروى ( جنكروى ) و از شعبهء سلبورى بودند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 6 ، ص 504 ) .
521 اتابكان يزد :
سلسلهاى از فرمانروايان محلى ايران و جانشينان ديالمهء آل كاكويه كه از 536 تا 718 ق بر يزد و نواحى مجاور آن فرمان راندند . ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 6 ، ص 509 ) .
522 اتابكى :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .
523 اتحاديه خمسه :
اين اتحاديه از پنج ايل بهارلو ، اينانلو ، نفر ، عرب ، باصرى تشكيل مىشد . قوام الملك شيرازى اين اتحاديه را به وجود آورد و به عنوان ايلخانى در رأس آن قرار گرفت . ( فارسشناخت ، سال 3 ، شمارهء 5 - بهار 1380 ، ص 134 ) .
524 اتصالى :
از خاندانهاى ساكن در فين بندرعباس ( فين بندرعباس ، ص 275 ) .
525 اتمانى :
از طوايف تيرهء عبدربى ايل شكاك در آذربايجان غربى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، ص 371 ) .
526 اجار :
گرجيهاى مسلمان را اجار خوانند كه در اجارستان قسمتى از قفقاز جنوبى در سال 1989 ميلادى 5396 نفر بودهاند ( ايرانشناخت ، شمارهء 10 - پائيز 1377 ، ص 238 ) .
527 اجاق ابحدانى :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .
528 اجاق كاخدل :
از طوايف ايل بلياس ( تحفهء ناصرى ، ص 462 ) .
529 اجاقكلا :
ده از دهستان كلارستاق شهرستان نور ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
530 اجاقى :
از تيرههاى ايل اليكائى كه منشأ مازندرانى دارند ( كوچندگان سرزمين خورشيد درخشان ، ص 40 ) .
531 اجاقى :
از طوايف كرد چند خانوارى هستند در وزند و كوى - اجاغ كاخدرى در محال مكرى ساوجبلاغ - مهاباد ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، 76 ) .
532 اجاقى :
از خاندانهاى ساكن در فيروزكلاى پايين از دهكدههاى