تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
كوچ كرده‌اند ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 484 ) .

5846 خمسه :

اين ايل در فارس و يزد ساكنند و در سرشمارى 1377 شش هزار و صد و هشت خانوار شامل 38522 نفر بوده‌اند . ( وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) .

5847 خمسه :

ايل اينالو و ايل باصرى ، ايل بهارلو ، ايل عرب ايل نفر را ايلات خمسه گويند ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1578 ) .

5848 خمشين‌ها :

مسلمانانى ارمنىزبان هستند اكثريت قريب به اتفاق آنها در تركيه ساكنند . در جمهورى خودمختار آجار در جوار « لازها » زندگى مىكردند . بعد از جنگ جهانى دوم از اين مكان تبعيد شدند . محل استقرار فعلى آنها روشن نيست ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، ص 312 ) .

5849 خنار درويش‌آباد :

ده از دهستان علىآباد شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .

5850 خنجر :

طايفه‌اى از قبيله داىفولاد هزاره‌جات ساكن ارزگان افغانستان .

5851 خنجرلو :

از طايفه صفىخانى ايل قشقائى ( سيه‌چادرها ، ص 172 ) .

5852 خندخيل :

ساكن در دهكده‌اى به همين نام به فاصلهء 26 كيلومتر در شمال شرق شهر گرديز متصل سرك مربوط ولايت جنوبى در خط 69 درجه و 22 دقيقه طول البلد شرقى است و خط 33 درجه و 42 دقيقه و 12 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

5853 خندف :

لقب همسر الياس بن مضر بن نزار بن معدّ بن عدنان بوده . اين زن ليلى دختر حلوان بن عمران ابن الحاف بن فضاعه بوده است . طايف خندف كه از مصر عدنانيه‌اند منسوب به اين زن هستند ( لغت‌نامهء خندف ) .

5854 خن‌رمكى :

از تيره‌هاى ساكن در گاورمك سخت‌سر ايل گبرىاند شكل ايشان گبرىوار است .

5855 خنه‌وند :

از طوايف قبيله سله‌سله لر ( سفرنامه مسيو چريكف ، ص 45 ) .

5856 خوئىسر :

ده از دهستان دشت‌سر شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

5857 خوئىكوئى :

از طوايف موگوئى چهارلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 76 ) .

5858 خواجگان :

( تاريخ گيلان و ديلمستان ، ص 328 ) .

5859 خواجگان :

خاندانى در ماوراء النهر ( تاريخ راقم ، ص 136 ) .

5860 خواجگان رشت :

تاريخ گيلان و ديلمستان ، ص 287 ) .

5861 خواجگان لاهيجان :

تاريخ گيلان و ديلمستان ، صص 62 و 95 .

5862 خواجوئى :

اين ايل در كرمان ساكنند و در سرشمارى 1377 صد و سى و پنج خانوار شامل 841 نفر بوده‌اند . ( وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) .

5863 خواجوئى :

ملا اسماعيل خواجوئى اصلا مازندرانى است ( خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 593 ) .

5864 خواجوئى :

از خاندانهاى ساكن در سيرجان كرمان ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر دوم كرمان ، ص 132 ) .

5865 خواجوندها :

از خاك لرستان هستند . آغا محمد خان پنجاه خانوار از آنها را از اردلان و كرّوس به مازندران آورد . بقولى خواجه‌وندها در زمان نادر شاه و كريم خان زند به اين صفحات كوچانده شده‌اند ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ايران ، ص 39 ) .

5866 خواجوى :

از خاندانهاى ساكن در چالوس ( دفتر تلفن چالوس ، ص 10 ) .

5867 خواجوى :

از خاندانهاى ساكن در صالحان از دهكده‌هاى كجور .

5868 خواجوى :

از دودمانهاى ساكن در جهرم ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر اول فارس ، ص 58 ) .

5869 خواجوى جهرمى :

از خاندانهاى ساكن در جهرم ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر اول فارس ، ص 58 ) .

5870 خواجه :

بلوك خواجه واقع در سمت جنوبى شرقى شيراز و فاصله آن تا شهر شيراز چهارده فرسخ است . ( دو سفرنامه از جنوب ايران ، ص 175 ) .

5871 خواجه ( بلوك . . . ) :

از خاندانهاى ساكن در فيروزآباد فارس . ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر اول ، فارس ، ص 149 ) .

5872 خواجه :

در شماخى مردمى هستند كه مرد و زنها بعد از رسيدن به تكليف ، بيشترى پس از گرفتن زن و به هم رسيدن اولاد به جهت ترك لذائذ دنيوى به رضاى خاطر خود را خصى مىكنند . مردها بيضهء خود را درمىآورند و زنهاى آنها رگى از زير پستان چپ خود را قطع مىكنند . بعد از اين عمل شراب و گوشت خوك و روغن نمىخورند . گوشت ماهى مىخورند . اين طايفه هرجا باشند در مال دنيا با هم مساوات كنند . هريك بميرد مالش در ميان همه خواجه‌ها قسمت شود . با مسلمانان از جهت نخوردن شراب و گوشت خوك مهربانى نمايند . ( سفرنامهء سيف الدوله ، ص