( التحام ) و يا پيوند خويشاوندى ( صلهء رحم ) حاصل شده ، با همپيمانى ( ولا ) و همسوگندى ( حلف ) گسترش يافته است . « 1 »
شبانى ، كوچروى ، ساخت ايلى « 2 » ، عضويت در سازمان ايلى و نظام خويشاوندى منسجم ، سازمان اجتماعى ادارى ايل ، نوع معيشت دامدارى و نحوهء سكونت كوچنشينى و نيمه كوچنشينى ، معيشت شبانى ، كوچروى ، سازمان ايلى و نظام خويشاوندى ، مالكيت دستهجمعى بر چراگاهها « 3 » از اين جملهاند .
با توجه به علل پيدايش چنين شيوهاى از زندگى ( كه لازمهء آن تحرّك و كوچروى و نهادهاى مناسب تحرّك است ) عشاير به آن دسته از گروههاى شبانى كوچرو كه اغلب به دليل تحرّك نوعى سازمان سياسى - ادارى بر بنياد نظام خويشاوندى در ميانشان به وجود آمده و اين تشكيلات از طريق سلطهء پدرسالارانه ، اقتصاد عشيرهاى را ( كه وجه مشخّصهء آن مالكيت دستهجمعى بر چراگاهها و تجزيهناپذيرى آنهاست ) سامان مىدهد اطلاق مىشود . « 4 »
كوچ
سادهترين كوچ حركت چوپان و گله است كه صبح از ده بيرون مىروند و اول غروب بازمىگردند . اگر دهكده كوهستانى است ، گله در كوه و دره به چرا مىرود و اگر دهكده دشتى است گله و رمه در دشت به چرا مىپردازند .
نوع كوچ ديگر هم هست كه صاحبان گله در سردسير و گرمسير خانه ندارند و در چادر يا آلاچيق زندگى مىكنند .
نوع كوچ سوم اينكه گلهداران هم در سردسير و هم در گرمسير خانه دارند ، نظير مازندران كه در گرمسير و دشت برنجكارى دارند و در سردسير و كوهستان گندم و جو مىكارند . اين نوع كوچ در صفحات كردنشين هم ديده مىشود .
تا سال 1320 كه يخچال و فريزر هنوز به شمال نرسيده بود يك نفر در تابستان در دشت نمىماند .
تابستان سال 1314 كه مخلص به سارى رفت تا در نقش كدوهاى قليانى مطالعه كند ، بازار سارى با سقف آجرى برقرار بود ، از ششصد دكان فقط دو دكان باز بود كه صاحبان آنها هم مشغول نقش انداختن بر كدوى قليانى بودند .
گاوهاى دشت مازندران در اواخر خردادماه از گرماى دشت به تنگ مىآمدند و خودسرانه راه ييلاق را در پيش مىگرفتند و به طرف كوهستان به راه مىافتادند .
كوچهاى مناطق ماوراء النهر از جنوب به شمال است و در پائيز از شمال به جنوب . ساكنان دامنهء جنوبى
هامش
( 1 ) . فيروزان به نقل از ابن خلدون ، 12 .
( 2 ) . لمبتون ، ايلات و عشاير ، 1362 ، ص 196 .
( 3 ) . نادر افشار نادرى ، مونوگرافى ايل بهمئى ، مؤسسهء مطالعات و تحقيقات اجتماعى ، گروه عشايرى ، دانشگاه تهران 1347 ، ص 331 .
( 4 ) . ژان پير ديگار ، فنون كوچنشينان بختيارى ، ترجمهء اصغر كريمى ، مشهد ، معاونت فرهنگى آستان قدس رضوى ، 1366 ، ص 19 تا 33 . ( تمام مطالب بالا از كتاب عشاير ايران ، نصر اللّه كسرائيان - زيبا عرشى ، ص 3 و 4 نقل شده است ) .