نسخهها 2 / 808 ( 1 نسخه )
مجلس 2 / 391 .
* شرح خمريهء ابن فارض -
بخش عرفان .
* شرح رباعى زلفش بكشى .
متن رباعى از ابو سعيد ابى الخير ، فضل الله ابو الخير ( د 440 ق / 1048 م ) . دربارهء قاعدهء لا يصدر عن الواحد الا الواحد : زلفش بكشى دراز كار آيد از او - ور بگذارى جنگل بار آيد از او - ور پيچ و خمش ز يكدگر بگشايى - عالم عالم مشكتر آيد از او .
گزارش از محمد مؤمن حسينى پزشك [ ديباچه ] ، تنكابنى فرزند محمد زمان ، نگارندهء « تحفهء حكيم مؤمن » ( 5 / 3317 ) .
آغاز : منقول است از علامه حلى ( ق ) از معنى لا يصدر عن الواحد سؤال نمودند .
نسخهها 2 / 1236 « شرح رباعى » ؛ اعلام 3 / 2392 تنكابنى ، طبقات 11 / 595 تنكابنى .
مجلس 1 / 997 .
* شرح رباعى .
جلال الدين محمد دوانى ( د 908 ق / 1052 م ) . گزارش رباعى سرودهء خودش : هستى تو به ذات و ، ما هست نما - الله ، الله چه تفاوت از كجا تا بكجا .
آغاز : هستى تو به ذات و ، ما هست نما . . .
محققان اصحاب عناوين و مدققان ارباب برهان .
نسخهها 2 / 808 ( 4 نسخه ) ؛ ذريعه 13 / 279 ؛ اعلام 1 / 456 ؛ طبقات 10 / 220 ؛ نفيسى 1 / 265 - 267 ؛ مشار ، مؤلفين 5 / 314 ؛ ريحانه 2 / 232 - 236 .
فيلم 1 / 567 ، 647 .
ملك 9 / 58 ش 6 / 5824 ؛ نشريه 5 / 452 .
بادليان 3 / 94 .
* شرح رباعى .
همان دوانى ( - بالا ) . گزارش رباعى ديگر خود او : من وصف كمال تو نيارم گفتن - وين در گرانمايه نيارم سفتن .
نسخهها 2 / 808 ( 1 نسخه ) ؛ ذريعه 13 / 279 .
الهيات ، تهران 1 / 256 .
* شرح رباعيات -
بخش عرفان .
* شرح رباعى .
ن . در تناسخ . در مجموعه نوشتهء 1070 ق .
آغاز : در سير وجود سوى رسخ افتادم - وز عالم رسخ پس به فسخ افتادم - كردم گذر از فسخ سوى عالم مسخ - چون مسخ شدم باز به نسخ افتادم . اين رباعى حكايتى است از بيان حال مذهب تناسخ و پندار ايشان . و توضيح اين موقوف است بر .
نسخهها 2 / 810 ( 1 نسخه ) .
ملك 7 / 220 ش 75 / 4137 .
* شرح رباعيات جامى .
متن و گزارش از عبد الرحمان جامى ( 817 - 898 / 1414 - 1492 م ) . در ديباچه گويد : پيش از اين چند رباعى در وحدت وجود سروده بودم ، اينك در گزارش دشوارى آنها ، اين رساله را مىنگارم . در اثبات وحدت وجود ، شرح جلوات گوناگون وجود و تنزلات . در آن 40 رباعى خود را گزارش كرده است . در 1 رجب 876 / 1471 م به انجام رسانده است .
آغاز : حمدا لاله هو بالحمد حقيق - در بحر نوالش همه ذرات غريق . . . پاكا يگانهاى كه كثرت ثنويت صفت و موصوف . . . اما بعد ، نموده مىشود كه پيش از اين .