جعفر ( د 1041 ق ) كه در مشهد مىزيسته است وى با ميرلوحى ( د 1063 ق ) دوستى داشت . در راه سفر به كربلا شنيد كه وى براى نكوهش از ابو مسلم خراسانى در اصفهان آزار ديده است .
پس اين رساله را در زندگى ابو مسلم نگاشت و به اصفهان فرستاد تا كمك ميرلوحى باشد . براى داستان ميرلوحى و برخوردى كه با ابو مسلم داشته و پيامد آن - « ترجمة ابو مسلم المروزى » ذريعه 4 / 150 . آغاز : حمد له . . . اما بعد ، چنين گويد تراب عتبهى على بن موسى الرضا عليه التحية و الثنا محمد زمان بن محمد جعفر الرضوى ( همان 2 / 1013 ) .
ذريعه 15 / 17 ؛ اشكورى 11 / 19 .
صحيفهى شاه خير -
الهام شاه خير .
صحيفهى مجمع الاخبار -
خلاصة التواريخ .
صد پند نعمان .
ن . زندگىنامه و پندهاى نعمان فرزند ثابت ، امام ابو حنيفه ، در 4 « باب » .
موزهى سالار 2 / 1 ش 454 .
صدر الدين شيرازى و اصول و افكار فلسفى او .
محمد جواد تربتى فرزند شيخ ابو طالب . چاپ : تبريز ، 1312 خ ، 48 ص .
ذريعه 15 / 27 ؛ مشار 3 / 3379 .
صدقنامه .
از عبد البارى عرف هرگوبند .
قانونگوى گجرات ، نومسلمان ، در 14 شاهى اورنگ زيب ( 1068 - 1118 ق ) ، به سال 1083 / 1272 م ، در سوانح خود و مسايل اعتقادى و اوراد بزرگان .
مشترك 11 / 925 ؛ بشير حسين ، شيرانى 1 / 76 .
صراط مستقيم .
دهلوى - مخازن النسب .
صفات الاوليا .
محمد خليل الرحمان برهانپورى ( حيدرآباد دكن ) . مريد مولوى محمد نعيم معروف به مسكين شاه . به سال 1300 / 1883 م نگاشته ( انجامه ) و در 1311 ق چاپ شده است . آغاز : الحمد للّه الذى فضل الانبياء و الاوليا على اهل الارض . . . يعنى آگاه باشيد آنان كه محبوبان .
مشترك 11 / 1052 ( 2 نسخه ) ؛ مشار : ندارد .
آصفيه ، هندليست 1 / 454 .
صفات الضماير -
صقال الضماير .
صفات خواجگان نقشبند .
صفى . قصيدهاى است در 51 بيت ، در ستايش پيران نقشبند . در پايان آن آمده :
جاودان غرقه در اين بحر صفا باد « صفى » * - هرگزش يا رب از اين بحر برون نگذارند .
آغاز :
نقشبنديه عجب طايفهى پركارند * - كه چو پركار بر اين دايره سركارند .
نسخهها 4 / 2990 ؛ ملك ش 2 / 4056 در مجموعهى نوشته 904 ق .
صفوت الاثار فى اخبار الاخيار .
از عبد الكاظم محمد اردبيلى ، مدرس مدرسهى صفيهى صفويهى ساميه در اردبيل ، به نام شاه سلطان حسين ( 1105 - 1135 ق ) ، به سال 1118 ق ، در 3 « مقاله » نگاشته است : 1 - مراتب و مقامات شيخ صفى ، 2 - افادات او ، تفسير آيتها و حل اخبار از او ، 3 - كرامات و خوارق او . و مىگويد او زاهد بوده نه صوفى . در آن از « صفوت صفا » ى توكلى و چند تن ديگر ياد كرده و ابن بزاز را مردى آشفته و متلون و پيرو روش عاميان خوانده است . آغاز : الحمد للّه الذى اوضح لنا مسالك الدين با علامه . . . اما بعد ، بر ضماير ارباب بصاير مخفى .
نسخهها 2 / 1269 ( 2 نسخه ) ؛ ادبيات