تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
شمسى تابستان در جوانرود و زمستان در بىبىناز و شيخ اسماعيل زندگى مىكنند ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 58 ) .

3774 تايجوزى :

از طوايف كرد از زمرهء سادات پيرخضرىاند اكثر آنها فرار كرده و در محال سليمانيه و شهرروز مقيم شده‌اند . فعلا ( دوران ناصرى ) پنجاه خانوار از ايشان در بلوك جوانرود باقى هستند و از منسوبين حبيب بيك سر ايل باباجانىاند ( شرحى دارد ) ( طوايف و عشاير كرد ، ص 12 ) .

3775 تاىجوزى :

از طوايف كرد چون زير درخت گردوى تكى مىنشسته‌اند به اين نام معروف شده‌اند عشيرهء بزرگى بوده‌اند اكثر آنها فرار كرده و در محال سليمانيه و شهرزور اقامت كرده‌اند الآن پنجاه خانوار از آنها در بلوك جوانرود باقى مانده‌اند ( شرح مفصلى دارد ) . ( عشاير و ايلات و طوايف كرد ، ص 43 ) .

3776 تايشه‌اى :

از طوايف كرد جزو عشيره جاف جوانرود در محال روانسر و جوانرود سكونت دارند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 84 ) .

3777 تايگوزى :

نام يكى از طوايف كرد ( فرهنگ بوره‌كه‌ئى ، ص 307 ) . از طوايف كرد كه در جوانرود و سليمانيه و شهرزور حكومت دارند . تابستان را در صحراى پلك از محال جوانرود مىگذرانند و زمستان را در بانىناز ( فرهنگ بوره‌كه‌ئى ، ص 307 ) .

3778 تايگوزى :

نام يكى از طوايف كرد ( فرهنگ بوره‌كه‌يى ، 307 ) تايگوزى به معنى تك‌درخت گردوست .

3779 تايمنى :

از خاندانهاى ساكن در افغانستان ( سراج التواريخ ، ج 3 ، ص 65 ) .

3780 تبارك :

از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .

3781 تبت :

گروهىاند در سرزمين ترك و بسيارند . . . ( ديوان لغات الترك ، ص 408 و ج 1 ، ص 29 : 16 ص 80 : 16 - ص 81 : 1 ص 85 : 14 ص 296 : 11 تا 16 و در تاريخ فخر الدين مباركشاه « تبت » آمده است و در انگليسى
. Tibet

3782 تبتكى :

از طوايف كرد قبيله‌اى هستند كوچك ولى شجيع و جنگى در كهف داود و قمراينه سكونت دارند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 84 ) .

3783 تبرته :

از خاندانهاى ساكن در تفرش ( سالنامهء تفرش سال 1377 ) .

3784 تبرتى :

از خاندانهاى ساكن در تفرش ( سالنامهء تفرش ، سال 1377 ) .

3785 تبرزود :

از دودمانهاى عالىقلندر كرد ساكن در اوجابيت كلاردشت تنكابن .

3786 تبرسو :

ده از دهستان كلاردشت شهرستان نوشهر ظاهرا حرفه و شغل اين خاندان تبر تيز كردن بوده است ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

3787 تبريانى ( طايفه ) :

از طوايف ساكن در خراسان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده ، 1377 ، ص 30 ) .

3788 تبريزى :

از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .

3789 تپتيارها :

واژهء تپتيار از كلمهء فارسى « دفتر » به معنى كتاب يا ثبت مشتق شده ، اين واژه مفهوم قومى ندارد بلكه صرفا داراى معنى ادارى است ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، صص 81 و 125 ) .

3790 تپكانلو :

از شعب كرد زعفرانلو ( يادداشتهاى قزوينى ، ج 4 ، ص 16 ) .

3791 تپور ( قوم ) :

طبرستان يعنى سرزمين تپورها كه اين اقوام مانند امردها از اقوام قبل آريايى هستند كه در اثر آميزش با آرياييها كه فرهنگ و آداب و سنن آنها را پذيرفتند . ( مقدمه‌اى بر جغرافياى تاريخى ايران ، ص 183 ) .

3792 تپور ( طايفه ) :

از طوايف ديلم كه با اسكندر مقدونى جنگيدند و در سرزمين‌هاى البرز جنوبى و شمال قزوين و گرگان ساكن بودند . ( دكتر پرويز ورجاوند ، سرزمين قزوين ، ص 49 و 50 ) .

3793 تپى :

از خاندانهاى كرديچال و كلمه در كلاردشت .

3794 تتار :

قومى كه ميان يباقو و قرقز ساكنند و اين نزديك چين است . اين قبايل همگى از برابر روم ممتدند تا مشرق ( ديوان لغات الترك ، ص 25 ) زبانى ديگر دارند و تركى را نيكو مىدانند ( ديوان لغات الترك ، ص 26 ) . تتار در ديوان لغات الترك كاشغرى ج 1 ، ص 28 - ص 30 : 9 ص 123 : 12 ص 344 : 9 و نقشه‌اى هم دارد و تاريخ فخر الدين مباركشاه ، ص 47 . در ص 420 ديوان لغات الترك هم از اين گروه ياد شده و نوشته : گروهى از تركانند تت تقغاج يعنى ايغر كافر و تقغاج يعنى چنين گروهى از تركانند كه در سرزمين تفغاج كه چين باشد ساكنند . مراد از تت يعنى فارسى كه ما معمولا « تات » مىگوييم و از تقغاج ترك است ( ديوان لغات الترك ، ص 421 ) .

3795 تترخيل :

ساكن در دهكده‌اى به همين نام در تكاب حكومتى ، حكومتى درجه 2 متعلق به حكومت كلان كاپيسا مربوط به