در آن نامهايى از گروههاى صوفيه بر مىخوريم كه در « حديقة الشيعه » ، « معرفة المذاهب » و « هفتاد و سه فرقه » مىبينيم .
آغاز : چنين فرمايد قدوة الاوليا . . . مير سيد على همدانى به اتفاق . . . مولانا جلال الدين رومى . . . بدانكه اهل تصوف كدامند .
سپهسالار 5 / 536 .
مذمت صوفيه .
ن .
آستان قدس ، نامگو 507 .
مذهب اهل سنت و جماعت .
از محمد فرزند محمد نسفى ، مشهور به سيّد عاشقى .
فرهنگستان ، نامگو 1 / 256 ؛ فرهنگستان ، نامگو ، فارسى 196 « رساله در بيان مذهب اهل سنت » .
مذهب التصوف و اهله .
عزيز نسفى - مذاهب تصوف .
مرآت :
رسالهء . . . ، از مسعود فرزند عبد الخالق نيشابورى ، كه روزگارش به دست نيامد ، جز آنكه نسخه از سدهء 10 ق دانسته شده ، در عشق و معشوق ، در چند « مقاله » : 1 - محبّت الذات و الصفات و الافعال و الاثار ، 2 - محبت ، 3 - خواص محبت ، 4 - تعريف عشق به مذهب حكما ، 5 - حسن نزد اهل مجاز ، 6 - كيفيّت وقوف محبت ، 7 - شرايط محبت ، 8 - شرايط معشوق ، 9 - خاتمه .
نسخهها 2 / 1369 ؛ ذريعه 20 / 259 .
نشريه 5 / 580 .
مدينه ، عارف حكمت ش 7 / 267 .
مرآت الآخرة .
ملا محسن فيض كاشانى ( 1007 - 1091 ق / 9 - 1598 - 1680 م ) . آميختهاى است از فارسى و عربى ، در 4 « باب » و 1 « خاتمه » . در حقيقت بهشت و دوزخ ، باب 1 - در جاى آن دو از جهان ، 2 - در روحانى بودن آن دو ، 3 - در اشاره به معانى آن دو ، 4 - اصناف لذت و الم . در 1044 ق به انجام رسيده و نامش تاريخ آن است .
در 1303 ق و پس از آن چندبار چاپ شده است .
آغاز : الحمد لله الذى جعل الدنيا متاعا و الآخرة دار القرار .
نسخهها 2 / 1369 ( 2 نسخه ) ؛ اعلام 2 / 1804 ؛ طبقات 11 / 491 ؛ مشار ، مؤلفين 5 / 799 - 808 ؛ مشار 4 / 4669 كه نشانى 3 چاپ آن را داده .
دانشگاه 8 / 178 ؛ دايرة المعارف ش ( 2 ) 1971 ؛ ( 1 ) 1984 كرمان ؛ مجلس 9 / 663 .
مرآت الارشاد .
از نجم الدين سكندر ، كه آموزشهاى خود را از يك پارساى هندى فرا گرفته بود ، و اين را به سال 1068 ق ، در 4 « فصل » نگاشته است .
بلوشه 4 / 116 .
مرآت الاسرار .
ن .
آغاز : الحمد لله رب المشرق و المغرب ، فاينما .
بوهار 1 / 64 .
مرآت الافراد .
از پير جمال ، جمالى اردستانى ( د 879 ق / 1474 م ) ( - تنبيه العارفين ، مهر افروز و جز آن ) . همراه 49 گفتار ديگر او ، به نثر و نظم عرفانى ، كه اين يكى را در پنجشنبه 11 ج 1 / 866 ق به انجام رسيده است .
در پايان بسيارى از گفتارها خواننده را به « شرح الكنوز » خود برگشت داده است . در پايان گفتار