( ميان ) آنها بيرون نمىرود ، و وليعهدهايى دارند ، همچنين دبيران و پزشكان نيز از اشراف و در همه جا ( ى اين سرزمين ) از چند خانواده محدودند و اين كارها در دست همين خانوادههاست . شاهان هند از يك پادشاه واحد تبعيت نمىكنند بلكه هر شاهى ، پادشاه سرزمين خويش است و بلّهرا شاه شاهان هند است .
اما چينىها وليعهد ندارند . چينيان مردمى خوشگذرانند . ولى هنديان پرداختن به سرگرمى و خوشگذرانى را عيب مىدانند و به خوشگذرانى نمىپردازند .
منع شراب در هند
آنها ( هنديان ) شراب نمىنوشند حتى سركه هم نمىخورند زيرا آن نيز از شراب است . اين كار ( آنها ) از روى ديانت نيست ولى در حد يك تعصب است .
هندىها مىگويند هر پادشاهى كه شراب بنوشد ، شاه نيست . چون در اطراف آنها پادشاهانى هستند كه پيوسته با ايشان در جنگند . اين است كه آنها معتقدند پادشاهى كه مست باشد چگونه مىتواند بر مملكتى حكومت كند و امور آن را بگرداند .
نزاع بر سر پادشاهى در هند
در اين كشور گاهى هم بر سر اورنگ پادشاهى نزاع در مىگيرد ولى بندرت اتفاق مىافتد . من نديدهام كسى بر مملكت ديگرى غلبه كند مگر قومى كه نزديك مالابار « 1 » از سرزمين فلفل زندگى مىكنند . هر پادشاهى كه بر مملكت ديگرى غلبه كند ، شخصى از خانواده پادشاه مغلوب را بر سر كار مىآورد كه زير فرمان او باشد چون مردم آن كشور به غير از اين ( كار ) رضايت نمىهند ،
هامش
( 1 ) .Malabar.