متروك مانده و قناتهاى آن خشكيده است و مردم آن مهاجرت كردهاند و براى ما جز نامهاى باشكوه و فاخرى از خود باقى نگذاشتهاند . وجود اين نامها نشاندهندهء همان تمدن قديمى است و باز نشان اين است كه آب در ايران مركزى رو به قلت نهاده است و دايم ديهها متروك مىشود و قناتها خشك ، اگر نه چنين بود ، سرتاسر ناحيهء جنوبى و شمالى كوهستان كركس با ديههاى پردرخت ، آباد و خوش آب و هوا همچنان وجود داشت .
ديههاى جنوبى ، بيشتر خشكيده و اشجار آن خوشيده و مردم آن اين امكنه را رها كردهاند و رفتهاند ولى ناحيهء شمالى آنكه متوجه اردستان و جلگهء آن است هنوز آباد است . براى توضيحات بيشتر نگاه كنيد به نامهايى از قبيل جزه ، پازه ، گوران ، كران ، لودريچه و هندرستان و هريزه و غيره در همين كتاب از اينرو مىپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
باش از دو جزء « ب + آش » تركيب يافته است . جزء اول آن مصحف واژهء « به » است و جزء دوم آن « آش » همان واژهء آب است كه در امثلهء متعدد بهصورت اوزه ، ايچ ، ايچى ، ايج ، ايژ و آش در مىآيد و دو جزء روى هم به معناى « بهآب » است جايى كه قنات خوب و خوش دارد . « 1 »
باشى
B S i
باشى ( بالا و پايين ) دو ديه است در دهستان جوشقان از شهرستان اصفهان . باشى بالا فقط هفت نفر و باشى پايين 36 نفر جمعيت داشته است . « 2 » براى توضيحات بيشتر نگاه كنيد به نامواژهء باش .
باطرقان
B t ( t ) erq n
باطرقان ( باترقان - باترگان ) ، اينك جايى در اصفهان بدين نام نامبردار نيست ، ولى بنا به منابع تاريخى مىدانيم كه اين نام يكى از نامهاى كهن ايران و يا بهتر بگويم نامهاى كهن
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : اين نامواژهها در فرهنگ . آ . م . م .
( 2 ) - براى توضيحات بيشتر نگاه كنيد به نامواژههاى جوشقان و ديههاى تابع آن چون رجان ، تودشك ، اروجه ، گريز و غيره در همين فرهنگ .