تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
4 / 406 ؛ فيلم‌ها 1 / 590 « دخمهء انوشيروان و رفتن هارون به آنجا » ، همانجا 2 / 162 « داستان دخمهء انوشيروان » ؛ مجلس 10 / 1396 « حكايت دخمهء انوشيروان عادل » كه گويند توانگرى مأمون از گنج فراوان انوشيروان بود ؛ ملك 2 / 240 « داستان دخمهء انوشيروان » ، همانجا 5 / 73 « داستان دخمهء انوشيروان » جويا شدن مأمون از پيرى دخمهء انوشيروان را و يافتن گنج فراوان ، همانجا 8 / 459 « داستان دخمهء انوشيروان صفت قصر مداين و رفتن مأمون به دخمهء انوشيروان و يافتن جثهء او و مكتوبى كه بر عصابهء او نبشته بود » ؛ نشريه 9 / 5 « دخمهء انوشيروان » ، و 9 « چند داستان دخمهء انوشيروان » ، و 72 « دخمهء اسكندر يونانى » ؛ يزد ، شيروانى 4 / 1296 « دخمهء انوشيروان » . ازبكستان ، سليمانف 1 / 278 - 279 ( 4 نسخه ) ؛ ازبكستان ، تاشكند 11 / 246 « داستان درآمدن ملك اسكندر به دخمهء شاهان كيان » ( 3 نسخه ) ؛ تاجيكستان ، دوشنبه 2 / 333 « دخمهء شاهان » ؛ خاورشناسى ، داستان 74 « داستان دخمهء انوشيروان عادل » و رفتن مأمون به آنجا ؛ داكا 1 / 50 « دخمهء انوشيروان » داستان مأمون و پاليدن گنج انوشيروان در طاق كسرى در مداين ؛ ريو 1 / 51 « حكايت رفتن هارون الرشيد براى زيارت دخمهء انوشيروان دادگر » ؛ فرهنگستان ، الفبايى 1 / 183 « دخمهء شاهان » ؛ گنج 3 / 1354 « دخمهء انوشيروان : دخمه شاهان : اسكندر و دخمه » و خواب ديدن دخمه را ؛ گنج ش 1979 ، 3094 ، 8613 ، 10907 .

* دخمهء رستم .

ن . آغاز : خداوند اخبار چنين گويد كه چون گرگين به دست بهمن كشته شد بهمن بر سر كوه رفت . تهران ، ملك 8 / 459 « داستان دخمهء رستم و رسيدن بهمن بن اسفنديار بدان » .

* دخمه رفتن اسكندر -

دخمهء انوشيروان .

* دخمهء شاهان . محمد صادق منشى جاندارى .

فرهنگستان ، الفبايى 1 / 183 ( 3 نسخه ) ؛ عمومى ، سالتيك ، شدرين 1 / 159 .

* دخمهء شاهان - دخمهء انوشيروان .

* در مجالس -

بخش فلسفهء عملى .

* درهء چهارپاره :

شاهنامهء منثور . فريدون مازندرانى فرزند محمد قاسم حلال‌خور . داستان پيشداديان است . آغاز : چون در سنهء هزار و دويست و شانزدهء هجرى . نسخه‌ها 5 / 3726 « شاهنامهء منثور » ( 1 نسخه ) ؛ ريو 2 / 541 .

* درياى عشق .

مير محمد تقى دهلوى متخلص به مير ( م 1225 ق ) . داستان‌هاى اخلاقى و عرفانىست به نثر و نظم . سپس خود او آن را به همين نام به نظم آورده است . جميل جالبى ، تاريخ ادب اردو ، ج 1 ص . . .

* درياى گوماتى .

Gomati
فتح چند منشى ( م 1181 / 1767 م ) . مشترك 5 / 336 . « قصهء درياى گوماتى » ، همانجا « داستان گوماتى » ؛ هندوون كاحصه 98 « قصهء درياى گومتى » ؛ ريو 2 / 827 .

* دزدان بصره :

داستان هفت تن دزد چالاكى كه با دزديهاى خود مردم را بىامان ساخته بودند . آغاز : حمد له . گفته‌اند و مىگويند كه در شهر بصره هفت تن مىزيسته‌اند كه از خردسالگى دوست يكديگر .