تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 1148

مساهمون:

ص١١٤٨
روزگار جهانگير ( 1014 - 1037 ق ) ، كه از سوى همين پادشاه لقب شتابخان دريافت كرد . نام يا تخلص نگارنده غيبى و غايبى ياد شده است . تاريخ افغانان است كه به روزگار جهانگير در بنگال و اوريسه مىجنگيدند . و آخرين آنان خواجه عثمان در 1021 از جهانگير شكست خورد . در 4 « باب » كه تا سال 1030 ق مىرسد . مارشال 150 ؛ استورى 714 « بهارستان غيبى » ؛ آفتاب 275 « بهارستان غائبى » مفصل 216 ، 218 ؛ بلوشه 1 / 356 نسخهء منحصر .

بهارستان غيبى .

ترجمهء انگليسى . استورى 714 .

بهار سخن .

محمد صالح كنبوه لاهورى . شاگرد عنايت اللّه كنبوه ، نامىترين كارش « عمل صالح : شاهجهان‌نامه » ( هف ) است . نامه‌ها و منشآت اوست كه در 16 شوال 1065 / 1655 م نگاشته و تا 1074 / 1663 م در آن دست مىبرده است . در 1 « مقدمه » و 4 « چمن » و 1 « خاتمه » : چمن 1 - رقعات حمد و نعت و مراسلات از سوى شاهجهان ( 1037 - 1067 ) و اورنگ‌زيب ( 1068 - 1118 ) به شاهان ايران و توران و شاهزادگان ، 2 - نامه‌هاى خود به عزيزان ، 3 - منشآت در توصيف‌ها ، 4 - ديباچه‌ها . آغاز : ايزد سخن‌آفرين را سپاس كه چراغ گفتار . مشترك 5 / 145 ( 12 نسخه ) ، 605 براى منابع بيشتر و 12 / 1848 ؛ نسخه‌ها 3 / 2087 . در بخش‌نامه‌نگارى خواهد آمد .

بهاءنامه :

نگارنامهء هند . ن . نگاشته پس از 1174 / 1760 م . تاريخ جنگ پانىپت و احمد شاه درّانىست ، كه در 1174 / 60 - 1761 م ميان احمد شاه ابدالى افغان و مرهته رخ داده . نام « بهاءنامه » در ص 8 - 229 نسخهء لاهور آمده است و همين‌جا آمده است كه نگاشتهء يك هندو ، كارمند نواب شجاع بوده ، كه در آن جنگ حاضر بوده است . به هرروى همان روش « نگارنامهء » هندى نگاشتهء سيد غلامعلى نگارندهء « عماد السعادات » ( - هف ) را دارد . ( - واقعات مرهته ) . مشترك 10 / 509 ؛ تاريخ افغانستان 1 / 141 ؛ عبد اللّه 1 / 99 .

بهجة العالم .

مهارتخان اصفهانى - بخش جغرافيا 1 / 175 .

بهگوت گيتا .

چند تا - بخش داستان‌ها 1 / 295 - 296 .

بهمن‌نامه . آذرى اسفراينى طوسى ،

جمال الدين على فرزند حمزه فرزند على ملك ( 784 - 866 ق ) ، در جوانى ستايشگر شاهرخ ( 807 - 850 ق ) و ملك الشعراى دربار او بود ، سپس به تصوف روى آورد . به حج رفت و آنجا « سعى الصفا » ( - بخش سفرنامه 1 / 88 ) را سرود و از آنجا به هند رفت و در دربار احمد شاه ولى بهمنى پادشاه گلبرگه و دكن جايگاهى بلند يافت ، و به نظم « بهمن‌نامه » در تاريخ پادشاهان بهمنى به نظم و تا داستان همايون را سرود و پس از مرگش نظيرى كه جز نظيرى نيشاپورى ست و از مردم مشهد بوده ( زنده 865 ق ) « بهمن‌نامهء » او را دنبال كرده است ( نفيسى 2 / 798 ) ، و پس از او سامعى كه از سرايندگان دربار محمد شاه بهمنى دكن بود بخشى از « بهمن‌نامه » را سروده است ( نفيسى 2 / 759 ) ، آغاز : سپاس از خدا ايزد رهنماى - كه از كاف و نون كرد گيتى به پاى - يكى كش نه يار و نه انباز بود .
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 1148 | احمد منزوى