تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥

121 آرگيان :

از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) .

122 آرمن :

از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .

123 آرندى :

از طوايف ايل چرام كهگيلويه ، گرمسيرشان تلگرد و آرند ، سردسيرشان چاسخار و ردشهى است . سركتل دختر فارس گورستانى است سنگ قبرى به نام بانو شكر هوشيار آرندى ديده شد .

124 آرندى :

از تيره‌هاى طايفهء چرام ايل چهاربنيچهء ايل جاكى ( خوزستان و كهگيلويه و ممسنى ، ص 398 ) .

125 آرنيائى :

از طوايف عالى انوربابادى هفت‌لنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 74 ) .

126 آرو :

( از طوايف كرد ) . از تيره‌هاى بلوچ ساكن در پل ابريشم ( - پل آب روشن ) ( چوداريها ، قبيله‌اى كويرنشين ، ص 33 ) .

127 آروئى :

از طوايف ايل بويراحمد كه از طوايف متفرقه : برآفتابى - باتوكى - ميرزا - ملاكلبى - جوزارى - شاه‌محمدى و اولاد على داد تشكيل شده و به سبب اينكه همگى در روستاى آرو سكونت دايم اختيار كرده‌اند به آروئى معروف شده‌اند ( شناسنامهء ايلات و عشاير كهگيلويه و بويراحمد ، ص 46 ) .

128 آروپناهى :

از طوايف محمود صالح چهارلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 75 ) .

129 آرون‌خيل :

در دهكده‌اى به همين نام به فاصلهء 5 / 14 كيلومتر در شرق قلعهء متون متصل سركى كه در علاقهء حكومت كلان‌خوست ( مربوط به ولايت جنوبى ) است و در بين خط 70 درجه و 7 دقيقه و 24 ثانيه طول البلد شرقى و خط 33 درجه و 23 دقيقه و 24 ثانيه عرض البلد شمالى است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

130 آروند :

از طوايف كرد كه به قم منتقل شده‌اند ( سيرى در تاريخ سياسى كرد ، ص 184 ) .

131 آرويج :

از خاندانهاى قديمى مازندران ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 289 ) در سند مبايعهء موّرخ 1036 قمرى اين نام ديده شد ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، صص 217 و 218 ) در همين سند : كياسيف آرويج - گرشاسب آرويج - كيا آقاجان آرويج . در سند ديگر كياذل بن كيا شمس الدين آرويج مورخ 939 قمرى ديده شد ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 289 ) كياسيف آرويج ولد كيا حسن كيا آرويج در جايى ديگر ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 217 ) .

132 آرويج‌كلا :

ده از دهستان ناتل كنار شهرستان نور ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

133 آرى :

يكى از طوايف چادرنشين بندپى از بخشهاى مازندران ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 70 ) .

134 آريائىها :

سركردگان هندواروپايى كه سواركاران چيره‌دستى بودند . حدود آغاز هزارهء دوم پيش از ميلاد در سراسر دشتهاى تركستان از جلگه‌هاى شمال قفقاز و درياى كاسپى به درون ايران سرازير شدند . يك شاخه از آنها به سوى مغرب ايران پيش رفت اما در كوههاى زاگرس متوقف نشد و اندك‌اندك اختيار شهرهاى محصور را از دست فرمانروايان بومى به‌در آوردند . سرانجام در طول فرات به طرف جنوب رفتند و در سرزمين انزان و انشان و سپس به پارس درآمدند و نخستين جدّ آنان يعنى هخامنش در 700 قبل از ميلاد سلسله هخامنشيان را بنيان نهاد . ( آرياها و ناآرياها در چشم‌انداز كهن تاريخ ايران ) ، ص 56 .

135 آريج - آرويج - آريژ :

از خاندانهاى ساكن در دهكدهء درون ( به كسر دال ) نمارستاق و از خاندانهاى ساكن در دهكدهء يالو از دهكده‌هاى يالورود نور و از خاندانهاى ساكن در هتر ( به فتح هاء و تاء ) يالورود نور . اين خاندان قديمى در گچسر لورا نيز هستند و سنگ قبرى كه مورخ 940 قمرى نگارنده در راه سرك ( به فتح سين و راء ) به شهرستانك ديد كه پس از ذكر نام صاحب قبر آرويج بر آن حك شده بود .

136 آريج - آرويج - آژير :

هر سه يكى است و در مكانهاى متفاوت يا ادوار مختلف تغيير شكل يافته است .

137 آريزانت :

از قبايل ماد كه در دو هزار سال پيش در آذربايجان و رود ارس بوده‌اند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 70 ) .

138 آريژ :

از خاندانهاى ساكن در كچسر و ولهء لورا و همچنين در دهكده كسيل لورا و در كلارود و گشنا در كسيل و در هتر از دهكده‌هاى يالورود نور كوهستانى معروف است كه از لار قصران بر اثر سرماى شديد بدين‌جا آمده‌اند .

139 آريسداكسيان :

از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) .

140 آرىوند :

از تيره‌هاى فرعى قبايل چهارلنگ بختيارى ( ايران و قضيهء ايران ، ج 2 ، ص 251 ) .

141 آزاد :

از خاندانهاى طايفهء شيرمحمدى از خاندان الياسى از ايل دشمن زيارى ( شناسنامهء ايلات و عشاير استان كهگيلويه و بويراحمد ، ص 26 ) .

142 آزاد :

از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 )

143 آزادبختى :

از طوايف كرد ساكن در خرّم‌آباد و دلفان و خاو و