* ترجمهء الاشارات -
الاشارات و التنبيهات ، ترجمه .
* ترجمهء الاضحويه فى المعاد :
الاضحويه ، ترجمه .
* ترجمهء الهيات شفا -
ترجمهء شفا .
* ترجمهء انوار النعمانية فى بيان النشأة الانسانيه .
متن از سيّد نعمت الله فرزند عبد الله جزايرى شوشترى ( 1050 - 1112 ق ) ، به سال 1089 ق ، در 3 « باب » و سربندهاى « نور » :
1 - انسان پيش از زايش ، 2 - انسان از زايش تا مرگ ، 3 - انسان پس از مرگ .
ترجمه از سيد عبد الرحمان ، به دستور محمد على ميرزا دولتشاه قاجار ( 1203 - 1237 ق ) ، تا « نور . معرفة الاديان » را ترجمه كرده و در گذشته است ، سپس ابو تراب كرمانشاهى ، ديگر بخشها را در 22 رمضان 1226 ق به انجام رسانده است .
و اين جز « ترجمهء » محمد تقى تهرانى مىباشد .
آغاز : سزاوار آغاز و انجام هر روايت و شايستهء بدايت و نهايت و حكايت .
نسخهها 2 / 756 ( 1 نسخه ) ؛ ذريعه 2 / 446 « انوار . . . » ، همانجا 4 / 82 « ترجمهء . . . » محمد تقى تهرانى كه ترجمهء ديگرى است ؛ طبقات 12 / 785 براى نگارندهء متن ؛ مشار 1 / 587 از ترجمهء فارسى آن از سيد زين العابدين فرزند حسين رضوى خوانسارى ( د 1307 ق ) ياد مىكند كه به نوشتهء ايشان به نام محمد تقى فرزند عبد الرحيم اصفهانى ( د 1248 ق ) چاپ شده است ؛ مشار ، مؤلفين 6 / 628 براى چاپهاى متن ؛ هدية الاحباب 154 ؛ ريحانه 2 / 253 .
فيلم 1 / 49 ؛ ملى ، تهران 1 / 104 .
* ترجمهء پرسش و پاسخ .
تاج الدين اسنوى .
( اشنوى ؟ غاية الامكان . . . ) ترجمهء پنج پرسش است كه در راه مكه و مدينه از او شده و وى پاسخ داده است . در نسخهء 398 آستان قدس از مترجم نام روشنى نيامده ، تنها در ديباچه خود را از مريدان عبد السلام كاموسى ياد كرده است . و اينكه « عوارف المعارف » سهروردى را نيز ترجمه كرده است ( - ترجمهء عوارف . . . بخش عرفان ) .
پنج پرسش : 1 - تعريف و ماهيت نفس ، 2 - تعريف دل و حقيقت او ، 3 - حدّ سر چيست ؟ ، 4 - فرق نفس ، روح و دل ، 5 - رتبت سر و روح .
آغاز : پس از تحميد ، بدانك اين ضعيف لهيف ، اسيف بندهء خدا و محب رسول و اهل بيت رسول .
نسخهها 2 / 757 ( 1 نسخه ) ؛ تاريخ گزيده 1 / 760 ، 792 ؛ لغتنامهء دهخدا 72 تاج الدين ؛ كشف الظنون 2 / 1172 « عوارف . . . » .
آستان قدس 4 / 44 .
* ترجمهء تاريخ الحكما -
بخش تاريخ فلسفه .
* ترجمهء التحصيل .
بهمنيار - تحفهء كماليه .
* ترجمهء تعليقات ابن سينا .
در حكمت طبيعى منسوب به ابن سينا . استاد دانشپژوه مىافزايد : كسى نديدم كه از مانند آن ياد كرده باشد . اكنون دارم آن را موشكافانه مىخوانم كه براى چاپ آماده سازم .
تهران ، مينوى 69 .
توبينكن
Ot . OCT . 3364