مرعشى 28 / 1 ش 11001 .
* مسالك الاطوار .
واعظ تبريزى - بخش عرفان .
* مسالك المكارم :
طريق المكارم فى محاسن اخلاق الاسلام . از محنت ساوجى ، سيد حسين حسينى ، كه « مجمع البلاغه » را در امامت به نام فتح على شاه ( 1211 - 1250 ) در 1242 ق نگاشته و در ديباچهء آن از احسايى و شيخيان ستايش كرده است .
داراى « مقدمه » ، « مقاله » و « خاتمه » اى :
مقدمه در بيان خلافت انسان و اينكه او عالم صغير است .
آغاز : ستايش و سپاس بيرون از تصور قياس شايسته .
قم ، مسجد اعظم 617 ش 2 / 3256 .
* مساهله در معامله .
از خواجه محمد چشتى احمدآبادى گجراتى فرزند حسن محمد ( د 982 / 1574 م ) . ( - آداب الطالبين ، عرفان ) .
گفتارى است كوتاه در آسانگيرى عارفانه .
آغاز : الحمد لله الذى يحب المساهلة فى المعامله .
مشترك 4 / 2450 ، همانجا 2708 نمايهاى از كارهايش ؛ فهرستواره 1 / 675 احمدآبادى ، نمايهاى از 6 كارش ؛ نسخهها 2 / 1683 « مساهله . . . » ، 1360 « مجالس . . . » و نمايهاى از 41 كارش .
ايوانف ( 23 ) 1265 در مجموعه 44 گفتار او ؛ بنگال ، آسيايى 171 ش ( 35 ) 13 .
* مسايل اربعين فى بيان سنت سيد المرسلين .
جاليسرى دهلوى - بخش عقايد .
* مسايل تكفين اموات .
ناشناسى مسايل فقهى مردگان را از كتابهاى گوناگون بيرون كشيده ، با نام منابع . در 4 « باب » : آداب 1 - در بيان غسل مرده ، 2 - آداب تكفين او ، 3 - صلاة جنازه ، 4 - آداب قبر و گور كردن مردگان .
آغاز : حمد بىقياس و ثناى بىمنتها مر پادشاهى را كه اكرم . . . و بعد از آن ، اين رساله در بيان مسايل متعلق به تكفين ميت و تجهيز ميت .
مشترك 4 / 2450 .
گنج ش 9155 .
* مسايل مهمه .
از ميان حامد قارى سهرودى لاهورى ( د 1166 / 1753 م ) . ( - چهارگانهء احتياطى بخش عرفان ) . در 8 « فصل » :
1 - در مسايلى كه به بيمار ارتباط دارد ، 2 - تلقين ، 3 - آداب تكفين ، 4 - حمل جنازه ، 5 - نماز جنايز ، 6 - به خاك سپردن ، 7 - مسايل شهيد ، 8 - مسايل متفرقه ، و اين جز « مسايل مهم » ( هف ، عقايد ) اوست .
آغاز : حمد خداوند واجب الوجود را كه عالم نيستى را لباس هستى پوشانيد . . . و اين رساله را « مسايل مهمه » نام نهاده شد .
مشترك 4 / 2450 ( 9 نسخه ) .
گنج 4 / 2303 ش 2441 .
* مسعوديه -
رسالهء مسعودى .
* مسكن الفؤاد ،
شهيد - ترجمهء . . .
* مسلى المصابين .
از ميرزا محمود فرزند على نقى فرزند جواد بروجردى فاطمى طباطبايى ، در چهارشنبه ، 9 محرم 1257 ق ، در 1 « فايحه » و 3 « فايحه » در چند « عايده » ، و 1 « خاتمه » . براى