تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١

طباطبائى - دكتر مير احمد

دكتر مير احمد طباطبائى به سال 1303 در رشت ديده به دنيا گشود . تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در گيلان و دورهء عالى را در تهران گذراند . در جوانى ناچار جلاى وطن كرد و سالها از ايران دور بود . طباطبائى ، محقق و مترجم و شاعرى قصيده‌سرا و چهارپاره‌سراست . در شيوه نو نيز شعر مىسرايد . مجموعه شعرهاى او با نام مستعار « استوار » منتشر شد . كتابهاى « وزراى دربار عباسى » ، « يادگار بادكوبه » ، « شيعى امامى ايرانىنژاد » ، « اقليم عشق ترجيع‌بند هاتف » ، « ديوان اشعار » ، « بررسى مثنوى پير و جوان ميرزا نصير اصفهانى » ، « ترانه كشمير » برگردان روسى به فارسى و « ترانه سوزوساز » تاكنون از او انتشار يافته است . طباطبائى اكنون استاد دانشگاه است .

اى رودها

به گيلان زمين جويبار است و رود * كه بر هركرانى شتابان روان تو گوئى سواريست پا در ركاب * كه اندر تكاپو به هرسو دوان
*
نعيم همه گيله‌مردان ده * بجار است و رود است و اين راز نيست اگر جويبار از نفس ايستاد * در رحمت ده ، دگر باز نيست
*
به صافى ، دل رود آئينه‌وار * چو قلب همه گيلكان بىغش است دم سرد او را به ظاهر مبين * درونش شرربار ، چون آتش است
*
چرا مىشتابيد اى رودها ؟ ! * شتابى كه پايانش آيد درنگ ؟ شتابى به كام شما همچو شهد * ولى شهد آميخته با شرنگ
*
پيامى كه از رود آيد به گوش * دل از بار منّت ز دو نان تهى است سبكبار راه سفر طى كنم * توقع ز خاشاك از ابلهى است
*
ز من زنده جنبندگان زمين * ولى خاك بلعد مرا بىامان منم زندگىبخش و بلعنده اوست * به بطن وى ابناء پير و جوان
*
تو اى زندگىبخش ، برگو چرا * كشانى شناگر جوان را به مرگ ز هرموج تو مرگ خيزد برون * ز اضداد آمد ترا سازوبرگ

طويلى - عزيز

عزيز طويلى به سال 1311 شمسى در بندر انزلى متولد شده است . « تاريخ جامع بندر انزلى » كه مجلداتى از آن به چاپ رسيده از اوست . شعر به شيوهء متقدمان مىسرايد :
من شكوه از كشاكش دنيا نمىكنم * بيهوده درد خويش هويدا نمىكنم پيچيده است عقده مردم درون دل * اين عقده را به پيش كسى وا نمىكنم غمهاى روزگار هنوزم به دل بود * پيش كسى ، شكايت غمها نمىكنم عاشق شدن به خاك وطن ار بود گناه * من اين گناه كرده و حاشا نمىكنم صد بار هم اگر ببرندم به پاى دار * مردانه مىپذيرم و پروا نمىكنم هرموج ، يادوارهء عمر است ، اى « عزيز » * ديگر هواى ساحل دريا نمىكنم

عابد - زين العابدين آذر ارجمند

وى به سال 1349 خورشيدى در لنگرود به دنيا آمد . عابد ، شاعر غزل‌سراست .
يتيمان كه باباى يكديگرند * اميدى به فرداى يكديگرند در اين ساحل دور لبريز موج * صدف‌زار درياى يكديگرند نيازى به ميخانه و جام نيست * كه مست تماشاى يكديگرند ز كنج قفس بلبلان را چه باك ؟ * چو صد ناله در ناى يكديگرند كسى مثل گنجشكها شاد نيست * كه غمخوار غمهاى يكديگرند نيازى ندارند « عابد » به اشك * يتيمان كه باباى يكديگرند

عباسيه كهن - سيد محمد

سيد محمد عباسيه كهن به سال 1325 شمسى در انزلى به دنيا آمد . ليسانسيهء ادبيات فارسى از دانشگاه تهران شد . غزل ، قصيده ، مثنوى ، رباعى و دوبيتى را تجربه كرده است و بيشتر به غزل گرايش دارد . دبير ادبيات فارسى و . . . در گيلان است . كتاب مجموعهء غزلها را آمادهء چاپ دارد .

انزلى

از جويبار شيرى شب ، آب خورده‌ايم * در دامن هلال ، شبى تاب خورده‌ايم آبشخورى به وسعت سجاده داشتيم
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 581 | ابراهيم اصلاح عربانى