آپاران تلفظ مىشود . جزء اول همان صورت كهن « اپ » است كه در آپادانا داريم به معنى آب و جزء دوم حرف « زينت » است براى جدا كردن حروف مصوت متتابع و جزء سوم همان « ان » پسوند كثرت و نسبت است و معنى كلمه همان آبان است به صورت بهتر و روشنتر .
قابل توجه است كه برخى آن را آفاران مىخوانند و « پ » پارسى را به « فاء » تبديل مىكنند و اين امر در زبان پارسى شياع دارد .
من در انديشهء خود گاهى پنداشتهام كه تقطيع اين واژه به صورت « اپ + ويهاران » مىباشد و در اين صورت معنى آن « آببهاران » است كه بىمناسبت با محل نيست .
توضيح اينكه ديه ديگرى هم در اصفهان به نام بهاران و بهارانچى داريم كه در تداول عامه آنرا پارون تلفظ مىكنند كه بهموقع از آن ياد خواهيم كرد . اما من خود همان وجه تسميهء نخستين را بهتر مىپسندم .
آتشگاه
ta ( e ) S g h
آتشگاه در حال حاضر ديهى به شمار نمىرود . هرچند كه در سالهاى اخير برخى مغازهها ، انبارها و فروشگاهها در كنار آن برآوردهاند ، ولى چون هدف ما اسامى ديههاست و تحقيقات خود را بر روى آنها منحصر مىداريم ، دربارهء آتشگاه سخن را به درازا نمىكشيم .
ولى بايد بگوييم كه به حكم اينكه در تاريخ اصفهان « آتشگاه » و « بيت النّار » مكرر در مكرر در منابع موجود آمده است مىتوان براى آن اعتبارى خاص منظور داشت .
در حال حاضر بر روى كوه كوچكى به فاصلهء 20 كيلومتر از سوى باختر اصفهان و در جلگهء با صفاى فرحانگيزى قرب و مشرف بر رودخانهء زايندهرود عمارات ويران و آثارى قرار دارد كه به احتمالى به دورهء اشكانى و به زعم قوى متعلق به دورهء ساسانيان است . موقعيت محلى از اين باب كه زردشتيان قديم آتش مقدس را همواره در جايى قرار مىدادهاند كه در ديدگاه مردم باشد و ديگر كيفيت و نقشهء ساختمان و مصالحى كه در آن به كار رفته و شهرت اين محل برحسب وجود منابع بسيار به آتشگاه همه و همه نشان مىدهد كه بر روى اين كوه يكى از آتشگاههاى زردشتى وجود داشته است و در روى بلندى بر همهجا اشراف داشته است . مصالح ساختمان آن اگرچه گل و خشت است ، ولى باز هم قدمت و كهولت از آن پيداست .