سوران كه صددرصد اسكان يافتهاند . ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
6565 دهوارى :
از تيرههاى طايفهء بزرگزاده ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
6566 دهوارى :
دهواريها از نژاد هند و ايرانى هستند كه به دخانى معروفند و قسمتى از عناصر جمعيت كرانههاى درياى مكران مىباشند ( جغرافياى تاريخى ، درياى پارس ، ايرج افشار سيستانى ، ص 218 ) .
6567 دهوك - دهوكى :
از طوايف كرد در حدود سه هزار خانوارى هستند در اطراف ساوجبلاغ مكزى - مهاباد كنونى ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 91 ) .
6568 دهولى :
از اويماقهاى ايل ايناللو از ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 70 ) .
6569 دهيا :
از خاندانهاى ساكن در كرمان ( فهرست موقوفات ايران دفتر دوم كرمان ، ص 179 ) .
6570 دياربكرى - مروانيان :
از طوايف كرد قريب شش هزار خانوارى هستند در ولايت دياربكر و نواحى آن ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 91 ) .
6571 ديارى :
ملا على و اسفنديار ديارى در سند مبايعه مورخ 1038 ه . ق ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 218 ) .
6572 ديالمه اشكور :
( تاريخ خانى ، ص 143 ) ديالمه و لم - ديالمه و لامجان ( تاريخ گيلان و ديلمستان ، صص 183 و 203 و 235 و 237 ) .
6573 ديالمه و لم :
ديالمه و لامجان ( تاريخ گيلان و ديلمستان ، صص 183 و 203 و 235 و 237 ) .
6574 ديالمهء اشكور :
( تاريخ خانى ، ص 143 ) .
6575 ديّانى :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .
6576 ديباج :
از خاندانهاى ساكن در آذربايجان از خاندانهاى بازمانده از اتل خان رشتى يا امير هدايت الله خان فومنى ( نامها و نامداران گيلان ، ص 168 ) .
6577 ديج :
از دودمانهاى ساكن در شغركوه كلاردشت تنكابن . اين دودمان گيل است .
6578 ديدانيها :
قومى كه به العلى مهاجرت كردهاند . ( نفوذ فارسى در فرهنگ عربى ، ص 31 ) .
6579 ديدوىها - تسز ( نام محلى ) :
در منطقة تسونتين واقع در جمهورى خودمختار داغستان زندگى مىكنند ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، ص 305 ) .
6580 ديرانلو ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در خراسان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده ، 1377 ، ص 36 ) .
6581 ديرانلو :
از طوايف ايل شادلو كه در شمال خراسان اسكان يافتهاند ( ايلها و طايفههاى عشاير كرد ايران ، ص 71 ) .
6582 ديرسملى :
از طوايف كرد قريب چهار هزار خانوارى هستند در محال ديرسم و دياربكر و الجزيره و قراچهداغ و غيره ، اغلب على اللهىاند ، مىگويند كه خدا على را براى نبوت خلق كرد . محمد مقام نبوت او را غصب كرد . خلفا هم حيات داشتند خلافت را به او ندادند . هنگامى كه خلافت به او رسيد عايشه و معاويه و خوارج نگذاشتند آب راحتى بخورد . مأيوسانه و دلتنگ از دنيا رفت . ناچار خداوند براى دلجوئى او مقام الوهيت خودش را به او داد و خود در گوشهء عرش راحت كرده است به همين جهت آنها را « شعبهء مضرط » مىگويند . بعضى هم از اين طايفه يزيدى هستند .
يعنى يزيد را خوب مىگويند و او را با تعظيم نام مىبرند و مىگويند نوبت خلافت كه به على رسيد جز جنگ با مسلمين و ريختن خون مسلمانان كار ديگرى نكرد و اسلام در زمان خلافت او راكد ماند . امام حسين هم مىخواست كه رويهء پدرش را تعقيب كند . يزيد به كشتن امام حسين خاتمه به جنگ داخلى اسلام داد و دوباره فتوحات شروع شد و اسلام توسعه يافت . اينها را هم « سنّى مفرط » مىگويند . هردو فرقه دوازده تيرهاند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 91 ) .
6583 ديرقانلو :
از طوايف ايل شادلو كه در شمال خراسان اسكان يافتهاند ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 72 ) .
6584 ديركوند :
از طوايف كرد قريب دو هزار خانوارى هستند در شمال دزفول و كيالان و كوه تاف و كوه هشتادپهلو ، جزو طوايف بالاگريوهاند از شعب لر ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 92 ) . ديركوند از عشاير پيشكوه لرستان ( پژوهشهاى ايرانشناسى ، ج 10 ، ص 418 ) . يكى از دودمانهاى لر كه در جلو كوه ( - پيشكوه ) ساكنند . ( سفرنامهء مسيو چريكف ، ص 44 ) .
6585 ديركوند :
از طوايف قبيلهء بالاگريوه ( سفرنامهء مسيو چريكف ، ص 45 ) از نكال به چشمه رگسرخ مىرفتيم ، در حدود منگره ييلاق ديركوند است ( سياحتنامهء مسيو چريكف ، ص 38 ) .
6586 ديزاگر :
از خانوادههاى قبيلهء يانقاق سفرى گوكلان ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 374 ) .