طباطبائى - دكتر مير احمد
دكتر مير احمد طباطبائى به سال 1303 در رشت ديده به دنيا گشود . تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در گيلان و دورهء عالى را در تهران گذراند . در جوانى ناچار جلاى وطن كرد و سالها از ايران دور بود . طباطبائى ، محقق و مترجم و شاعرى قصيدهسرا و چهارپارهسراست . در شيوه نو نيز شعر مىسرايد .
مجموعه شعرهاى او با نام مستعار « استوار » منتشر شد . كتابهاى « وزراى دربار عباسى » ، « يادگار بادكوبه » ، « شيعى امامى ايرانىنژاد » ، « اقليم عشق ترجيعبند هاتف » ، « ديوان اشعار » ، « بررسى مثنوى پير و جوان ميرزا نصير اصفهانى » ، « ترانه كشمير » برگردان روسى به فارسى و « ترانه سوزوساز » تاكنون از او انتشار يافته است . طباطبائى اكنون استاد دانشگاه است .
اى رودها
به گيلان زمين جويبار است و رود * كه بر هركرانى شتابان روان
تو گوئى سواريست پا در ركاب * كه اندر تكاپو به هرسو دوان
*
نعيم همه گيلهمردان ده * بجار است و رود است و اين راز نيست
اگر جويبار از نفس ايستاد * در رحمت ده ، دگر باز نيست
*
به صافى ، دل رود آئينهوار * چو قلب همه گيلكان بىغش است
دم سرد او را به ظاهر مبين * درونش شرربار ، چون آتش است
*
چرا مىشتابيد اى رودها ؟ ! * شتابى كه پايانش آيد درنگ ؟
شتابى به كام شما همچو شهد * ولى شهد آميخته با شرنگ
*
پيامى كه از رود آيد به گوش * دل از بار منّت ز دو نان تهى است
سبكبار راه سفر طى كنم * توقع ز خاشاك از ابلهى است
*
ز من زنده جنبندگان زمين * ولى خاك بلعد مرا بىامان
منم زندگىبخش و بلعنده اوست * به بطن وى ابناء پير و جوان
*
تو اى زندگىبخش ، برگو چرا * كشانى شناگر جوان را به مرگ
ز هرموج تو مرگ خيزد برون * ز اضداد آمد ترا سازوبرگ
طويلى - عزيز
عزيز طويلى به سال 1311 شمسى در بندر انزلى متولد شده است . « تاريخ جامع بندر انزلى » كه مجلداتى از آن به چاپ رسيده از اوست . شعر به شيوهء متقدمان مىسرايد :
من شكوه از كشاكش دنيا نمىكنم * بيهوده درد خويش هويدا نمىكنم
پيچيده است عقده مردم درون دل * اين عقده را به پيش كسى وا نمىكنم
غمهاى روزگار هنوزم به دل بود * پيش كسى ، شكايت غمها نمىكنم
عاشق شدن به خاك وطن ار بود گناه * من اين گناه كرده و حاشا نمىكنم
صد بار هم اگر ببرندم به پاى دار * مردانه مىپذيرم و پروا نمىكنم
هرموج ، يادوارهء عمر است ، اى « عزيز » * ديگر هواى ساحل دريا نمىكنم
عابد - زين العابدين آذر ارجمند
وى به سال 1349 خورشيدى در لنگرود به دنيا آمد . عابد ، شاعر غزلسراست .
يتيمان كه باباى يكديگرند * اميدى به فرداى يكديگرند
در اين ساحل دور لبريز موج * صدفزار درياى يكديگرند
نيازى به ميخانه و جام نيست * كه مست تماشاى يكديگرند
ز كنج قفس بلبلان را چه باك ؟ * چو صد ناله در ناى يكديگرند
كسى مثل گنجشكها شاد نيست * كه غمخوار غمهاى يكديگرند
نيازى ندارند « عابد » به اشك * يتيمان كه باباى يكديگرند
عباسيه كهن - سيد محمد
سيد محمد عباسيه كهن به سال 1325 شمسى در انزلى به دنيا آمد .
ليسانسيهء ادبيات فارسى از دانشگاه تهران شد . غزل ، قصيده ، مثنوى ، رباعى و دوبيتى را تجربه كرده است و بيشتر به غزل گرايش دارد . دبير ادبيات فارسى و . . . در گيلان است . كتاب مجموعهء غزلها را آمادهء چاپ دارد .
انزلى
از جويبار شيرى شب ، آب خوردهايم * در دامن هلال ، شبى تاب خوردهايم
آبشخورى به وسعت سجاده داشتيم