مشترك 10 / 228 ؛ برگل 2 / 817 ؛ آستان قدس 7 / 108 .
روضة الاحباب . دشتكى - اقتباس . ن .
مشترك 10 / 223 « سير النبى » ناشناخته ، 227 « روضة الاحباب . . . » دشتكى .
روضة الاحباب . دشتكى ، تتمه . از ناشناس
متن از همان عطاء اللّه دشتكى هراتى . و نسخهء زير ( نسخهى 4047 گنجبخش ) چيزى به مانند آن است . با دو ويژگى : نخست اينكه مفصلتر است ، دوم اينكه آن را به صورت « مجلس ، مجلس » درآوردهاند و هر مجلس با خطبهاى مستقل .
چندين قسمت آن با متن آن مقابله شد همان عبارتهاى آن را در ، 3 - 4 سطر آورده و سپس خود مطلب را دنبال كرده است . اين دو ويژگى كتاب را به صورت مستقل درآورده است . در سرلوح زرين آغاز كتاب اين عبارت به دشوارى خوانده مىشود : تتمهء مجالس روضة الاحباب از غزوهء خندق تا حين وفات . نخستين عنوان « مجلس پنجاه و هشتم » و آخرين عنوان « مجلس شصت و نهم » است . در چندين جا اين عبارت آمده است ؛ چنانكه مصنف كتاب روضة الاحباب رحمة اللّه فرمودهاند ( ص 299 ) در ص 350 آمده :
و فقيه شرف الدين بخارى ( ره ) در « مقدمة الصلاة » خويش در اين معنى گفته است :
شكر حق را كه پيشوا داريم * - پيشوايى چو مصطفى داريم .
اين بيت و بيتهاى پس آن در ص 1 منظومهء مشهور به « نام حق » آمده است . و بدين نشانى انتساب آن منظومه به شرف بخارايى تأييد مىگردد ( - نسخهها 6 / 4472 « روضة الاحباب » از ناشناس ، كه جلد چهارم آن در سرگذشت پيامبر ( ص ) است ، در 20 « مجلس » كه مىتواند بخشى از همين كتاب باشد ) .
مشترك 10 / 233 « روضة الاحباب . . . تتمه » ( 1 نسخه ) ؛ نسخهها 6 / 4472 « روضة الاحباب » ( 1 نسخه ) .
فرهنگستان ، الفبايى 1 / 291 .
روضة الاحباب . گزيده . استرآبادى ،
احمد به سال 1077 ق .
سلطنتى ، اتاباى ، دينى 1 ( نامش ) .
روضة الاحباب . گزيده .
بختاور خان يا محمد بقا نگاشتهى 1087 ق .
تاريخ تذكرهها 2 / 782 .
روضة الاخبار . ن . چهارمين و واپسين مجلد است ،
از كتابى بزرگتر هر مجلد در 20 « مجلس » .
اين يكى در 20 « مجلس » از مجلسهاى 60 تا 79 و سالهاى 11 ق زندگى پيامبر را دارد .
ذريعه : ندارد ؛ برگل 2 / 873 .
فرهنگستان ، الفبايى 1 / 291 ش 2057 ؛ محمودآباد 438 .
روضة الاخبار فى مناقب الائمة الاطهار . على نقى ،
جونپورى .
مشار 2 / 2703 ( چ . كلكته ، 1291 ق ، 160 ص ) ؛ موزهء بريتانيا ، چاپى 118 .
روضة الاصحاب . ميرجان اسفرغابادى جامى ،
وحيد الدين ابو الحسن محمد فرزند زين الدين حاجى فرزند احمد . نگارنده مىگويد كه در 907 ق / 2 - 1501 م در بغداد بوده و ديده كه به ياران پيامبر اهانت مىكردند و سنيان را آزار مىرساندند و چون اين رويه به خراسان گسترش يافت ، وى در اينجا در 944 ق / 8 - 1537 م اين كتاب را نگاشته است . و نيز از همين نگارنده است « حدايق الحقايق » در گزارش سخنان پيرش