چمكاكا
- چم
چمگوساله
- چم
چملان
- چلمان
چوم
C ? um
اين نام معماگون كه در فهرستها از آن به نام قلعهء چوم ياد كردهاند ، ديهى است افتاده بر خاور اصفهان در كرانهء جنوبى رودخانهء زايندهرود و نزديك به پلى به همين نام كه تا شهر اصفهان حدود 15 كيلومتر ( فاصله تقريبى است ) فاصله دارد . در حال حاضر چوم ديه بسيار كمجمعيتى است . « 1 » در اول اراضى دشت حاصلخيز كرارج براآن قرار دارد و با اشكاوند همسايهء بسيار نزديك است و داراى يك پل قديمى بر زايندهرود است . زمين حاصلخيز ، آب فراوان ، همهء زمينهاى مربوط به اين ديه را سرسبز و آبادان كرده است و در حال حاضر اكثر آن تبديل به باغهاى تفريحى مالكين شهرى شده و چوم درختستانى بزرگ است . گفتيم نام آن قديمى است و اينك نام آن .
واژهشناسى :
چوم به اين صورت در زبان پارسى حاضر معنى ندارد ولى چون حرف « ج » با « ك » قابل تبديل است و در بسيارى گويشها چنين مىشود . بنابراين چوم معادل « گوم » يا « كوم » است و مىدانيم كه اين كلمه چنان كه در امثلهء بسيارى مانند قمشه و قمشان و كمشه و كمشچه و قمبوان و جمبزه داريم همه به معناى آب و قنات است . اينجا نيز « گوم » يا « كوم » به همان معناى قنات مىباشد . « 2 » بنابراين چوم يعنى آب ، منتهى آبى كه به خصوصيتى به دست مىآيد يعنى با قناتى در توسعهء معنا يا جويى و به همين جهت نيز « گوم » يا « كوم » معادل « چوم » نام مىگيرد .
تنبيه : گفتيم كه چوم به اين صورت به عنوان مزرعه ( ديه كوچك ) در اصفهان در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور آمده است . ولى به اسامى چومان ( بانه و پيرانشهر ) ، چوملان ( مهاباد ) ، چوملو ( سقز ) ، چومه ( خرمشهر ) و غيره آمده است و همهء اينها از همان ريشهء چوم
هامش
( 1 ) - در سال 1355 قلعهء چوم 480 نفر جمعيت داشته است .
( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى كمشچه و جمبزه در همين فرهنگ .