تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
حكومت اعلى پروان ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) بين اهالى تكاب زبانهاى پشتو و پشه‌اى و فارسى متداول است .

2970 بهادرخيل :

ساكن در قريه‌اى به همين نام مربوط حكومت درجه 4 دره پيچ مربوط ولايت شرقى مسافت از مركز حكومت دو كيلومتر ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

2971 بهادرزائى :

از تيره‌هاى طايفهء ريگى بزرگترين طايفهء بلوچ ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .

2972 بهادرلو :

از طوايف كرد در منجيل و حوالى لوشان ( نامها و نامدارهاى گيلان ، ص 51 ) .

2973 بهادرلو :

از عشاير كرد متفرع از عمرلو ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 54 ) .

2974 بهادرلو :

از تيره‌هاى طايفهء عمارلو به نظر دكتر فريج در كتاب كردلر ص 32 ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 101 ) .

2975 بهادرلو :

از دودمانهاى ساكن در اردبيل ( در محل شنيده شد ) .

2976 بهادرلو :

از طوايف ايل عمارلو كه ملگنوف در سفرنامهء خود مورخ 1239 شمسى ياد كرده است ( ايلها و طايفه‌هاى عشاير كرد ايران ، ص 22 ) .

2977 بهادرى :

از دودمانهاى ساكن در اصفهان ( اصفهان زادگاه جمال و كمال ، ص 318 ) .

2978 بهادرى :

از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .

2979 بهادينان - بادينان :

از طوايف كرد كه حكام عماديه بوده‌اند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 82 ) .

2980 بهار [ هوز . . . ] :

از كلهر جد ايشان از مردم روستاى ريكا در صالح‌آباد مهران . از روستاى هژنانهء صالح‌آباد به ايوان آمده‌اند ( جغرافياى تاريخى ايوان غرب ، ص 363 ) .

2981 بهارلو ( ايل ) :

از ايلات ساكن در فارس مىباشند ( ايرانشهر ، جلد اول ، ص 90 ) .

2982 بهارلو :

از تيره‌هاى خمسه ( ايران و قضيهء ايران ، ج 2 ، ص 139 ) . از طوايف ايل خمسه ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 368 ) .

2983 بهارلو :

از دودمانهاى فارس ( خاطرات نيدرماير ، ص 275 ) . اين بهارلو ترك‌نژاد است ( همان كتاب ، ص 277 ) . از خاندانهاى ساكن در داراب فارس ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر اول فارس ، ص 668 ) .

2984 بهارلو :

سوار بهارلو از سواران قوام الملك شيرازى ( فرمانفرماى عالم ، ص 221 ) .

2985 بهارلو :

ده از دهستان هرازپى شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

2986 بهارلو ( ايل ) :

در داراب فارس ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار اول ، ص 832 ) .

2987 بهارلو ( ايل ) :

چون زبان همهء تيره‌هاى آن تركى است بايد اصل آنها از ايلات تركستان باشد كه در زمان سلاطين سلجوقى و سلاطين مغول به ايران آمده ، در فارس توقف نموده‌اند . ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1577 ) .

2988 بهارلو ( ايل ) :

در نزديكى همدان مىزيسته‌اند - امروزه بازماندگانى از ايل بهارلو در تركيه و روسيه و ايران پراكنده‌اند در آذربايجان ايران در شمال شرقى مراغه ( دشت ديزج‌رود ) كه امروزه در ايران اصليت ايلى خود را از دست داده و در هيچ‌يك از فهرستهاى ايلات آذربايجان اسمشان نيامده ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، صص 692 و 716 ) . در دورهء صفوى ايل بهارلو نقش عمده نداشتند به عقيدهء « ملكم » ايل بهارلو يكى از هفت ايلى بوده است كه تكيه‌گاه اصلى نخستين شاهان صفوى را تشكيل مىدادند اما هيچ منبع موثقى اين ادعا را تأييد نمىكند - طبق روايات ايل بهارلو از شمال غرب ايران به خطهء فارس آمده‌اند . ايل بهارلوى فارس در سال 1311 شمسى بالغ بر هشت هزار خانوار و متشكل از بيست تيره بود . ( همان منبع ، ص 717 ) .

2989 بهارلوى احمدلو :

از خاندانهاى ساكن در داراب فارس ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر اول فارس ، ص 65 ) .

2990 بهاروند :

از طوايف كرد قريب هزار خانوارى هستند كه جزو ديركوندند در كيالان در شمال دزفول ساكنند . ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 82 ) .

2991 بهاروند ( ايل ) :

يكى از سه ايل مستقل ايلات دركون ( ديركوند ) از منطقهء بالاگريوه لرستان - نام ايل از نام بهار ، نياى دوازدهم و بانى ايل مشتمل شده است بهاروند به كسانى اطلاق مىشده كه از نسل بهار بوده و هستهء اساسى ايل را تشكيل مىدادند به گويش لرى كه منشعب از پارسى ميانه است گفتگو مىكنند ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، ص 718 ) .

2992 بهاروند ( ايل ) :

از ايلات لر در شهرستان پلدختر - كه از قرن هشتم يا پيش از آن در آبادى چمشك مىزيستند ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، ص 686 ) .

2993 بهاطيه :

تيره‌اى در كنار سيحون ( زين الاخبار ، ص 88 ) .

2994 بهبانى ( طايفه ) :

از طوايف بوشهر ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ،
نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 108 | منوچهر ستوده