گزيدهاى است از آن ؟ با ديباچه از مولوى اللّه جويا . آغاز : مصباح قوانين تذرو گلستان خوشگويى ، قمرى سروشان نيكپويى ، كوكب فلك انشاپردازى و سپهر نكته اندازى . . .
مشترك 10 / 187 ( 1 نسخه ) ؛ اوچ ، غلام سرور 217 .
نادرنامه . ن . مثنوى ساخت هند .
اته 384 .
ناسخ التواريخ .
سپهر كاشانى - بخش تاريخ جهان 1 / 663 .
ناصريه .
ناصر الملوك ، نايينى اصفهانى ، سلطان الحكما ميرزا ابو القاسم ( م 1322 ق ) .
فرزند محمد جعفر ، پزشك ناصر الدين شاه و استاد دار الفنون .
استورى 1 / 307 ؛ نشريه 8 / 179 .
ناظر التواريخ .
ن . تاريخ اميران بخارا از آغاز تا انجام ، با آوردن فصلى در سازمانهاى كشورى بخارا و بسيار سودمند . آغاز : به نام خداوند جانآفرين .
نشريه 9 / 57 .
ناموس ناصرى .
حجة الاسلام نيّر ممقانى ، ميرزا محمد تقى فرزند حسين ( 1248 - 1312 ق ) .
گزارش گفتگوى است كه گروهى از دانشمندان در تبريز با على محمد باب ، در برابر ناصر الدين شاه داشتهاند . و مىگويد در آنچه ديگران گفتهاند دروغ راه يافته ، و اين آنچه است كه از پدرش ملا محمد مامقانى شنيده . رساله در 15 شوال 1306 ق انجام گرفته و پيشكش ناصر الدين شاه شده است . آغاز : الحمد لله الذى جعل فى خلف عدو لا ينفون . . . و بعد ، بر روان پاك فطانت و ادراك پوشيده نيست .
ذريعه 9 / 1241 « ديوان نيّر تبريزى » و نام چند كار ديگرش ؛ اشكورى 15 / 274 ؛ مشهد ، آستان ، الفبايى 575 .
نامهء باستان .
از ميرزا آقا خان كرمانى ، عبد الحسين ( 1270 - شهيد 1314 ق ) فرزند عبد الرحيم بردسيرى . تاريخ منظوم 11 دودمان ايران باستان است ، بر پايه گفتهء اروپاييان ، نخستين آنان آباديان و واپسين آنها ساسانيان . در پايان از شكوه از دست رفتهء ايران باستان شكوه و ناصر الدين شاه و درباريانش را بد مىگويد و نيز سرگذشت خود را مىآورد . اين كتاب به نام « سالارنامه » به صورت سانسور شدهاى ( به گفتهء براون ) ، در 1315 ق چاپ سنگ شده است ، و « مشار 5 / 5132 » نقل مىكند : نامهء باستان را علاء الملك چاپ كرده ، و جهانگير صور اسرافيل در تصحيح نسخهء آن بسيار رنج برده است .
نسخهها 6 / 4395 ؛ ذريعه 24 / 20 ؛ مشار 5 / 5132 ؛ استورى 1 / 248 ش 2 / 330 ؛ برگل روسى 2 / 725 ؛ برگل فارسى 3 / 45 ش 753 ( 2 ) ؛ بامداد 2 / 253 - 257 ؛ براون ، كمبريج ص 409 ش 60 .
نامهء خاقان .
خاورى . جلد يكم تاريخ ذو القرنين است . ( - تاريخ ذو القرنين ) .
نامهء خسروان .
احتشام الملك جلال الدين فرزند فتحعلى شاه قاجار ( م 1289 ق / 1872 م ) .
نگارنده پسر پنجاه و هشتم فتحعلى شاه قاجار بود و يكى از اعضاى باايمان و دانشمند و روشنفكر و دوستدار زبان فارسى و عضو سازمان فرماسنرى ايران بود . حاكم خراسان و كاشان شده و پس از پيگرد اعضاى آن سازمان خانهنشين گشت . سرايندگى نيز كرده ، برخى از غزلهاى او