شهاب الدين . . .
مشترك 3 / 1881 ( 2 نسخه ) .
كتابخانهها ، تسبيحى 1 / 99 ؛ گنج 2 / 972 .
محك الطالبين . گزيده . متن همان ( - بالا ) . گزيده از محمد فرزند سليمان فرزند عثمان ،
عرف افغان خويشگى قصورى ، پيش از 1132 ق ( 1720 م ) كه تاريخ نسخهء شيرانى است ، و 1122 كه تاريخ نسخهء شوروى ( - نشريه ) مىباشد .
مشترك 3 / 1881 .
نشريه 10 / 285 نسخهء شوروى .
بشير حسين ، شيرانى 2 / 247 .
محك الطالبين . تتمه . ( - بالا ؟ ) . از شرف الدين منيرى
( د 782 ق / 1380 م ) به آن چنان كه بشير حسين نوشته است . باتوجه به اينكه يكى از مآخذ متن « مكتوبات » منيرى است ( - بالا ) ، انتساب « تتمه » به منيرى نادرست است . مگر اينكه متن « محك الطالبين » ديگرى باشد .
مشترك 3 / 1882 .
بشير حسين 2 / 206 .
محك ( محكم ) الفقرا .
خرد . از سلطان باهو ( د 1102 ق / 1691 م ) . ( - اسرار قادرى ) . در آداب و اخلاق و صفات فقير ، به نثر آميخته به نظم ، بخشبندى نشده . و آغاز مىشود به :
طريقهء قادرى دو قسم است : زاهدى قادرى و سرورى قادرى ، زاهدى قادرى بىشمار است ، همهء عوام الناس ، و سرورى قادرى آن است كه . . .
چند نكته :
وى دو گفتار بدين نام دارد : خرد و كلان ، هر چند واژهء « خرد يا كلان » در ديباچهها نيامده .
ديگر اينكه نسخههايش را به دو نام « محك الفقرا » و « محكم الفقرا » ديدهام ، سوم اينكه نگارنده در ديباچه از خود به « تلميذ الرحمان » ياد مىكند . و اينكه « تلميذ الرحمان » را يكى از نگاشتههاى او خواندهاند ، لغزشى است .
آغاز : الله تقدس اسمائه و تعالى كبريائه . . .
بدان كه اين كتاب را محك ( محكم ) الفقرا نام نهاده شد . اما بعد ، مىگويد . . . باهو . . .
مشترك 1882 ( 9 نسخه ) ؛ اردو دايره 11 / 166 نام 6 كار فارسى او ، از آنميان « محكم الفقر » ( نه « محكم الفقرا » ) ؛ پاكستان مين 2 / 166 كه نام 32 كار او را برده ، از آنميان « محكم الفقرا » ، « محك الفقر كبير » و « محك الفقر صغير » و نيز « تلميذ الرحمان » به گونهء 4 كتاب .
اوچ ، غلام سرور 3 / 20 ؛ گنج 2 / 784 « محك الفقرا ، خرد » ( 3 نسخه ) ، 785 « محك الفقرا ، كلان » ( 1 نسخه ) ، همانجا ش 12044 خرد .
محك الفقرا ، كلان .
از همان سلطان باهو ( - بالا ) . و اين يكى نيز در همان زمينه است ؛ بخشبندى نشده . بدينگونه آغاز مىشود : فقر بر دو قسم ( گروه ) است : يكى سالك ، دوم عاشق سالك ، انتهاى سالك ابتداى عاشق است :
عشقت به تنم آمد ، اكنون چكنم جان را * زيرا كه نشايد ، يك ملك ، دو سلطان را .
آغاز : الله تقدس اسمائه ( . . . برابر محك الفقر خرد ) .
براى منابع - پيش از اين .
مشترك 3 / 1883 ( 5 نسخه ) .