كشور ، ج 11 ) .
8054 سياهكلا محلّه ( شرقى و غربى ) :
ده از دهستان گنجافروز شهرستان بابل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
8055 سياهكلى :
از طوايف رشوند ساكن در سياهكل ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 23 ) .
8056 سياهگل :
ساكنان اين دهكده عدهاى از مردم سرتنگ عليا و سفلى هستند . ( جغرافياى تاريخى ايوان غرب ، ص 368 ) .
8057 سياهمارزائى :
از تيرههاى طايفهء ميرمرادزائى ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
8058 سياهمحله :
ده از دهستان پازوار شهرستان بابل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
8059 سياهمنصور :
از ايلهاى عمده كردان ايران كه شاه طهماسب اول در نواحى مختلف ايران به ايشان امارت والكا داد . سياه منصور در زنجان ، سلطانيه ، زرينكمر سپس خراسان اسفراين - بست گذران مىكردند ( ايلها و طايفههاى عشاير كرد ايران ، ص 15 ) . سياه منصور جزء اويماق قزلباش است ( تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 3 ، ص 793 ) .
8060 سياهمنصور :
از طوايف كرد كه در زرينكمر يا گرّوس فعلى ساكن بودند ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 392 ) . سياه منصور از ايلهاى كرد ايران كه شاه اسماعيل به آنان امارت والكا داد .
در زنجان - سلطانيه - ابهر - زرينكمر - سپس در خراسان و اسفراين و بست ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 15 ) .
8061 سياهها :
وابسته به طايفهء تامرادى بويراحمدند و معروف به كرمانشاهى مىباشند . در بادنگان - باتاوه - مارگون - سرچنار - متفرق هستند ( شناسنامهء ايلات و عشاير كهگيلويه و بويراحمد ، ص 61 ) .
8062 سياهها :
بعضى از مردمشناسان بر اين باورند كه در گذشته ساكنان سراسر كرانههاى درياى پارس سياهپوست بودهاند ( جغرافياى تاريخى ، درياى پارس ، ص 212 ، ايرج افشار سيستانى ) .
8063 سيپكى :
از طوايف ايل زيلان - محل زندگى اين طايفه در خاك كشور تركيه است ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، ص 116 ) .
8064 سيتاكلا :
ده از دهستان گنجافروز شهرستان بابل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
8065 سيتان :
ده از دهستان فارسيان دشت گرگان ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .
8066 سيجان :
ده از دهستان عباسآباد شهرستان شهسوار ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
8067 سيد :
از تيرههاى طايفهء انوشيروانى ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
8068 سيد :
از تيرههاى طايفهء سردارزائى ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
كلمهء « سيد » به كسر سين و ياء مشدّد كه امروز براى اولاد پيغمبر بهكار مىبريم نبايد ارتباطى داشته باشد هر دو كلمه مذكور در بالا را با ياء مختفى بايد خواند و « سد » تلفظ كرد و اصل اين « سد » كه با دال ضبط كردهاند ظاهرا با تاء منقوط بايد نوشت به اين شكل « سيت » و چون تلفظ آن با ياء مجهول است به شكل « ست » نوشته مىشود و « ست الشام » كه لقب زمرّد خاتون است ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 496 ) . از اين قبيل است ديگر « ست العراق » ايوبى ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 511 ) . و ست المشايخ لقب دختر شهيد اول محمد بن مكّى كه به « ام الحسن » معروف بود و او را « شيخه » نيز مىگفتند ( خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 489 ) سيد محمد على امام در تاريخ خوزستان ، ص 147 آن را با صاد دانسته و كلمهء « صياد » را به جاى آن نشانده و مىنويسد : صاف ابن سيد و صاف بن صياد همين كلمه در صفحات جنوب ايران با صاد ضبط شده و صيد على خان و نظاير آن را بهوجود آورده ظاهرا اصل كلمه بايد « ست و ستى » باشد كه هنوز در هند بر سر زبانهاست و در ادب فارسى هم ديده مىشود .
داشت زالى به روستاى تكاو * مهستى نام دخترى و سه گاو
امروز در هند به زنى كه خود را با جنازهء شوهر به سوختن دهد « ستى » گويند .
8069 سيد :
در دهكدهاى به همين نام قريهاى است به فاصلهء 18 كيلومتر در جنوب غرب سرپل متعلق حكومت كلان شبرغان ( شبورغان ) مربوط ولايت مزارشريف بين 65 درجه و 47 دقيقه و 28 ثانيهء طول البلد شرقى و 36 درجه و 5 دقيقه و 30 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
8070 سيد :
در قاموس سه بار « قلعهء سيد » و يك بار « قلعه سيدان » آمده است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .