پسوند ، پسوند اتصاف است همچنانكه در « آبانگان » ، « مهرگان » ، ( معرب مهرجان ) و بسيارى ديگر داريم و روىهمرفته واژه باز به معناى زمين منسوب به قنات است يا جايى كه قنات خوب و آب خوب دارد .
با واژهء « كر » در سرتاسر ايران امكنهء بسيارى نامبردار مىباشد همچون كرجان ( تبريز ) درست معادل كرزان ( تويسركان ) ، كرزا ( لار ) ، كرجار ( كاشان ) ، و بسيارى ديگر كه همه صورت و تركيبى بدينگونه دارند .
كرسگان
Karasg n
به فتح اول و ثانى نام ديه كوچك و بسيار دلاويزى است در كنار جادهء اصفهان به شهركرد و بسيار نزديك به فلاورجان « 1 » كه آن را در عداد ديههاى دهستان اشترجان « 2 » به حساب آوردهاند .
جمعيت آن در سال 1345 ( ملاك آمار ما ) فقط 286 نفر بوده است ولى امروز به حكم اينكه بلوك لنجان كه اين ديه هم جزو آنهاست از لحاظ اقتصادى و اجتماعى بسيار ترقى كرده است جمعيت آن بيشتر است . « 3 »
از لحاظ تاريخ و جامعهشناسى روستايى چيزى در اينجا نيست كه لزومى به ذكر داشته باشد . دربارهء تاريخ آن هم چه در اين ديه و چه در روستاهاى اطراف ، اطلاعات كمى در دست است كه همه را در ذيل عنوان لنجان و النجان به تفصيل آوردهايم .
واژهشناسى :
على الاصول و با توضيحاتى كه از اين به بعد خواهيم آورد ، خواهيم ديد اين واژه تخفيفيافتهء « كهريز اسكان » است و از سه جزء « كهر » معادل « كهريز » و « اسكان » معادل « اسك + ان » تركيب يافته است و مىدانيم كه « ان » پسوند كثرت و نسبت است . در مورد « كه » و « كهريز » بايد دانست كه دستهء زبانهاى شرقى و هند و ايرانى يك نحوهء تلفظ وجود دارد مثل
Ph , Kh , Bh , Ch
كه در اين واژهها « واگ » ،
H
آنقدر ضعيف تلفظ مىشود كه اصلا شنيده نمىشود . در زبانهاى دستهء غربى هند و ايرانى مثل فارسى باستان اين تركيب
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به همين كتاب ذيل عناوين مربوط .
( 2 ) - رجوع كنيد به همين فرهنگ ذيل همين عنوان .
( 3 ) - در سال 1375 جمعيت كرسگان به 2550 نفر افزايش پيدا كرده است .