مواردى كه استفاده از لعاب ضرورى است مانند ساخت گمج ، لعاب سبزرنگ بهكار برده مىشود ، رنگى كه با طبيعت گيلان سازگارى دارد .
بر طبق آمار منتشره در « شناسنامهء صنايع دستى گيلان » نشريهء سازمان صنايع دستى ايران به سال 1365 در 43 روستاى استان گيلان كارگاههاى سفالگرى و كوزهگرى وجود داشته است . اسامى روستاهاى مزبور بدين قرار است :
آستارا : باشمحله لوندويل - باغچهسرا - تلهخان - جواد علىمحله - چلوند - خانحياطى - خليلهسرا - دربند - عنبرانمحله - قلعه - قنبرمحله - كانرود - كردهسرا - كشفى - كوتهكومه - لميرمحله عنبران - ويرمونى - هودول .
بندر انزلى : خميران .
رودسر : اشكرميدان - شبخوسلات - حاجىآباد .
صومعهسرا : لارسر .
لاهيجان : كلنادان بالا - مهربن - ديزبن .
تالش : بالاده - چلونصر - كيشاويشهعليا - اوتارمحله - تختهپورى - چالهبيجار - چوبر - درزگرى - دروارمحله - ركوع - ريكحويق - للكه محله - نقلهكش - ويزنه - هراندان - هرهدشت - هنزنى .
آمارى از تعداد سفالگرى شهرستانهاى گيلان در دست نيست . متأسفانه در « شناسنامهء صنايع دستى گيلان » نيز فقط به ذكر اسامى روستاهايى كه در آنها كارگاههاى سفالگرى موجود است قناعت شده و از شهرستانها صحبتى نشده است .
نمدمالى
نمدمالى يكى از صنايع دستى بسيار قديمى گيلان است . اين صنعت از دورانهاى كهن تا امروز همواره در گيلان رواج داشته است بطورىكه امروز نمدمالى يكى از صنايع بومى اين سرزمين بشمار مىرود .
در مورد پيدايش نمد از روزگاران قديم افسانهاى نقل شده است كه آشنايان با صنعت نمدمالى مخصوصا نمدمالان سواحل درياى خزر آن را شنيده و بارها براى ديگران نقل كردهاند : مىگويند حضرت سليمان ، پيامبر بنىاسرائيل داراى پسرى بود كه به كار شبانى اشتغال داشته است . شبان جوان كه غالب ايام عمر و دقايق زندگى را در كنار گوسفندان خود سپرى مىكرد در صدد برآمد كه از پشم آنها براى ساختن يا بافتن زيراندازى استفاده نمايد .
كوشش و تلاش او به جايى نرسيد و هرگز نتوانست پشم گوسفندان را به زيرانداز يا پارچهاى تبديل نمايد . چنان مأيوس و نااميد شد كه اشك حسرت از ديده فروريخته و ساعتها به تلخى گريست و از شدت خشم با مشت بر روى پشمها كوبيد . اشكها به درون الياف پشم راه يافت و آنها را بههم چسبانيد .
چوپان جوان با نهايت شگفتى راز تهيهء زيرانداز را با پشم دريافت و بدينسان نمد پاى به عرصه وجود گذاشت !
نمد كه از پشم يا كرك ماليده بهدست مىآيد مصارف مختلفى از قبيل فرش ، پوشاك ، كلاه و غيره دارد .
تاريخ استفاده از نمد به عنوان فرش و پوشاك و كلاه به درستى روشن
شال ، نوعى دستباف پشمى است كه در مناطق سردسير و مرتفع گيلان مورد استفاده قرار مىگيرد . تصوير يكى از زنان گيلانى را در حال تهيه شال نشان مىدهد .
نيست . با توجه به مطالعات محققان و پژوهشگران بر روى مجسمهها و حجاريها و ساير آثار دورههاى باستانى مىتوان دريافت كه از چندين هزار سال قبل استفاده از نمد مرسوم بوده است ؛ مثلا در دورهء مادها ( 701 تا 550 قبل از ميلاد مسيح ) نشانههاى چندى از كلاهنمدى ديده شده است .
آثار كشف شده در چين نشان مىدهد كه 2300 سال قبل از ميلاد مسيح چينيان از نمد زيرانداز و سپر و زره مىساختند .
در گيلان نمد مصارف گوناگون دارد و به علل مختلف در اين استان بيش از نقاط ديگر به نمد توجه مىشود .
مهمترين علت توجه و علاقه مردم گيلان به نمد نفوذناپذيرى آن در برابر رطوبت است . اين نفوذناپذيرى مربوط به ويژگيهايى است كه از ماده اوليه يعنى پشم ناشى مىشود . اگر نمدمال در كار خود مهارت و تسلط داشته باشد مصنوع او گرم و محكم و عايق رطوبت خواهد بود .
بارانهاى مداوم و رطوبت زياد گيلان موجب شده است كه ساكنين آن مخصوصا روستانشينان بيش از مردم نقاط ديگر از نمد براى كفپوش و پوشاك استفاده نمايند . روستائيان و جنگلنشينان و دامداران گيلان از نمد بالاپوشى تهيه مىكنند كه براى محفوظ ماندن از باران و سرما آن را به دوش مىافكنند . اين بالاپوش ، شولا يا كپنك ناميده مىشود و در برخى از نقاط به دوشى معروف است . برخى از چوپانان سطح بالاپوش را با روغن و چربى آغشته مىسازند تا مقاومت آن را در برابر باران بيشتر سازند .
خاصيت نفوذناپذيرى و مقاومت نمد در برابر رطوبت باعث مىشد كه در گذشته حتى ثروتمندان گيلانى نيز از نمد به عنوان زيرانداز استفاده نمايند .
برخى از آنان اطاقها را با نمد فرش كرده و بر روى آن قالى مىانداختند و بدينترتيب از نفوذ رطوبت جلوگيرى مىكردند .
دامداران گيلانى هرسال يك يا دو بار پشم گوسفندان را مىچينند و آنها را در اختيار نمدمالان قرار مىدهند . در ازاء اين كالا وجه نقد يا نمد دريافت