به صحراى فلاورجان نيست و ديه بزرگ و معتبرى هم هست در حومهء اردستان ، « 1 » و تركيب چنين است « گو + نى + ان » جزء اول همان تخفيف يافته صورت گو
( Gow )
به معنى گاو است و جزء دوم ممال يايى « نا » به معنى آب است و جزء آخر پسوند كثرت و نسبت است . « 2 » يعنى گاوآب . كمى بالاتر در جنوب فلاورجان ديه گاونان است كه مىتوان آن را با گونيان مقايسه كرد . و كى گاو مرده در آن سوى رودخانه در جريان است و تسميه به اسم گاو سخت رايج و مطلوب .
فلفلان
Felfel n
حافظ ابو نعيم از آن ياد كرده است ، ولى امروز جايى به نام فلفلان در اصفهان شناخته نيست .
جابرى انصارى در چند مورد از آن به نام « فلفلى » ياد مىكند . « 3 » اما در ادامهء كوشش خود براى معنى و صورت اصلى اين كلمه بايد دانست كه فلفلان لابد صورت معرب نامواژهء اصلى است كه آن نامواژه به زبان بنياد برمىگردد .
واژهشناسى :
فلفلان به خودى خود و به معناى فلفل همان كه در ادويهء تند و تيز از آن ياد مىشود چندان براى تسميهء محل شايسته نيست . مگر اينكه دليل خاصى براى آن وجود داشته باشد . مثلا فلفل زياد توليد كند و مىدانيم در اصفهان فلفل توليد نمىشود . پس بايد به فكر بود كه صورت اصلى آن كلمهء ديگرى بوده است و چون « ل » و « ر » به هم تبديل مىشوند بنابراين صورت اصلى كلمه « فرفران » است . « فرّ » از همان ريشهء كلمهء فرّهء اوستايى به معناى شكوه ، در نامهاى امكنهء بسيار ديده مىشود . چنان كه فرّان ( اردستان ) ، فرامان ( كرمانشاه ) و فران ( لنجان ) و غيره .
فلفلچى
Felfelc ? i
فلفلچى نام محلتى بوده است در شمال اصفهان و در غرب طوقچى و پيش از دردشت و چون بناى ما توضيح جميع واژههاى اصفهان است ، به اين واژهء مهم مىپردازيم . امروز فلفلچى باز
هامش
( 1 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 7 .
( 2 ) - همين فرهنگ در همين نامواژه .
( 3 ) - ن . ك . به : جابرى انصارى ، تاريخ اصفهان .