است و « ان » پسوند نسبت و كثرت كه به جاى صورت دشوار كلمهء يعنى « اشكان » صورت آسان اشكران آمده است . سخن را تمام بگوييم در خراسان نيز ديهى به همين نام وجود دارد كه در نشريهء شمارهء 269 مركز آمار ايران ، ذكر شده است « 1 » و در عداد ديههاى روستاى چناران آن را قلمداد كردهاند و جمعيت آن را هم 42 نفر ذكر كردهاند . بىگمان واژهء اشكران با « اسگران » ( عسگران ) و « اسگلان » همه يك اصل و منشأ دارد و صورت صحيح آنها هم همان اشكران است . ظاهرا در تلفظ كهن اشكهه بوده است و به همين جهت در بعضى موارد اين حرف « ه » باز مىگردد ، مثل اشگهان ، اشكهران و غيره . « 2 »
اشكستان
A S kest n
در بلوك حومه از شهرستان نايين دو محل داريم به اسامى اشكستان و اگرچه اين دو ديه چندان بزرگ نيست ، يكى فقط 12 نفر و ديگرى 58 نفر جمعيت دارد ، « 3 » كه لابد به حكم اينكه آبهاى قناتهاى اطراف نايين همه تقليل پيدا مىكند و اين تقليل دايمى است ، آب اين دو ديه هم كم شده و جمعيت آنها كمتر شده است ، ولى نامشان يادآور و مؤيد همهء آنچه در واژهء اشكذر گفتيم مىباشد .
واژهشناسى :
با تركيب كلمهء اشكستان آشناييم « اشك + ستان » و « ستان » پسوند معروفى است كه در گلستان و باغستان و غيره داريم .
دربارهء واژهء اشكستان انديشهء ديگرى هم بر نويسنده دست داده است و مخصوصا در مورد اين دو ديه و مشابهات آنكه سخت درست مىنمايد . توضيح آنكه كلمهء « اشك » به معناى شاخ و درخت هم آمده است و گاهى معادل كلمهء « اسك » مىآيد به هر صورت « اشك » و « اسك » دو واژه است كه به معناى شاخ درخت است و من ترجيح مىدهم اشكستان را به اين معنا بگيريم چونكه اشكستان به معناى درختستان است و باز هم به مناسبت در طى مقالات اين كتاب به اين مسأله اشارت خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريه 269 م . آ . ا . ص 241 .
( 2 ) - به اشگهان مراجعه شود .
( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 76 .