آزادان ديگر هم در ضمن دهستان « كنار رودخانه » در شهرستان گلپايگان ذكر كردهاند . اين آزادان ديه حقير و فقيرى است كه فقط 17 نفر جمعيت دارد .
واژهشناسى :
براى معنى اين كلمه به زحمت نمىافتيم . جزء اول آن همان « آزاد » و « ان » علامت نسبت و پسوند جمع كثرت است . فى الحقيقه نام آزادمردان بر اين ديه نهاده شده است . گمان نمىرود از رجالى كه به آزادان منسوباند به دو ديه كوچكتر كه ذكر كرديم منسوب باشند و به ناچار به همان ديه بزرگ آزادان نزديك اصفهان شايستهتر است نسبت داده شوند . ياقوت مىگويد :
آزادان ( با ذال معجمه ) قريهاى است از قراء هرات ؛ و بعد از قول حافظ بن نجار مىگويد كه قبر شيخ ابو الوليد احمد بن ابى رجا كه استاد و شيخ بخارى معروف بوده است در آنجاست و بعد مىگويد كه يك قريه هم از قراء اصفهان به اين نام ناميده مىشود و از جمله رجالى كه به اين قريه منسوباند ابو عبد الرحمن قتيبة بن مهران مقرى آزادانى را ذكر كرده است .
آزان
z n
آزان ديهى است در دهستان برخوار و ميمه از شهرستان اصفهان كه بسيار بزرگ است و در سال 1345 جمعيتى برابر 1375 نفر داشته است . « 1 »
دهستان ميمه از مراكز كهن تمدن ايران است و نامهاى كهنى نيز مثل ونداده ، وزوان ، موته ، ميمه ، خسروآباد و آزان نشانهء اين قدمت است . در ميمه زبان و لهجهء خاصى كه با لهجه و زبان اردستانى و قهرودى و نطنزى و جوشقانى بستگى و نسبت فراوان دارد ، رايج است . چون دهستان ميمه از آب قنات مشروب مىشود و قناتها كمآب شده است ، شكوفايى اقتصاد كشاورزى هم كمتر شده است و برعكس صنعت قالى در اين دهستان به جاى كشاورزى و دامدارى شكوفا گشته است و قاليهاى جوشقانى ، كه به اين شهرت نامبردار است ، در اين نواحى بافته مىشود . براى ما آنچه اهميت دارد واژهء نام آن است كه به آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
ذيل عنوان « آز » « 2 » توضيح دادهايم كه « آز » تحريف يافتهء كلمهء « آو + ز » است
هامش
( 1 ) - جمعيت آن در سال 1375 به 654 خانوار و 2728 نفر افزايش يافته است .
( 2 ) - ن . ك . به : عنوان آز در همين فرهنگ .