« ابو النصر المظفر سلطان فتح اللّه » ساخته است .
ايوانف مىافزايد : تنها پادشاهى كه به نام « ابو الفتح » بود همان عماد شاه ( 890 - 910 ق ) است . اما نگارنده در ديباچه با ستايش از پارسايى به نام « مير محمد سعيد جملة الملكى ؟ » ياد مىكند ، كه نامش بسيار نزديك به « حافظ محمد سعيد پسر كرم اللّه پسر سلطان محمود » است كه در 1102 ق ( 90 - 1691 م ) رسالهاى در اخلاق نگاشته است .
نسخهء ايوانف گمان مىرود در 1192 ق نوشته شده باشد .
آغاز : ابتداى كلام به نام خداوندى سزاست كه ابتداى هرچيز .
ايوانف 1394 .
* اخلاق :
رساله در . . . . ناشناسى كه براى مؤيد الدوله فرمانرواى شيراز ، در پند و اندرزهاى اخلاقى و عرفانى ساخته است .
آغاز : رسالهء اخلاق . سلام اللّه على المجلس الاسمى المنعمى القصوى الرضوى . . . اما بعد ، يا سيد الكبراء قولا ( - عينيه ، غزالى ) .
نسخهها ( 2 ) 2 / 1525 ( 1 نسخه ) .
مجلس ش 51 / 5633 .
* اخلاق .
از ناشناسى دستكم پيش از 1292 ق كه تاريخ رونويس نسخه است .
آغاز : حمد له . . . اما بعد ، بدانكه پادشاهانى كه مشفق درويشند نگهبان ملك و دولت خويشند به حكم آنكه .
نسخهها 2 / 1527 ش 14917 .
الهيات ، تهران 1 / 341 .
* اخلاق .
ن . ترجمه و شرح يك حديث و سخنانى از حاتم اصم و حكايت زيارت سلطان مراد خاكجاى حضرت حسين را .
آغاز : حمد له . عاقبة . . . اما بعد ، روايت كنند كه اعرابى به خدمت حضرت رسالت . . . آمده گفت مىخواهم داناترين مردمان باشم . فرمود از اللّه تعالى بترس .
نسخهها 2 / 1527 ش 14919 .
مجلس 9 / 214 .
* اخلاق :
رساله . . . . سخنان 12 امام و بزرگان است ، ساختهء سدهء 19 م .
آغاز : الحمد لله الذى نور مصابيح القلوب بانوار حكمته . . . اما بعد ، سردفتر اهل تقوا .
نسخهها 2 / 1527 ش 14923 .
دانشگاه 12 / 2894 .
* اخلاق .
ن . اخلاق دينى است با سربندهاى « مجلس » . نخستين آنها « مذمت حب جاه و رياست » و سيزدهم « ذم صفت ظلم » است .
نسخهها ( 2 ) 2 / 1527 ش 14924 .
نشريه 2 / 79 نسخهء اصغر مهدوى .
* اخلاق :
شرح رسالهاى در . . . متن عربى و گزارش به فارسى ، هردو از ناشناس . آغاز متن :
الحمد لله الذى نور قلوب العارفين بذكره و قدس ارواحهم بسرّه و طهر افئدتهم .
آغاز : الحمد لله ، يعنى شكر و سپاس مختص است به ذات واجب الوجود .
يزد ، شيروانى 5 / 1505 « شرح رسالهاى در اخلاق » .
* اخلاق :
رساله در . . . ن . اخلاق شيعى است ، با سربندهاى « فصل » ، « باب » و « مقصد » : باب 1 - در مذمت دنيا ، 2 - در آنكه نبايد آدمى به دنيا مشغول