مسايلى از اجماع ، برائت اصليه و استصحاب و مانند آنها .
آغاز : اما الاجماع . پس مىگوييم ملخص كلام اخباريين در انكار اجماع مصطلح خاص به چند منافسه برمىگردد .
ذريعه ( 1 ) 9 / 60 « ديوان الاخبارى » ؛ اعلام 3 / 2002 ؛ مصفى المقال 428 ؛ ريحانه 1 / 85 كارهايش در 19 بند ؛ فهرستواره 4 / 3186 نمايه ، همانجا 5 / 4084 نمايه ، همانجا 6 / 711 اخبارى نمايه ؛ بغدادى ، هديه 2 / 362 نام 51 كارش .
ملك 6 / 115 به دنبال « نجم الولايا » و چند گفتار كه مىتواند همه از او باشد .
رد اعتراض بر سيد آدم
- بخش عرفان .
رد اهل تشيع .
ابو تراب - مانعة التابوت .
رد اهل تشيع :
رساله در . . . . از ابن غازى خان بن حاتم خان ، به دستور نواب رجب على خان ، در 22 ج 2 / 1276 ق / 1851 م ، نگاشته است .
آغاز : الحمد لله الذى انزل على عبدة الكتاب ، فاخذت بتحقيقات مطالع انواره عقول العلماء . فآثره اشرف البريه .
مشترك 2 / 1103 ( 1 نسخه ) .
رد اهل تشيع :
رد روافض . از مجدد الفثانى ، شيخ احمد سرهندى ( 971 - 1034 ق / 564 - 1624 م ) ( - اثبات نبوت ، هف ) . در ديباچه مىگويد : هند مركز اهل تسنن بود ، تا آنكه عبد الله ازبك بر خراسان تاخت ( 997 ق / 1589 م ) و شيعيان آن سرزمين را كشت و برخى از آنان پراكنده و به هند آمدند و به حكام و پادشاهان تقرب يافته و به نشر افكار خود پرداختند . آنگاه از « نامهء ازبكان » و پاسخ رستمدارى ( نك . همين بخش ) ياد مىكند ، و آن پاسخ را انگيزه نگارش اين كتاب بيان مىكند : « در مجالس امرا و سلاطين اين مغالطات شهرت مىدادند . و اين حقير در هر مجلس به مشافهت رد آنها مىكرد . . .
اما حميت اسلام و رگ فاروقى من به اين قدر كفايت نمىكرد ، و شورش سينهء بىكينه تشفى نيافت . . . تا در قيد كتابت نيايد » . مسايل همان است كه در « مكتوبات مجدد الفثانى » ( نك .
بخش عرفان ) و « مكتوبات خواجه محمد معصوم » ( نك . بخش عرفان ) آمده است ، كه شيعيان كافر و واجب القتل هستند .
آغاز : الحمد لله حمدا كثيرا طيبا مباركا فيه و مباركا عليه كما يحب . . . اما بعد ، مىگويد بنده . . .
احمد بن عبد الاحد . . .
مشترك 2 / 1103 ( 14 نسخه ) ، همانجا 1022 نمايهاى از كارهايش ؛ اردو دايره 2 / 126 - 130 ؛ فقهاى هند ، 74 - 120 زندگينامه و فهرست نگاشتههايش ازآنميان « رساله رد روافض » ؛ رحمان على 10 زندگينامه و نام ده اثر او ، ازآنميان « رسالهء رد الشيعه » ؛ رود كوثر 243 « رسالهء رد روافض » ؛ مشار 2 / 2566 « رسالهء در رد