در استراباد ، آمل ، سارى و هوسم ( رودسر ) داير كرده بودند . « 2 » بعد از آن تاريخ نيز سكههاى طلا و نقره طبق قانون عرضه و تقاضا ضرب مىشد ؛ اما چون سكهها را با دست تهيه مىكردند معمولا به يك شكل نبودند و به همين سبب در زمان ناصر الدين شاه و به دستور اين پادشاه كارخانهاى براى ضرب سكه از اروپا وارد كردند و گروهى كارگر متخصص نيز از خارج استخدام نمودند . از آن پس ضرب سكه در داخل كشور و به وسيله ماشين انجام مىگرفت . در زمان سلطنت اين پادشاه ضرب سكههاى طلا و نقره بهطور آزاد و بدون هيچگونه محدوديتى در ضرابخانههاى تهران ، تبريز ، رشت ، همدان ، كرمانشاه ، كاشان ، اصفهان و بعضى از شهرهاى ديگر انجام مىگرفت . تاريخ ضرب سكه در رشت مركز ايالت گيلان مربوط به سال 1243 هجرى قمرى است .
اين ضرابخانهها وسيله مردم اداره مىشدند و دولت در كار آنها نظارت و دخالتى نداشت . صاحبان سكهخانهها موظف بودند بر حسب مدت بهرهبردارى مبلغى به دولت بپردازند .
به سال 1236 شمسى زمان سلطنت ناصر الدين شاه با توجه به تغيير تنزيل و كاهش وزن و عيار مسكوكات جدولى تهيه شد كه بر طبق آن رابطهء نقره با طلا به نسبت 1 به 5 / 15 بود و اين نسبت متناسب با نسبت مورد قبول ايالات متحده آمريكا و كشور فرانسه بود .
سكههاى رايج در آن دوران عبارت بودند از :
پانقاز « 3 » : ( پنجقاز ) كه پولى بود از مس و معادل نيمشاهى ( 25 دينار ) .
شاهى : سكهاى بود از نيكل معادل 20 / 1 قران ( 50 دينار ) .
سنّار : 100 دينار كه از نيكل ساخته مىشد ، معادل 10 / 1 قران ( 100 دينار ) .
عباسى : 4 شاهى برابر 5 / 1 قران .
ربعى : نقرهاى معادل 5 شاهى يا 4 / 1 قران .
شاهى : سفيد نقرهاى معادل با 3 شاهى .
پناباد : نقرهاى برابر 10 شاهى يا 2 / 1 قران .
قران : ( 2 پناباد ) كه سكهاى بود از نقره معادل 1000 دينار .
ريال « 4 » : سكه نقرهاى معادل 1 قران و 5 شاهى .
دو قرانى ، سكهاى بود نقرهاى معادل 2000 دينار .
پنج قرانى نقرهاى معادل 5000 دينار .
دوهزارى زرد معادل 4 / 1 تومان . ( در تلفظ دوزارى گفته مىشد )
تومان ، سكهاى نقرهاى برابر 10 قران .
اشرفى طلا ، سكههاى مربوط به ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه و احمد شاه .
پنجهزارى زرد طلا مساوى 2 / 1 تومان .
باجقلى « 5 » ، سكه طلاى عثمانى .
منات طلا ، متعلق به دولت روس .
ليره ، سكه طلا متعلق به دولتهاى عثمانى و انگليس .
امپريال ، سكه طلاى روس .
اوستريا ، سكه طلاى اتريش .
ارزش سكههاى طلاى خارجى و تقويم آنها به پول ايران بر حسب ترقى يا تنزل بورس بين المللى نوسان داشت .
صراف و برگهاى اعتبارى و بانكها
صرافى و برگهاى اعتبارى بازار اين منطقه با مبادلات وسيع آن نياز به روابط پولى و اعتبارى داشت . اين امر كه مسائلى را در چگونگى نقل و انتقال پول و تبديل پولهاى مختلف به يكديگر ايجاد كرده بود سبب پيدا شدن تعداد زيادى واسطه و صراف در گيلان گرديد .
استفاده از سكههاى مختلف طلا و نقره رايج در كشورهاى طرف معامله و نيز حملونقل آنها مشكل بزرگى را بوجود آورده بود كه با ثابت نبودن نرخها دامنه آن گستردهتر مىشد . صرافان با سرمايه و حجرههائى كه به جهت ايجاد سهولت در اينگونه مبادلات داير كرده بودند كمك مؤثرى در رفع مشكل بازرگانان به حساب مىآمدند .
كليهء پرداختها و دريافتها در شهرهاى دور و نزديك به وسيلهء صرافها و با استفاده از برات انجام مىگرفت . كارمزد اين نقل و انتقالها به مقصدهاى مختلف بر حسب ميزان عرضه و تقاضا و رقابت صرافان تعيين مىگرديد .
در رشت و انزلى كه به صورت دو مركز مهم براى معاملات بازرگانى درآمده بودند فعاليت صرافان چشمگير بود . در هريك از اين دو شهر بازارى براى معاملات صرافى تشكيل شده بود كه در رشت به نام راسته صرافان در ابتداى بازار خرازهاى امروزى ( از طرف مسجد كاسهفروشان ) و در انزلى نيز با همين نام در پشت بازار تاجرهاى آن شهر قرار داشت .
از صرافان مهم و معتبر بايد از تومانيانس نام برد كه در رشت و انزلى داراى تشكيلاتى شبيه بانكهاى امروزى بود و پس از او مىتوان در رشت از حاجى عبد الحسين صراف ( يوسفى ) و حسين شريعتمدارى و در انزلى از حاجى قدير صراف ، سيد حسن ملايرى معروف به قمى ، حاجى مير علينقى صراف ، مشهدى احمد همدانى ، كربلائى مهدى ازگمى و سيد حسن آل على نام برد .
علاوه بر صرافان عدهاى از بازرگانان نيز با پرداخت حواله در كار معاملات تسهيلاتى بوجود مىآوردند و در اين دوره بود كه ( بيجك ) ابداع گرديد . بيجك عبارت از سندى بود كه صراف ضمن آن دريافت مبلغى را اعلام و به وعده كوتاه يا غالبا ( عند المطالبه ) تعهد پرداخت مىنمود . بيجك معمولا در مقابل براتهاى تسليمى بازرگانان صادر مىشد و بر حسب ميزان معروفيت و اعتبار صراف در بازار رائج بود .
هامش
( 2 ) . تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه ، ر . ن . فراى ، انتشارات اميركبير ، تهران 1363 ، صفحهء 324 .
( 3 ) . نام « قاز » در زمان فتحعلى شاه به مسكوكات ايران افزوده شد . اين سكه وجود خارجى نداشته فقط در حسابها منظور مىشد . « پنقازى » كه به نيمشاهى مىگويند همان است و اصطلاح درست آن ( پنج قازى ) يعنى 25 دينار است .
( 4 ) . كلمهء اسپانيولى رئال وسيلهء پرتغاليها كه تجارت و معاملات زيادى از راه خليجفارس با مملكت ايران داشتند وارد اين كشور شد و تا زمان شاه عباس كه جزاير خليجفارس به تصرف ايرانيان درآمد مسكوك رايج ايران بود .
( 5 ) . « باجقلى » اسم دوكاى هلندى بوده است . اين سكه از دوران فتحعلى شاه از روسيه وارد ايران شد و مسكوك طلاى آن زمان را با اين نام مىشناختهاند .