كلمات التامات فى رد ما طعن الثقات .
از ابو المعارف شاه محمد عنايت اللّه قصورى ، سپس لاهورى كه مرگش به دو گونه 1141 / 1150 ياد شده است ( مشترك ) ( كه ياد او در « دستور العمل » بخش عرفان 6 / 354 ) . در سه « مقالت » و عنوانها به عربى : 1 - فى ترجيح الرواية التى تدل على التعدد و مطلقا . . . ، 2 - فى حد المصر الجامع . . . ، 3 - فى تحقيق صلات الاربع بعد الجمعة و بعض الاجوبة .
آغاز : الحمد للّه الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا اللّه ، و افضل الصلوات . . . از جمله دليرى اين مرد است كه لفظ مواضع را به موضع كثيره تفسير كرده است .
مشترك 2 / 1172 ( 2 نسخه ) .
كلمات معجز آيات ائمه اثنى عشر ( ع ) .
ناشناخته بىديباچه . انجام افتاده .
آغاز : از كلام ائمه ( ع ) وصيت كرده حضرت امير المؤمنين ( ع ) به حضرت امام حسين ( ع ) كه اى پسرك من ( - وصاياى حضرت على به فرزندشان حضرت حسين ( ع ) 6 / 684 ) .
مرعشى 29 / 6361 از سدهء 13 ق .
كلمهء طيبه .
از ميرزا احمد فرزند حاج ميرزا محمد حسن آشتيانى ( - قول ، ثابت از همو ) در توحيد .
ذريعه 18 / 124 ؛ اعلام 1 / 62 ؛ فهرستواره 6 / 208 « قصد السبل » از همو مشار ؛ 4 / 4107 از چاپ : تهران 1352 ق . سنگى ، 56 ص .
فيضيه ، عراقى 1 / 409 چاپ 1313 خ سربى .
كليات وجدانى ،
از محمد فرزند محمود دهدار ( بايستى در بخش فلسفه يا عرفان جاى داده مىشد ) شايد همان حقيقت : نسب افراد ( 6 / 136 ) او باشد . كه آغازش برابر همان است .
آغاز : حمد و سپاس مر آفريدگارى را كه نهال وجود عالم را به ميوهء انسانى آراست .
فهرستواره 6 / 745 نمايه ، همانجا 8 / 1179 نمايه .
يزد ، شيرانى 4 / 1436 .
كليد بهشت .
گويا از فياض الحق ، فيض اللّه بن محمد كه نام او به چند گونه آماده است ( نگارندهء « تحفهء خانى » هف ) .
در اعتقادات از كلمهء طيبه ، و نماز ، زكات ، صدقات و برخى از اوراد .
آغاز : بعد الحمد و الصلاة . . . بعدازاين تحايف درود نامحدود بر مخدومان و بر مادر و پدر در جميع مومنان باد .
مشترك 2 / 1172 ( 1 نسخه ) ، لاهور ، پنجاب ، پبلك لائبريرى 58 / 297 مجموعه ، نوشتهء 13 ق .
كليد بهشت .
قاضى محمد سعيد قمى ، حكيم كوچك فرزند محمد مفيد ( 1049 - 1102 ق ) نگارندهء « اسرار الصنايع » ( نسخهها 1 / 646 ) و جز آن . در برخى نسخهها از آن ملا رجبعلى تبريزى ( د 1080 دانسته شده ) . گفتارى است فلسفى - كلامى در 2 بخش : يكم در باز نمودن مسايل ضرورى كه مقدم دانستن آنها در آغاز واجب است ، هشت « فصل » : 1 - از يك چيز بيش از يكى نبايد ، 5 - در بخش كردن هست در نظر بدوى ، 8 - در اينكه هريك از اجسام را مايهاى جداگانه است و دوم در باز نمودن مسايل