توسعهء كشاورزى آبادتر و پرجمعيتتر شده است . « 1 » به حكم اينكه اين ديه در دهستان گركن ، كه نام رايج آن در تداول عموم گود گركن است ، واقع مىباشد ، از سوابق ايام هوايى بسيار گرم و نامطلوب و سرزمينى باتلاقى داشت . هواى آن گرم بود و مرطوب و بلاخيز ، چونكه در گودى حوضهء مادى گركن واقع بود و از اين جهات وضع آن بسيار سخت بود . از لحاظ جامعهشناسى روستايى دربارهء گركن و ديههاى آن به تضاعيف گفتوگو كردهايم و به تفصيل بيشتر در ذيل عنوان گركن كه نام بلوك است هم سخن خواهيم گفت . اينجا اجمالا اشاره كنيم كه به حكم نداشتن اقتصاد محكم و نبودن شيوهء معيشت عالمانه ، نشانى از حضارت و تمدن كهن در مردم بلوك عموما و اين ديه خصوصا ديده نمىشود . بناى استوار و كهن نيز در خود ديه و اطراف آن وجود ندارد . ديوارهاى خشتى با پوشش چوبى سقف آن و كوچههاى پرگل و گرد و خاك و كثيف ، اين است هرآنچه اين ديه را بهوجود مىآورد .
اخيرا در آن لولهكشى آب صورت گرفته و حمامى دارد و مدرسهاى و مسجدى همه از آجر با درهاى آهنى ، نشان و نمودارى از تمدن باخترى و تمايل مردم به شهرگرايى نيز بسيار است . روستا را حالا مىبينى كه دارد از پوستهء كهن بيرون مىآيد و به صورت شهرى بىقواره و نامطلوب در مىآيد .
اين ديه سابقا جزو املاك خالصه بود . كه مرحوم حاج شيخ نور الله نجفى از پيشوايان مشروطه خريدارى كرده بوده است ، ولى در حيات آن مرحوم ، ( وفات 1306 ه . ش ) در آبادى كامل آن توفيق نيافت . پس از فوت نيز اين ديه ، به انضمام رقبات ديگرى را وقف كرده است . در دورههاى اخير پس از اينكه از دست مستأجرين بسيار گذشته ، در اواخر دههء چهل آن را به زارعان فروختند و اخيرا در جمهورى اسلامى كه قانون فروش رقبات موقوفه به زارعان القا شد ، دوباره به صورت وقف درآمده است و همچنان بىسرپرست باقى مانده است تا بعدها چه شود . به حكم اينكه شيوهء ما تحقيقات جامعهشناسى بسيار نيست به نام اين ديه مىپردازيم .
واژهشناسى :
اگر اين واژه را تقطيع كنيم به دو جزء « سم » و « سان » برمىخوريم . جزء اول
هامش
( 1 ) - در سال 1375 جمعيت اين روستا به 881 نفر رسيده است .