حكومت اعلى پروان ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) بين اهالى تكاب زبانهاى پشتو و پشهاى و فارسى متداول است .
2970 بهادرخيل :
ساكن در قريهاى به همين نام مربوط حكومت درجه 4 دره پيچ مربوط ولايت شرقى مسافت از مركز حكومت دو كيلومتر ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
2971 بهادرزائى :
از تيرههاى طايفهء ريگى بزرگترين طايفهء بلوچ ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
2972 بهادرلو :
از طوايف كرد در منجيل و حوالى لوشان ( نامها و نامدارهاى گيلان ، ص 51 ) .
2973 بهادرلو :
از عشاير كرد متفرع از عمرلو ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 54 ) .
2974 بهادرلو :
از تيرههاى طايفهء عمارلو به نظر دكتر فريج در كتاب كردلر ص 32 ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 101 ) .
2975 بهادرلو :
از دودمانهاى ساكن در اردبيل ( در محل شنيده شد ) .
2976 بهادرلو :
از طوايف ايل عمارلو كه ملگنوف در سفرنامهء خود مورخ 1239 شمسى ياد كرده است ( ايلها و طايفههاى عشاير كرد ايران ، ص 22 ) .
2977 بهادرى :
از دودمانهاى ساكن در اصفهان ( اصفهان زادگاه جمال و كمال ، ص 318 ) .
2978 بهادرى :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .
2979 بهادينان - بادينان :
از طوايف كرد كه حكام عماديه بودهاند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 82 ) .
2980 بهار [ هوز . . . ] :
از كلهر جد ايشان از مردم روستاى ريكا در صالحآباد مهران . از روستاى هژنانهء صالحآباد به ايوان آمدهاند ( جغرافياى تاريخى ايوان غرب ، ص 363 ) .
2981 بهارلو ( ايل ) :
از ايلات ساكن در فارس مىباشند ( ايرانشهر ، جلد اول ، ص 90 ) .
2982 بهارلو :
از تيرههاى خمسه ( ايران و قضيهء ايران ، ج 2 ، ص 139 ) .
از طوايف ايل خمسه ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 368 ) .
2983 بهارلو :
از دودمانهاى فارس ( خاطرات نيدرماير ، ص 275 ) . اين بهارلو تركنژاد است ( همان كتاب ، ص 277 ) . از خاندانهاى ساكن در داراب فارس ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر اول فارس ، ص 668 ) .
2984 بهارلو :
سوار بهارلو از سواران قوام الملك شيرازى ( فرمانفرماى عالم ، ص 221 ) .
2985 بهارلو :
ده از دهستان هرازپى شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
2986 بهارلو ( ايل ) :
در داراب فارس ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار اول ، ص 832 ) .
2987 بهارلو ( ايل ) :
چون زبان همهء تيرههاى آن تركى است بايد اصل آنها از ايلات تركستان باشد كه در زمان سلاطين سلجوقى و سلاطين مغول به ايران آمده ، در فارس توقف نمودهاند .
( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1577 ) .
2988 بهارلو ( ايل ) :
در نزديكى همدان مىزيستهاند - امروزه بازماندگانى از ايل بهارلو در تركيه و روسيه و ايران پراكندهاند در آذربايجان ايران در شمال شرقى مراغه ( دشت ديزجرود ) كه امروزه در ايران اصليت ايلى خود را از دست داده و در هيچيك از فهرستهاى ايلات آذربايجان اسمشان نيامده ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، صص 692 و 716 ) . در دورهء صفوى ايل بهارلو نقش عمده نداشتند به عقيدهء « ملكم » ايل بهارلو يكى از هفت ايلى بوده است كه تكيهگاه اصلى نخستين شاهان صفوى را تشكيل مىدادند اما هيچ منبع موثقى اين ادعا را تأييد نمىكند - طبق روايات ايل بهارلو از شمال غرب ايران به خطهء فارس آمدهاند . ايل بهارلوى فارس در سال 1311 شمسى بالغ بر هشت هزار خانوار و متشكل از بيست تيره بود . ( همان منبع ، ص 717 ) .
2989 بهارلوى احمدلو :
از خاندانهاى ساكن در داراب فارس ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر اول فارس ، ص 65 ) .
2990 بهاروند :
از طوايف كرد قريب هزار خانوارى هستند كه جزو ديركوندند در كيالان در شمال دزفول ساكنند . ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 82 ) .
2991 بهاروند ( ايل ) :
يكى از سه ايل مستقل ايلات دركون ( ديركوند ) از منطقهء بالاگريوه لرستان - نام ايل از نام بهار ، نياى دوازدهم و بانى ايل مشتمل شده است بهاروند به كسانى اطلاق مىشده كه از نسل بهار بوده و هستهء اساسى ايل را تشكيل مىدادند به گويش لرى كه منشعب از پارسى ميانه است گفتگو مىكنند ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، ص 718 ) .
2992 بهاروند ( ايل ) :
از ايلات لر در شهرستان پلدختر - كه از قرن هشتم يا پيش از آن در آبادى چمشك مىزيستند ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، ص 686 ) .
2993 بهاطيه :
تيرهاى در كنار سيحون ( زين الاخبار ، ص 88 ) .
2994 بهبانى ( طايفه ) :
از طوايف بوشهر ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ،